چرا آل‌سعود به دنبال شهر دیرالزور است؟

گروه های مسلحی که در داخل شهر "دیر الزور"، مرکز استان دیر الزور و ریف آن، در شرق سوریه چه گروه هایی هستند و چه مناطقی از این شهر را در اختیار دارند. این مطلب به تفصیل به این موضوع می پردازد.

گفته شده است، تمام گروه هایی که در شهر دیر الزور درحال مبارزه علیه نظام سوریه هستند، از اهالی ریف دیر الزور و مناطق خارج از شهر هستند و دارای تابعیت های مختلفی می باشند و به شکلی گسترده در مناطق الجبيله، العرفی، الحويقه، الشيخ ياسين، الحميديه، كنامات، الرشديه، العمال، الرصافه، الصناعه، المطار القديم که مناطق مختلف این شهر را تشکیل می دهند، پراکنده  و مستقر هستند و بالطبع تمام این مناطق که ذکر آنها رفت، تحت تصرف و کنترل گروه های مسلحی است که مورد حمایت عربستان سعودی هستند.

یکی از دلایل حمایت عربستان سعودی از این گروه های مسلح نیز روابط عشیره ای و قبیله ای موجود بین برخی از قبایل و عشایر سعودی با قبایل و عشایر سوری و انتشار اندیشه ها و افکار "وهابی" میان اهالی دیر الزور و به خصوص ریف آن است. به گونه ای که کمک های مورد نیاز این گروه های مسلح از طریق ریف دیر الزور به دست گروه های مسلح موجود در شهر می رسد.

یکی دیگر از منابع درآمد گروه های مسلح مستقر در دیر الزور را باید فروش نفت خام چاه هایی است که در شرق سوریه قرار دارند و به تصرف گروه های مسلح درآمده اند. گروه های مسلح نفت این چاه ها را به ترکیه برده و در آنجا به فروش می رسانند، چون درحال حاضر اغلب چاه های نفت و گاز شهر دیر الزور در تصرف گروه های مسلح این مناطق است.

مهمترین گروه های مسلحی که در دیر الزور حضور دارند، گروه های سلفی جهادی تکفیری هستند و بارزترین این گروه ها عبارتند: جنبش طالبان، جبهه النصره، گردان جعفر الطيار، گردان القعقاع که شبیه گردان های الفاروق در شهر حمص است و گردان مته.

تمام مناطق مسکونی که تحت تصرف و کنترل گروه های مسلح قرار دارند، بیش از 80 درصد تخریب و ویران شده اند.

اما مناطق تماس در شهر بین گروه های مسلح و ارتش سوریه عبارتند از: خیابان باشگاه افسران یا (نادي الضباط)، میدان المدلجی، دفاع مدنی، میدان حمود العبد، پل السياسيه، منطقه حويقه، منطقه الرشديه و خیابان سينما فؤاد.

مناطق حضور تک تیراندازان وابسته به گروه های مسلح نیز مناطق زیر را در برمی گیرد: الجبيله، الحويقه، الحميديه، الشيخ ياسين، العرفی، مساكن الحزب، العمال، جسر السياسيه، الرصافه و الانطلاق القديم.

مناطق حضور تک تیراندازان ارتش سوریه نیز عبارتند از: منطقه "الجوره" در استان و در نزدیکی دوایر امنیتی وابسته به ارتش. این درحالی است که تمام موارد هدف گیری های صورت گرفته از سوی تک تیراندازان در شهر دیر الزور در مناطق حضور تک تیراندازان گروه های معارض صورت گرفته است.

مهمترین عملیات های انتحاری که شهر دیر الزور شاهد آن بوده است:

- عملیات انتحاری از طریق منفجر کردن خودرو بمبگذاری شده در منطقه "غازي عياش" که در جریان آن ده ها شهروند سوری کشته و زخمی شدند.
- عملیات انتحاری منفجر کردن یک تانکر حامل 5 تن مواد منفجره در منطقه "الجبيله".
- عملیات انتحاری یک کامیون بزرگ حامل حدود 10 تن مواد منفجره در نزدیکی ساختمان بیمه اجتماعی در منطقه "الحويقه".
- عملیات انتحاری منفجر کردن یک خودرو بمبگذاری شده که کلیسای سریانی های دير الزور را هدف قرار داد.
- عملیات انتحاری منفجر کردن یک خودرو بمبگذاری شده در نزدیکی میدان "غسان عبود" در نزدیکی منطقه پل "السياسيه".
تمام این عملیات ها را گروه های مسلح به ویژه گروه های وابسته به "جبهه النصره" از طریق انتشار اعلامیه هایی در صفحه های اینترنتی خود مسئولیت آن را برعهده گرفته اند.

مهمترین مقرها و مراکز امنیتی و نظامی که ارتش سوریه در استان دیر الزور از آن عقب نشینی کردند، عبارتند از:

- دایره امنیت سياسی منطقه الحويقه.
- یگان توپخانه شهر "الميادين" در ريف شرقی دير الزور.
- فرودگاه "البوكمال" در ريف شرقی دير الزور.
- فرماندهی پلیس شهر منطقه الحويقه دير الزور.
- دایره امنیت نظامی خیابان "سينما فؤاد" ديرالزور.

علاوه بر عقب نشینی تمام عناصر نیروهای حکومتی از قرارگاه‌های امنیتی و پاسگاه‌های پلیس تمام مناطق ریف دیر الزور.

مهمترین عملیات‌های ترور شهر دیر الزور و ریف آن:

- تلاش برای ترور "سمير الشيخ"، استان سابق دیر الزور.
- تلاش برای ترور "رياض الاسعد"، فرمانده "ارتش آزاد سوریه" در شهر المیادین استان دیر الزور که منجر به قطع پای وی شد.
- ترور "فيصل احمد ظاهر"، معاون رئيس دایره امنیت نظامی دير الزور.
- ترور سرگرد "الايهم الحمد"، خواهر زاده سرلشکر "آصف شوكت" در منطقه "الرصافه" دير الزور.
- ترور "شریده العلی"، رئيس سندیکای کشاورزان دير الزور.
- ترور "شهناز محمد"، عضو فدراسیون ورزش‌های عمومی سوریه.

مهمترین مناطقی که در آنها دعوت به جهاد علیه نظام سوریه صورت می‌ گیرد:

- دفتر دعوت و ارشاد اسلامی که مقر آن در ريف شرقی دير الزور است و برای جذب جوانان، نوجوانان و کودکان زیر 18 سال فعالیت می کند و مهمترین مقرهای آن در مناطق "شحيل"، "الميادين" و "البوكمال" است.

- دفتر جریان سلفی جهادی سازمان جهانی القاعده که مقر آن نیز در ریف شرقی دیر الزور است و در حوزه جذب حمایت های نظامی و افراد مسلح غیر سوری و بیگانه از سراسر جهان برای مبارزه با نظام سوریه فعالیت می کند.

- جنبش طالبان سوريه که به صورت مستقیم وابسته به جنبش طالبان در پاكستان و افغانستان است. مقر جنبش طالبان سوريه در ریف ريف دير الزور و همچنین در دو منطقه الشحيل و الميادين است و در حوزه جذب جوانان و مردان در مناطق مختلف ریف دیر الزور و حمایت مالی ونظامی از گروه های مسلح فعالیت می کند.

مهمترین گروه های مسلح فعال در استان دیر الزور:

گردان احرار الشام یا آزادگان شام، گردان غرباء الشام یا غریبان شام، گردان شهداء الفرات یا شهدای فرات، گردان انصار السنه یا یاران اهل سنت، كتيبه الخضرا یا کتیبه سبز، گردان موته، گردان احرار الشحيل یا آزادگان الشحیل، گردان الله اكبر، کتیبه های احفاد محمد یا نوادگان محمد، گردان الاحواز، کتیبه های الحبيب المصطفى، گردان القادسيه، كتيبه معاذ الركاض، گردان احرار الشعيطات یا آزادگان الشعیطات، كتيبه الحجاج بن يوسف الثقفی و گروه های بسیار مسلح دیگر که تعداد آنها به 350 گروه می رسد و بافت و ساختار اغلب آنها سلفی جهادی تکفیری است و این درحالی است که برخی از این گروه ها دارای گروه های ویژه ترور هواداران نظام سوریه هستند.

مهمترین تابعیت های غیر سوری موجود در صفوف گروه های مسلح:
افغانی، لبنانی، تونسی، كويتی، سعودی و چچنی.

مهمترین روستاهای ریف شرقی دیر الزور که گروه های مسلح کنترل آنها را در دست دارند:

البو كمال، الميادين، المو حسن، القوريه، شحيل، مراط، ابو خشب و البصيره.
- در این میان روستای المو حسن به کانون مخالفت علیه نظام سوریه معروف شده و گفته می شود، تحرکات اعتراض آمیز و مسلحانه علیه نظام سوریه از این منطقه آغاز شد و ملقب به "مسکو کوچک" است، چراکه افکار و اندیشه های کمونیستی بر آن غالب است و افسران ارشد نظام سوریه از فرزندان این روستا هستند. المو حسن هم اکنون به مقر گروه های وابسته به جبهة النصره تبدیل شده است.
-  شحیل که بر سر راه المیادین قرار دارد و پناهگاه هیئت شرعی جبهه النصره و مقر مهمترین سران و رهبران سازمان القاعده و مقر اصلی جنبش طالبان در سوریه به شمار می آید. این شهر از جمله شهرهایی است که انتحاری های بسیاری را راهی مناطق و شهرهای مختلف سوریه کرده و اغلب انتحاری های این شهر خود را در این عملیات ها منفجر کردند. همچنین شحیل بسیاری از مردان خود را برای مبارزه با نظام سوریه به میدان های نبرد در مناطق مختلف دمشق و ریف آن و همچنین شهرها و مناطق مختلف رقة و حسكة و قامشلي و حمص و به طور مشخص در شهر القصير کردند.

مهمترین روستاهای ریف غربی دیر الزور که گروه های مسلح کنترل آنها را در دست دارند: حطله، الكسره، معدان، التبنی، محيميده، الخريطه و الشميطيه.

- حطله: حطله از جمله روستاهای حامی نظام سوریه به شمار می آید که اهالی آن اصلا سلاحی حمل نمی کنند. از گذشته های دور اهالی طایفه شیعی این روستا توسط گروه های دیگر قتل عام شده اند که آخرین آن چندی پیش روی داد و یکی از گروه های وابسته به جبهه النصره در ريف شرقی دير الزور از تابعیت های مختلف عربی اقدام به قتل عام شیعیان این روستا کردند.

- محيميده: روستای محيميده زادگاه "نواف لبشیر"، معارض سوری و عضو بیانیه دمشق و پایگاه قبيله "البكاره" و مقر مهم گردان های غربای شام و آزادگان شام به سرکردگی "لورنس نواف البشير".

مهمترین عشایر و قبایل دير الزور عبارتند از: البو سرايا، البكاره، العكيدات، عنزه، طي و جبور.

مهمترین بزرگراه های بین المللی شهر دیر الزور عبارتند از:

- بزرگراه های بین المللی دير الزور - تدمر - دمشق که کنترل کامل آن را ارتش سوریه در دست دارد و در آن تنها مرکز ایست و بازرسی گردان ابو جعفر الطيار در نزدیکی روستای "كباجب" وجود دارد.

- بزرگراه های بین المللی دير الزور - الرقة - حلب که در کنترل گروه های مسلح است و هیچ نیروی دولتی و حکومتی در آن مشاهده نمی شود.

- بزرگراه های بین المللی دير الزور – الحسكه که هم اکنون به دلیل درگیری هایی که شاهد آن بوده مسیرهای آن به سمت الميادين و ريف آن تغییر کرده است.

- بزرگراه های بین المللی دير الزور - عراق که به دلیل قرار گرفتن در مسیر بزرگراه های بین المللی فرودگاه دیر الزور به طور کامل بسته و مسیرهای آن به سمت الميادين و ريف آن تغییر کرده است.

مهمترین شرکت ها، کارخانه ها، موسسات و مراکزی که غارت شده و یا به طور کامل نابود شدند، عبارتند از: کارخانه گاز، شركت نفتی الفرات، شهر صنعتی دیر الزور، مديريت خدمات فنی، شهرداری، شركت کانادایی فرآورده های نفتی شمبر جير، شركت فرانسوی فرآورده های نفتی شل، مركز تحقیقات کشاورزی، کارخانه ستون های بتونی، بیمه های اجتماعی، بانک کشاورزی، مرکز آمارگیری و جمعیت، مرکز آموزش، بیمارستان ملی، بانك خون، بیمارستان قلب الفرات، اداره برق، سازمان آب، حوضچه آب فرات، منابع آب، بانک اعتباری، بانک بیمو، بانک بین المللی سرمایه گذاری، بانک اسلامی، بانک بازگشت، پست بانک، اداره ارتباطات، سينما الكندي، بیمارستان های خصوصی النور و العبود المرزوق، بیمارستان کودکان، سیلوهای گندم، دانشکده های علوم و ادبیات و پتروشیمی و نفت.

مهمترین مراکز حکومتی که از سوی گروه های مسلح به سرقت رفته و پس از غارت اموال آن برای فروش به ترکیه منتقل شدند، عبارتند از: کارخانه نیشکر، کارخانه ریسندگی و بافندگی، شهر صنعتی دیر الزور، کارخانه کاغذ سازی، خطوط آهن ارتباط دهنده دير الزور – حسكه - قامشلي و میان دير الزور – حلب - دمشق.

مهمترین تاسیسات و مراکز عمومی و تاریخی و باستانی که به طور کامل تخریب شده و از بین رفته اند، عبارتند از:

- پل معلق: گروه های مسلح اقدام به بمبگذاری و تخریب آن کردند.

- کلیسای شهدای ارمنی: این کلیسا به طور کامل توسط گروه های مسلح غارت و مجسمه های عظیم و بزرگ آن مخصوص شهدای کشتار ارمنی ها به سرقت و به ترکیه منتقل شد. این کلیسا در منطقه "الرشدیه" قرار دارد و گروه های مسلح بر آن تسلط و کنترل دارند.

- مجسمه شاعر الفراتي: سر مجسمه این شاعر بزرگ سوری از سوی عناصر جبهة النصره به بهانه بت پرستی قطع شد.

- کلیسای سريانی های الفرات: این کلیسا در اولین روز عید قربان گذشته بمبگذاری و منفجر شد. یکی از دلایل بمبگذاری این کلیسا توسط جبهه النصره قرار داشتن آن در نزدیکی یک مقر نظامی بزرگ در شهر دیر الزور است.

این جدای از غارت بسیاری از آثار باستانی و تاریخی نادر برخی اماکن شهر مانند مملكت ماري و آثار الصالحية و قلعه الرحبة و آثار حلبية و زلبية است.

مشرق نیوز

نرگس محمدی (ستایش) را اعدام نکنید

به گزارش مشرق به نقل از 598، «سازمان عفو بین‌الملل» که برخلاف نام خود ، تنها یک سازمان مردم نهاد غیر دولتی و بین المللی یا INGO است و هیچ ارتباطی با سازمان‌های قانونی و رسمی جهان ندارد. یکی از چند ده موسسه ای است که با حمایت دولت های غربی همواره تلاش می کند با ارائه گزارشات کذب، جمهوری اسلامی ایران را به عنوان یکی از کشورهای ناقض حقوق بشر معرفی نماید. این در حالی است که برخورد نهادهای رسمی بین المللی با مقوله حقوق بشر در ایران کاملا متفاوت است؛

مساله حقوق بشر و آنچه نقض حقوق بشر در ایران خوانده می‌شود، موضوعی است که به شدت از سوی مخالفان جمهوری اسلامی ایران پیگیری می‌شود؛ به ویژه در سال‌های اخیر و در جریان حوادث پس از انتخابات، این مساله به یکی از محورهای اصلی و ترجیع‌بند سخنان جریان ضدانقلاب تبدیل شد و از سوی غرب و علی‌الخصوص آمریکا نیز به طور متمرکز پیگیری شد که نهایتا به تعیین گزارشگر ویژه حقوق‌بشر برای ایران منجر شد.

این سازمان عفو بین الملل در اشتباهی فاحش، به جای عکس سکینه محمدی آشتیانی، عکس و نام نرگس محمدی بازیگر نقش ستایش را در بیلبورد تبلیغاتی که برای آزادی سکینه محمدی آشتیانی در شهر وین اتریش نصب کرده بود  درج نمود و در ذیل این بیلبورد از جامعه جهانی درخواست نمود  که با فشار به دستگاه قضایی ایران مانع اعدام نرگس محمدی ! شود .

بیلبورد سازمان عفو بین الملل در خصوص عدم اعدام نرگس محمدی!



سکینه محمدی آشتیانی

گزارشگران ناشی این سازمان به اصطلاح بین المللی که در انتشار اسناد کذب علیه جمهوری اسلامی ایران لحظه ای تامل نمی کنند به جای جستجوی کلمه سکینه محمدی آشتیانی، مجرمی که از سال 1384 به جرم مشارکت در قتل همسرش و زنای محصنه در زندان تبریز محکوم است، نام نرگس محمدی را سرچ نموده اند که نتیجه این جستجو می شود افتضاحی که حتی محمد مصطفایی وکیل خود خوانده و فراری سکینه محمدی آشتیانی هم نتوانست این اشتباه را متوجه مسئولین این سازمان نماید.

فیس بوک محمد مصطفایی وکیل خودخوانده و فراری سکینه محمدی آشتیانی

شاید اگر گزارشگران ناشی این سازمان به جای عکس سکینه محمدی آشتیانی عکس  نایب رییس گروهک غیر قانونی کانون مدافعان حقوق بشر که نام وی هم نرگس محمدی است و چندی پیش از زندان آزاد شده است را می گذاشتند آنقدر افتضاح نبود که عکس و نام یک بازیگر مطرح تلویزیون ایران را به جای یک قاتل گذاشتند.

نرگس محمدی / نایب رییس گروهک غیر قانونی کانون مدافعان حقوق بشر

شایان ذکر است سکینه محمدی آشتیانی در سال 84  با هم دستی پسر عمه شوهرش؛ همسرش را به طرز فجیعی به قتل می رساند. آشتیانی متهم به مشارکت در قتل و زنای محصنه (در زمان حیات و بعد از فوت شوهرش) است و به مجازات مشخص شده در قوانین،  محکوم شده است  و بنا بر آنچه که  شریفی، رئیس دادگستری آذربایجان شرقی درباره این پرونده می گوید: سکینه محمدی آشتیانی با مردی رابطه برقرار کرده و با طراحی از قبل صحنه قتل؛ منزل را خلوت و آماده قتل کرده بودند و آشتیانی با آمپول بیهوشی شوهرش را بی هوش کرده و قاتل اصلی با چسباندن دو شاخه برق به گردن مقتول، او را به قتل رسانده است.

به نظر می‌رسد حمایت غرب از اینگونه نهاد‌های غیر دولتی! با هدف زمینه‌سازی بروز نارضایتی‌های اجتماعی، یکی از ابزارهای مهم در برابر کشورهایی است که قصد سازش با آمریکا را ندارند و منافع این کشور را در سراسر جهان به خطر می‌اندازد.

مشرق نیوز


گروه های سلفی مصر، "شیخ حسن شحاته" دانشمند شیعه ازهری را به همراه سه تن دیگر از پیروان اهل بیت(ع) ـ از جمله برادر این عالم بزرگ ـ به شهادت رساندند. همچنین این گروه ها به مراسم معنوی میلاد امام زمان نیز حمله کردند.

عمامه گذاری طلاب حوزه علمیه قم

مشرق نیوز

رهبر معظم انقلاب در مسجد جمكران

موزه تاریخ هولوکاست در بیت المقدس نماد مظلوم‌نمایی صهیونیست‌ها

افسانه هولوكاست، به يهوديان اجازه مى دهد تا ميلياردها دلار از آلمان و ديگر كشورها غرامت بگيرند. صهیونیست‌ها همچنين سعی دارند با این مستمسک اذهان مردم آمريكاى شمالى و اروپا را براى پذيرش ددمنشى ها و خشونت هاى اسرائيل آماده كنند.
گروه فرهنگی مشرق - یکی از ابزارهای تبلیغاتی صهیونیست ها، احداث موزه  در اقصی نقاط جهان می باشد. یکی از مشهورترین این موزه ها، موزه هولوکاست در بیت المقدس(اورشلیم) است. ساختمان موزه در دامنه تپه ای مشرف به روستای "اینکریم"  قرارگرفته است. این مکان توسط موشه سفدی، معمار مشهور یهودی طراحی شده است.
بنای موزه تاریخ هولوکاست نتیجه پروژه طرح توسعه ده ساله و 100 میلیون دلاری بنیاد "یاد واشم" ( Yad Vashem) است که در فضایی بالغ بر 75000 مترمربع تعبیه شده است. این پروژه در مارس 2005 میلادی به اتمام رسید.
موشه سفدی در طراحی این ساختمان به این موضوع واقف بود که موضوع "آدم سوزی" نمونه مشابه ای ندارد و بنابراین ساختمان آن نیز نمی تواند از نمونه های مشابه پیروی کند. در انتهای بنا، دیوارهای کناری ساختمان از یکدیگر باز شده و با خم شدن به بیرون شکل دو بال را بوجود آورده است.
این فرم تاکیدی استعاری برادامه زندگی بعد از تجربه مرگ است.قسمت اعظم بدنه اصلی موزه که از بتن و شیشه ساخته شده، در زیر تپه پنهان شده است. و با نشان دادن بخشی از ستون فقرات 150 متری خود توانسته است بصورتی ملموس ابعاد واقعی خود را به بیننده منتقل کند.
 
 
در انتهای موزه، "سالن اسامی" فضایی دراماتیک بوجود آورده است. یک سازه مخروطی 9 متری که انتهای آن به سمت آسمان باز است، محل ثبت اسامی میلیونها یهودی قربانی هولوکاست است. یک مخروط معکوس که از داخل یک سنگ طبیعی کنده کاری شده و به احترام قربانیانی که هیچگاه شناخته نشدند ساخته شده است.مجموعه ی گالری ها با نور طبیعی و از طریق شکاف سقفی که در ارتفاع 18 متری قراردارد روشن می شوند.
 این گالری ها در طول یک مسیر خطی پیاده که در خاک فرو رفته قرارگرفته اند هنگامیکه وارد موزه می شوید گالریها از نظر پنهان هستند، و به مرور که در مسیر قدم می گذارید بسته به موضوع و تاریخ هولوکاست گالری ها نمایان می گردند.
 
***خدمات کمپانی گوگل به موزه تاریخ هولوکاست
گرایش صهیونیستی مدیران گوگل تاکنون به کرات برای اهل فن به اثبات رسیده است.در هشتم ماه مارس 2012 سایت خبری یهود در یکی از تیترهای خود نوشت: شیمون پرز مستند شرح مصور زندگی خود را بصورت سه بعدی از گوگل هدیه گرفت (Peres receives 3D tour of his life at Google ).
 در شرح خبر چنین آمده بود: بنیانگذار گوگل مستند سه بعدی اهم وقایع زندگی پرز را هنگام بازدید وی از " دره سلیکون" (نام ناحیه ای در جنوب غربی سانفرانسیسکو که شرکتهای بزرگ کامپیوتری جهان در آنجا متمرکز هستند) به پرز هدیه داد.. نکته حائز اهمیت در این بازدید ، درخواست شارون از بنیانگذار گوگل بود که چنین بیان شده بود: "من خواستار هرچه عمیق تر شدن هماهنگی گوگل با اسرائیل و انجمن یهودیان مقیم آمریکا هستم".
 
یکی دیگر از اقدامات کمپانی گوگل، همکاری با موزه تاریخ هولوکاست در بیت المقدس است. شركت گوگل بزرگترين موتور جستجوي دنيا، با همكاري موزه هولوكاست "ياد واشم"، پروژه مشتركي را آغاز كرده است كه قرار است طي آن تمام آرشيو اين مؤسسه كه ادعا مي‌شود مرتبط با افسانه هولوكاست است در يكي از سرور‌هاي گوگل ذخيره شود.
"آونر شالو"، رئيس مؤسسه ياد واشم، در يك كنفرانس خبري كه در دفتر گوگل در مركز تل‌آويو برگزار شد، گفت: اين اقدام، به منزله آغاز فصل جديدي در توانمندي‌هاي ما در امر توزيع اطلاعات است و اين امكان را فراهم مي‌آورد كه كاربران محترم دسترسي هرچه سودمند‌تري به پايگاه داده "ياد واشم" داشته باشند.
در اولين مرحله از همكاري گوگل در پروژه يادواره هولوكاست، نزديك به 130 هزار عكس با كيفيت بالا، روي يكي از سرور‌هاي گوگل ذخيره شد و امكان اضافه كردن نظر نيز براي كاربران، از جمله پيشينه تاريخي عكس و داستان‌هاي شخصي خانوادگي، در نظر گرفته شد. دو سال پيش، گوگل و ياد واشم اولين پروژه مشترك خود، يعني كانال يو‌تيوب را آغاز كردند.
 
پروفسور روبر فوريسون، استاد دانشگاه معروف «ليون» فرانسه و كارشناس عالي رتبه بررسي و ارزيابي اسناد و مدارك تاريخي، با شهرتي جهاني است. او تحقيقات علمي و مستند خود را در كتابي با عنوان «اتاق هاي گاز، واقعيت يا افسانه؟» جمع آوري کرد. فوریسون هزاران سند را در اين زمينه بررسي كرده است و طي سال ها تحقيق، از تمامي مراكز مورد ادعاي صهيونيست ها، نظير اتاق هاي گاز، موزه ساختگي كوره هاي آدم سوزي بازديد كرده و با صدها شاهد به گفت وگوي دقيق و علمي پرداخته و در نهايت بدون كمترين تحليل و تنها به زبان اسناد، نشان داده است كه ماجراي كشتار يهوديان در آلمان نازي يك دروغ بزرگ تاريخي و فريب شرم آور افكار عمومي است.

 چيزي كه از صهيونيست هاي وحشي به هيچوجه دور از انتظار نيست. به عنوان مثال، فوريسون به عكس هاي ساختگي از اتاق هاي گاز مورد ادعاي صهيونيست ها اشاره كرده و ضمن رد اين ادعا با استناد به مدارك غيرقابل انكار، با تعجب مي پرسد، اگر اين عكس ها واقعي است، چگونه سربازان آلماني- مورد ادعا- بدون ماسك و بي آن كه كمترين پوششي بر دهان، بيني و چشم خود داشته باشند در اتاق هاي مالامال از گازهاي كشنده ايستاده و بر جان كندن يهوديان محكوم نظارت مي كنند؟! و يا، درباره يكي ديگر از عكس هاي مورد ادعاي صهيونيست ها كه جمعي از يهوديان را در محاصره چند تانك نشان مي دهد، با ارائه اسناد و شواهدي خواندني و غيرقابل ترديد، نشان مي دهد كه تانك ها در اين عكس، انگليسي هستند نه آلماني و...
 
 
 ***اقدام تأمل برانگیز سازمان ملل متحد
در اول نوامبر سال ۲۰۰۵، مجمع عمومی سازمان ملل متحد با صدور قطعنامه‌ای که به پیشنهاد ایالات متحده، استرالیا، اسرائیل، کانادا و روسیه حمایت ۱۰۴ کشور و با اجماع تصویب شد، انکار هولوکاست را قابل پذیرش ندانست و بیست و هفتم ژانویه را برای یادبود قربانیان آن فاجعه، روز جهانی یادمان هولوکاست نامگذاری کرد.
 
***چرا باید موزه هولوکاست ایجاد شود؟  
سوء استفاده از گرايش هاى فطرى بشر به حمايت از مظلوم، رساترين تعبيرى است كه مى توان آن را محور همه فعاليت هاى جنبش صهيونيسم در طى قرن بيستم دانست؛ مفهومى كه در ايجاد دولت نامشروع صهيونيستى در فلسطين و تحكيم پايه هاى آن، بسيار مؤثر بوده و يهوديان با تمسك به اين شيوه تا كنون توانسته اند بر تمامى جنايت ها، قانون شكنى ها و فزون خواهى هاى خود در سرتاسر جهان سرپوش گذارند. 

راه اندازی موزه های متعدد هولوکاست در اقصی نقاط جهان نیز حاوی همین پیغام است. افسانه هولوكاست، به يهوديان اجازه مى دهد تا ميلياردها دلار از آلمان و ديگر كشورها غرامت بگيرند. هولوكاست همچنين اذهان مردم آمريكاى شمالى و اروپا را براى پذيرش ددمنشى ها و خشونت هاى اسرائيل آماده مى كند».

مقام معظم رهبرى در تحليلى جامع و شيوا از نحوه شگردهاى تبليغاتى صهيونيست ها و اهدافى كه آنان از مظلوم نمايى يهود و طرح كوره هاى آدم سوزى دنبال مى كنند، مى گويد: «صهيونيست ها از اول كار، يك شگرد تبليغى را انتخاب كردند كه عبارت است از مظلوم نمايى. براى مظلوم نمايى، داستان ها و افسانه هاى فراوانى جعل شد؛ خبرهايى ساخته شد و تلاش هاى بى وقفه اى انجام گرفت. اينها مسئله نگرانى روانى يهوديان را مطرح كردند و گفتند چون يهودى ها در طول قرن هاى متمادى زير فشار بودند، از لحاظ روانى دچار نگرانى اند و به امنيت روانى احتياج دارند. صهيونيست ها در مذاكرات با سران كشورهاى غربى و بعدها در گفت وگوهاى خود با كشورهاى اسلامى و عربى، مسئله امنيت روانى را مطرح كردند و گفتند ما به امنيت روانى احتياج داريم و بايد امنيت روانى ما تأمين شود.

هر اقدامى بخواهد انجام بگيرد، اگر به سودشان نباشد، به بهانه امنيت روانى، مى توانند آن را خنثى كنند. شما وقتى سرزمين را از دست مى دهيد، مى دانيد چه چيزى را از دست داده ايد؛ اما وقتى مى خواهيد خواسته اسرائيل را در مورد امنيت روانى برآورده كنيد، نمى دانيد تا كجا بايد تسليم شويد و تا كجا بايد امتياز بدهيد.
 اين امتيازدهى، پايانى ندارد؛ مرتب بايد امتياز داد. تجربه اروپا در اين مورد، عبرت آموز است. دولت آلمان، صد و پنجاه ميليارد مارك به عنوان خسارت به يهودى ها داد؛ اما خسارت يهوديان از آلمان، هنوز تمام نشده است؛ باز هم خسارت طلبكارند و بايد به آنها داده شود! آن چه يهودى ها با آلمان كردند، كم و بيش با برخى كشورهاى اروپايى ديگر - مثل اتريش، سوئيس، فرانسه، حتى تا چند سال قبل با واتيكان - نيز انجام دادند؛ همه بايد خسارت بدهند؛ اين خسارت تمام شدنى نيست! همه سياست مداران، خبرنگاران، روشنفكران، كارگزاران و نخبگان غرب بايد در مقابل بناى يادبود كوره آدم سوزى سر تعظيم فرود بياورند؛ يعنى همه، داستانى را كه اصل صحت آن معلوم نيست، مورد تأكيد قرار دهند و خود را بدهكار آن داستان قلمداد كنند. اينها روش هايى است كه در تبليغ دارند و همه معطوف به مظلوم نمايى است».
 
 
پول‌هاي ماليات دهندگان آمريكايي صرف موزه‌ها و ديگر يادبودهاي "هولوكاستي " مي‌شود
 
پرفسور ري گودوين، استاد تاريخ در دانشگاه‌هاي آمريكا می گوید: اسرائيل در سال 1948 و بيشتر به علت همدردي‌هايي فزاينده‌اي كه بر اساس اين ادعاهاي احمقانه در مورد نسل‌كشي مطرح گشته بودند، تشكيل شد. انگلستان سرزمين فلسطين را به صهيونيست‌ها داد تا در آن ميهني براي يهودي‌ها ايجاد نمايند. فلسطيني‌ها نيز به مانند آلمان‌ها قرباني اين دروغ بزرگ شدند و از آن زمان به بعد از خانه خود آواره شده و تحت شكنجه قرار گرفتند. آنها نه تنها قرباني صهيونيسم بلكه قرباني جهاني جاهل و گمراه شده‌اند كه نمي‌خواهد شكوه‌ها و رنج‌هاي آنها را بشنود - جهاني كه نمي‌خواهد چندين دهه بي‌عدالتي را پايان بخشد.
 
دولت آمريكا و شبكه‌هاي جهاني نقشي اساسي در پيدايش افسانه نسل‌كشي ايفاء نمودند. از آن رو است كه هر دوي اين نهادها به يافته‌هاي مكتب تاريخ حقيقي پشت كرده‌اند و به همين دليل است كه آنها بر حملات صورت گرفته عليه فلسطيني‌ها و محققين مكتب تاريخ حقيقي بي‌تفاوت مانده‌اند. اين دو نهاد در تلاشند تا نظريه‌هاي نابودي و نسل‌كشي يهوديان را بيش از پيش ترويج كنند. چندين ايالت "آموزش هولوكاست " را در مدارس اجباري كرده‌اند؛ پول‌هاي ماليات دهندگان آمريكايي صرف موزه‌ها و ديگر يادبودهاي "هولوكاستي " مي‌شوند. هيچ لابي سياسي در آمريكا نمي‌تواند بيش از كميته فعاليت سياسي يهودي بر انتخاب يا عزل نامزدهاي سياسي تأثير گذارد.
 
 
اينها عوامل استقرار افسانه هولوكاست هستند و نشان مي‌دهند كه چرا سياستمداران درباره اين موضوع سكوت پيشه كرده‌اند. سازمان‌هاي يهودي به طور مداومي سطوح مختلف دولت را تحت فشار مي‌گذارند تا قانون‌هايي را بپزيرند كه بر اساس آنها ترديد و يا زير سؤال بردن هولوكاست جريمه‌هاي مالي سنگين و حبس‌هاي طولاني‌ مدت به دنبال خواهد داشت. تلاش‌هاي آنها در بسياري از كشورهاي خارجي نتيجه داده است و در تلاش‌هستند تا علي‌رغم قانون اساسي مقدس ما و حفاظت مطلق آن از آزادي بيان و انديشه اين فرايند را در آمريكا نيز پياده كنند.
 
 
 
 
مؤلف در ادامه مقاله به واكنش‌هاي حاميان هولوكاست در برابر استدلالات و براهين محققين مكتب تاريخ حقيقي پرداخته و مي‌نويسد: شايد تنها اگر به ادعاهاي محققين مكتب تاريخ حقيقي گوش فرا داده شود صحت و درستي آنها نمودار گردد. اما استماع اين ادعاها با مخالفت شديد يهودي‌ها و نوكرهاي آنها در دولت و رسانه‌ها مواجه مي‌شود. تنها جواب آنها بدين تحقيقات انجام حملات شخصي است حملاتي چون ايراد ضرب و جرح (فوريسون)، تخريب ابزار امرار معاش (لويشتر و ديگران) و زندان (رودلف، زوندل و ديگران). بايد از خود بپرسيم كه اگر محقين مكتب تاريخ حقيقي احمق‌هايي هستند كه به "صاف بودن زمين " معتقد هستند و اگر يهودي‌ها و طرفداران نظريه نابودي تمام برگ‌هاي برنده را در دست دارند بنابراين از چه مي‌ترسند؟ 
 
 
دكتر گودوين در ادامه مقاله‌ و در بخش نتيجه‌گري مي‌نويسد: اگر مؤلف در حين مواجهه با اين موضوع عصباني به نظر مي‌رسد دليلش اين است كه واقعا عصباني هستم. پس از بررسي جنبه‌هاي مختلف موضوع، مشاهده مدراك مستدل و علمي ارائه شده از جانب محققين مكتب تاريخ حقيقي و شنيدن سخناني كه اجازه پخش در دادگاه‌هاي نمايشي پس از جنگ را نيافتند به سادگي بدين نتيجه رسيدم كه اين "هولوكاست" چيزي بيش از يك "دروغ بزرگ " نيست. بايد نشان داده شود كه اين افسانه فقط وسيله‌اي بوده براي بدترين نوع اخاذي. متوجه شدم كه صهيونيست‌ها پس از جنگ جهاني اول نيز ادعاهايي در مورد كشته شدن ميليون‌ها يهودي سر داده بودند اما دروغ بودن اين ادعاها بلافاصله به اثبات رسيده است.
 
به اعتقاد دكتر ري گودين هولوكاست امروزه تبديل به صنعتي شده كه منافع فرهنگي، سياسي و مالي زيادي براي يهودي‌ها و صهيونيسم جهاني دارد. وي در ادامه مقاله‌اش مي‌نويسد: محققين مكتب تاريخ حقيقي معتقدند كه يهودي‌ها قربانيان جنگ نبودند بلكه از آن جان سالم به در بردند. اما چرا يهودي‌ها بدين اظهارات واكنش منفي نشان مي‌دهند؟ چنين به نظر مي‌رسد كه رد شدن افسانه نابودي يهودي‌ها بايد واكنشي توأم با شادي به همراه داشته باشد، بالاخص از جانب آنهايي كه به مدت دهه‌ها مي‌پنداشتند كه مردم‌شان قرباني نسل‌كشي‌ شده‌‌اند. اين امر مي‌تواند سه دليل داشته باشد: (1) هولوكاست يك تجارت بزرگ مالي است كه سود بسيار داشته و باعث برانگيختن فريب‌آميز حس همدردي در ميان ديگران مي‌‌شود؛ (2) مسأله فلسطين؛ و (3) نيرو و قدرت زيادي كه از جانب صهيونيست‌ها و ديگر يهودي‌ها بر دولت‌ها و رسانه‌هاي جهان، بالاخص بر سياست خارجي و داخلي آمريكا اعمال مي‌شود.
 
 
 
 
 
 
 
 

دكتر گودوين در تبيين منافع مالي "صنعت هولوكاست " براي حاميان اين افسانه مي‌نويسد: بسياري از آمريكايي‌ها از ميليارد‌ها دلاري كه به جيب يهودي‌ها و اسرائيل سرازير شده بي‌خبر هستند. جالب است كه دولت اسرائيل در زمان نسل‌كشي ادعايي حتي وجود خارجي نيز نداشت. مبلغي كه به اين "قرباني‌ها " پرداخت شده بر اساس رقم افسانه‌اي "6 ميليون " محاسبه شده و اين غرامت‌ها هنوز هم ادامه دارند و هر گونه كاهش در اين مبالغ كثير مي‌تواند براي دريافت كنندگان آن غير قابل تحمل باشد. در حيقيت اگر يافته‌هاي محققين مكتب تاريخي حقيقي پذيرفته شوند در آن صورت غازي كه براي يهودي‌ها تخم‌هاي طلا مي‌گذارد ناگهان ناپديد خواهد شد. از طرف ديگر، آنهايي كه مجبور شدند به مدت چندين دهه عواقب جنايات نكرده‌شان را تحمل كرده و تاوان آنها را بپردازند ممكن است بخاطر آنچه بر سرشان آمده كمي ناراحت شوند.

مشرق نیوز

گرانترین سخنران جهان کیست

رئیس جمهوری اسبق آمریکا همچنان عنوان گرانترین سخنران جهان را در اختیار دارد.
به گزارش مشرق به نقل از مهر، "بیل کلینتون" رئیس جمهوری اسبق آمریکا بیشترین دستمزد را برای سخنرانی در مراسم و برنامه های مختلف می گیرد. بر اساس این گزارش کلینتون با دریافت 500 هزار دلار برای 90 دقیقه سخنرانی، یکی از سخنرانان میلیونر در میان سیاستمداران سابق به شمار می رود.

هر چند دریافت مبالغ هنگفت به عنوان دستمزد در بین مقامات پیشین کشورهای غربی موضوع جدیدی نیست اما مبلغی که کلینتون دریافت می کند به مراتب بیشتر از میزان دریافتی مقامات سابق دیگر کشورها است. به عنوان مثال "گونتر بکشتاین" نخست وزیر پیشین ایالت بایرن برای هر یک ساعت سخنرانی 5 هزار یورو می گیرد. این میزان برای روسای جمهوری پیشین آلمان به 20 تا 25 هزار یورو در ساعت می رسد.

همچنین "یوشکا فیشر" وزیر خارجه اسبق آلمان در ازای هر ساعت سخنرانی 30 هزار یورو به دست می آورد. در این میان "گرهارد شرودر" صدراعظم پیشین آلمان با دریافت 50 تا 75 هزار یورو برای هر سخنرانی، گرانترین سخنران آلمانی لقب گرفته است.

مشرق نیوز

تروریست‌های سوری «دجال» را کشتند +عکس(18+)

تروریست‌های سوری یک کودک عقب مانده سوری را به علت «شباهت به دجال» سر بریدند!
به گزارش گروه بین الملل مشرق به نقل از الحدث، تروریست های مسلح سوری از اعضای گروه‌های تکفیری در منطقه حلب و شهرک الفردوس یک کودک عقب مانده را به اتهام شباهت به «دجال» در مقابل مسجد جامع الفردوس در جنوب شهر حلب سر بریدند.

این جنایت شنیع تنها چند روز بعد از اقدام هیئت موسوم به شرعی تروریست‌ها در اعدام محمد قطاع کودک سوری و کشتن یک زن و شوهر به علت تخلف رانندگی صورت گرفته است.

این کودک به علت معلولیتی که در چشم خود داشت و یک توده بزرگ چربی در آن قرار داشت، از سوی افراد مسلح دجال تشخیص داده شده! و اعدام شد.

بررسی معماری فراماسونری در خاورمیانه

گروه گزارش ویژه مشرق؛ واژه "Symbol" در لغت به‌معنای نماد، نشانه، دالّ، نمودگار، نمون، رمز است و در عرف علمی، کد و سمبل نیز برای آن به‌کار می‌رود.

این اصطلاح، در حوزه فلسفه زبان، زبان‌شناسی، ارتباط‌شناسی و هنر و ادبیات به‌کار برده می‌شود و اصل آن ریشه در ادبیات نشانه‌شناختی جهان باستان دارد. گذشتگان همواره منابعی غنی از رمزها (نمادها) را در ادبیات خود دربر داشته‌اند و نمادها از اركان اساطیر كهن است؛ بلكه زبان اسطوره، نماد است. اما اصطلاح نشانه و به تبع آن انواع نشانه از جمله نماد (symbol)، برای اولین‌بار توسط چارلز ساندرز پیرس، فیلسوف پراگماتیست آمریکایی و با تقسیم سه‌گانه نشانه توسط او وارد ادبیات علمی دوران مدرن شد و مورد استفاده در علوم گوناگون قرار گرفت.

پیرس "نشانه‌ها" را به سه دسته معروف شمایل (Icon) ، نمایه (Index) و نماد (Symbol) تقسیم کرده است. این گفتار به مطالعه نماد با رویکرد ارتباط‌شناختی و به‌عنوان یک واسط (Medium) در انتقال پیام می‌پردازد و از جنبه‌های فلسفی محض و زبان‌شناختی صرف در این‌باره صرف‌نظر می‌کند.

البته به نظر متخصصین حوزه فراماسونری، نهانگرایی و توسل به توسعه فراگیر نمادها و سمبلهای بصری، یکی از نشانه­های قدرت محدود و ناتوانی در تحقق اهداف بنیادین یک گروه است. در واقع گرفتار آمدن اغراق شده در دام نمادگرایی بصری نوعی پروپاگاندای پوچ و فاقد پشتوانه است که از سوی محافلی که از تزلزل و زوال خود بیم دارند، به کار گرفته می­شود.

به عبارت دقیق­تر، عدم تحقق اهداف بنیادین در یک کانون قدرت، آن را به سوی نمادگرایی افراطی و ایجاد این توهم که پنجه­های گروه در همه جا حضور دارد، سوق می­دهد. از این جهت نمادهای فراموسری را در عین اهمیت­شان نباید نشان قدرت بی­حد و حصر و حضور فراگیر عناصر این جریان کم­تعداد تلقی کرد. فراماسونرها گروهی توطئه گر هستند که در طول تاریخ هموراه به دسیسه چینی و نیرنگ مشغول بوده­اند. سلسله گزارش های ویژه مشرق در راستای جلب توجه به این موضوع است و قدرت موهوم فراماسونرها را که از سوی افراد مشکوک در سراسر جهان تبلیغ می شود، نوعی فریب و جنگ روانی است.

در این گزارش به بررسی نمادهای فراماسونری به کار رفته در برخی نقاط در خاورمیانه و آسیا می پردازیم.


شهر آستانه

شهر آستانه قزاقستان اولين پايتختي است كه در قرن 21 ساخته شده و كاملا نشانگر مسيري است كه دنيا به آن سمت مي‌رود. اين شهر در حقيقت از بينش يك شخص نشات گرفته است: "نورسلطان نظربايف" رئيس جمهور قزاقستان؛

اين شهر به پشتوانه ميلياردها دلار پول فروش نفت، در دل يك محيط دوردست و بياباني استپ‌هاي آسيا ساخته شده است. آنچه از اين شهر ساخته شده است هم عجيب و جالب توجه است: يك پايتخت رمزآلود كه با در آغوش گرفتن نظم نوين جهاني، قديمي‌ترين آئين شناخته شده بشر يعني خورشيد پرستي را جشن مي‌گيرد. اين شهر همچنان به شدت در حال ساخت و ساز است اما همين ساختمان‌هايي كه تاكنون ساخته شده‌اند هم تقريبا ديدگاه سري و اسرارآميز نظربايف را نشان مي‌دهند.

هرم صلح
 
اين هرم عظيم كه توسط پركارترين معمار انگليس، "لرد نورمن فاستر" ساخته شده، يكي از مظاهر عجيب موجود در وسط استپ‌هاي آسيايي است. اين ساختمان به گفته سازندگان آن به "ترك خشونت" و "متحد كردن اديان جهان" اختصاص يافته است.

نورمن فاستر گفته است كه اين ساختمان هيچ نماد قابل توجه ديني ندارد تا راه را براي اتحاد همه اعتقادات با يكديگر باز كند. اما در حقيقت اين هرم، معبدي براي تنها دين حقيقي معتقدان به مكاتب سري يهني خورشيد پرستي است. با سفر به درون اين ساختمان، به روشني نمادهاي اين نوع پرستش را درخواهيد يافت.

شكل هرمي
مانلي هال، نويسنده كتاب "روش‌هاي سري همه قرون" مي‌نويسد: شكل هرم از همان ابتدا به عنوان نماد ايده‌آل دكترين سري و بنيادهاي انتشار اين دكترين، پذيرفته شد.
 

عبارت زيرين: نظم نوين براي اعصار

همانطور كه مانلي هال اشاره كرد، هرم، نماد نهايي تمدن‌هاي اسرارآميز باستان است. در آن تمدن‌ها علم يزداني در اختيار ايلومينات‌ها و اغتشاش و سردرگمي نيز مربوط به توده ها بوده است. نخبگان امروز كه به علوم سري روي آورده‌اند نيز ورثه اين خردهاي باستان هستند و از هرم نيز به عنوان نماد قدرت در دنياي مدرن استفاده مي‌كنند. اما سنگ بالاي هرم كه به نام سنگ گم شده، شناور يا ايلومينات شده شناخته مي‌شود، نشانگر اصول يزداي در دنيا و بشريت است. ديگر مفهوم نماديني كه به سنگ گم شده مربوط مي‌شود، هويت ناتمام نظم نوين جهاني است. گفته مي‌شود كه سنگ گم شده هرم بزرگ وقتي روي هرم قرار مي‌گيرد كه طرح‌هاي عصر قديم به واقعيت بپيوندد. در ادامه هرم‌هاي ديگري را خواهيد ديد كه در سراسر جهان وجود دارند و نمايانگر قدرت نخبگان بر توده‌ها هستند.
 

صحنه ممفيس
 


هتل لوكسور، لاس وگاس
 


هتل رافلز، دوبي

سالن اپرا (زيرزمين)
وقتي وارد طبقه همكف هرم مي‌شويد، درون آن تاريك و غارمانند است. در زيرزمين هرم، سالن اپراي آستانه قرار دارد كه توده هاي مردم در آن سرگرم مي‌شوند.
 


سالن اپرا در زيرزمين

با وجود تاريكي، تصوير عظيمي از خورشيد تقريبا كل سقف را پوشانده است.

بخش مياني
 

ميزگرد خورشيد
دقيقا بالاي سالن اپرا، فضاي مركزي هرم قرار دارد. اين مكان به عنوان اتاق ملاقات‌ كنفرانس‌هاي اتحاد سران مذهبي دنيا به كار مي‌رود. به نمادسازي اين مكان توجه كنيد. سران مذهبي از سراسر جهان پشت پيكره‌ عظيمي از خورشيد مي‌نشينند و چگونگي تطبيق دادن اختلافات خود را براي ورود به "عصر جديد" مورد بحث قرار مي‌دهند. نمادگرايي در اينجا كاملا مشخص است، همه علوم ديني نتيجه هدف اصلي پرستش يعني خورشيد هستند.

اين فضا روشن‌تر از سالن اپراست كه اين امر نيز روند حركت به سمت روشنايي يا ايلومينيشن را نشان مي‌دهد.

تصوير خورشيد هم كه در وسط ميزگرد قرار دارد، دقيقا در بالاي همان خورشيدي است كه در سقف سالن اپرا بود. بنابراين در حالي كه مردم در تاريكي دنياي مادي سرگرم هستند، ايلومينات‌ها و كساني كه به روشني رسيده‌اند دقيقا بالاي آن‌ها نشسته و چگونگي رسيدن به خداشناسي را مورد بحث قرار مي‌دهند.
 

انديشيدن به خداشناسي
يكي از اهداف نظم نوين جهاني، جايگزين كردن همه اديان با شكلي از نئوپاگانيسم است. كه نشست‌هاي هرم آستانه نيز به همين منظور تشكيل مي‌شود. مي‌بينيد كه شهر آستانه، واقعا شهري از نظم نوين جهان است.

اوج
 
بخشي فوقاني ساختمان كه با نام "اوج" شناخته مي‌شود، نشانگر نقطه‌اي بهشت گونه است. اين مكان دايره‌اي شكل بوده و دور تا دور آن نيز پنجره وجود دارد و كاملا با نور خورشيد پوشانيده مي‌شود. تصاويري از كبوترهاي سفيد نيز روي پنجره‌ها تعبيه شده كه نماد صلحي هستند كه در نتيجه اتحاد همه دولت‌ها و اديان جهان در نظم نوين جهان حاصل مي‌شود. "اوج" نمايشگر نهايي رسيدن به نور در سطح شخصي و جهاني است.
به سقف طبقه اوج نگاه كنيد:
 
خداي خورشيدي در بالاي سر كساني كه به روشنايي رسيده‌اند مي‌درخشد.
حال به طبقه‌بندي هرم توجه كنيد كه از سالن تاريك اپرا در زيرزمين شروع شده، به اتاق كنفرانس در ميانه رسيده و به اوج خدايي ختم مي‌شود. اين طبقه‌بندي مضمن بينش فيثاغورثي به جهان است. آموزه‌هاي فيثاغورث كاملا در جوامع سري امروزه مورد مطالعه قرار مي‌گيرد.

مانلي هال در بخش ديگري از كتاب خود در اين باره مي‌نويسد: "فيثاغورث جهان هستي را به سه بخش تقسيم كرد و آن‌ها را "جهان اعلي"، "جهان ممتاز" و "جهان مادون" نام نهاد. بالاترين مرتبه از جهان، يعني جهان اعلي ماهيتي روحاني، زيرك و نافذ است كه در همه چيز رسوخ مي‌كند و در نتيجه حقيت عالي يزداني است. موجوديت يزداني در همه جا حاضر و فعال بوده و همه قدرت‌ها و علوم را در بر مي‌گيرد. هر دو جهان پائين‌تر نيز در حوزه اين ذات اعلي وجود دارند.

" جهان ممتاز هم جايگاه فناناپذيران و همچنين محل سكونت صورت‌هاي ازلي نيز بوده است. بطوريكه ماهيت آن‌ها به هيچ‌وجه با ماده و عناصر خاكي شريك نبوده است، و آن‌ها سايه خود را بر سر دنياي مادون مي‌گستراندند و تنها از طريق سايه‌هايشان قابل درك بودند. جهان سوم يا مادون هم منزل مخلوقاتي بود كه از جوهره مادي تشكيل مي‌شدند. بنابراين حوزه دنياي مادون منزل بشر و مواليد پائين دست بود كه اگرچه موقتا در زمين هستند اما قادرند با منطق و فلسفه به حوزه بالاتر نيز رشد كنند."
 

سه بخش هرم
به عبارت ديگر، اين هرم، بيش از آنكه يك جذابيت توريستي باشد، نمايشگر فلسفه‌هاي اوليه است. اين مسئله را "دن كرويكشانكز" نيز در سندش به زبان رمز گفته است: "نمايشگر قدرتي كه مي‌آيد".

بيترك
 
بناي موسوم به "بيترك" (Bayterek) (به معنای صنوبر بلند) نيز كه توسط نورمن فاستر طراحي شده، شامل افسانه‌هاي ملي در مورد درخت افسانه‌اي زندگي و پرنده جادويي شادماني است. اين پرنده كه "سامروك" نام دارد، تخم خود را در شكاف بين دو شاخه  يك درخت صنوبر قرار داده است. اين تخم، كه همان گلوله طلايي است كه در بالاي بنا ديده مي‌شود، نمايانگر خورشيد، يزدان اعلي، است.

اين "درخت زندگي" هم نماد كانالي است كه ارواح از طريق آن دنياي مادي را ترك كرده و به جهان يزداني مي‌رسند. اين مفهوم در بيشتر و يا حتي تمام جوامع سري نيز تكرار شده است.

درون گوي طلايي
بازديد كنندگان مي‌توانند به بالاي برج رفته و ديد شگفت‌انگيزي از شهر نظربايف داشته باشند. البته در اينجا موارد عجيبي نيز مشاهده مي‌شوند:
 
داخل گوي اين شي عجيب و مبهم ديده مي‌شود. اين شي، يك مثلث طلايي است كه اثر دست نظربايف نيز در آن ديده مي‌شود. معلوم نيست كه دليل اين امر چيست. اما بد نيست كه به تصوير چند صحنه از فيلم "احضار كلي" توجه كنيد:
 
در تصوير زير شي عجيب ديگري كه درون گوي وجود دارد را مشاهده مي‌كنيد:

 
اين يك كره است كه توسط نمايندگان 17 فرقه ديني امضا شده است. همانطور كه مي‌بينيد يك بار ديگر هم بحث از متحد كردن اديان براي رسيدن به نظم نوين جهاني است.
 

ستون‌هاي ماسونيك

 
دو ستون در دو طرف و يك ستون ديگر نيز كمي دورتر در وسط آن‌ها قرار گرفته است. آيا اين احتمال وجود دارد كه اين تركيب يك نمادگرايي ماسوني باشد؟
 
بله! برج‌های دوقلوی طلایی نشانگر دو برج ماسونی به نام‌های "بوعز" (Boaz) و "جاشین" (Jachin) هستند. تشریح و باز کردن نمادهای موجود در این ستون‌ها در حوصله این مقاله نیست، اما در همین حد هم می‌توان حدس زد که نظربایف یک فراماسون مقبول و کامل است.

کاخ ریاست جمهوری
 
کاخ ریاست‌جمهوری که در نقطه فرماندهی شهر ساخته شده، در انتهای جاده تشریفاتی قرار گرفته است که با برج بیترک آغاز می‌شود. یک گنبد بزرگ نیز در بالای کاخ قرار دارد که نشانگر اصل زنانگی است. در مقابل نیز برج بیترک نشانگر اصل مردانگی می‌باشد. این آرایش در بسیاری از شهرهای مهم جهان از جمله واشنگتن و پاریس دیده می‌شود.

مرکز سرگرمی "خان شاتیری" (بزرگترین خیمه جهان)
 
این محل عجیب و غریب ناتمام نیز توسط نورمن فاستر طراحی شده است. (فاستر اساسا کل شهر را طراحی کرده بود)

در زیر این خیمه، محیطی بزرگتر از 10 زمین فوتبال قرار دارد که تبدیل به یک پارک شهری، مرکز خرید و یک مجموعه بزرگ سرگرمی شامل میادین و خیابان‌های سنگ فرش می‌شود. این مجموعه‌ها شامل رودخانه قایق‌رانی، مرکز خرید، زمین مینی‌گلف و ساحل سرپوشیده می‌شود. گفته می‌شود که ساختار این مجموعه شبیه به پرستشگاه موقتی در هیکل سلیمان ساخته شده است.
 
این عبادت‌گاه‌های موقتی که از چادر ساخته می‌شدند و از سوی یهودیان در زمان‌های گذشته مورد استفاده قرار می‌گرفتند. پیشینیان نیز از این محل‌های باستانی در اهدافی مرموز و اسرارآمیز استفاده می‌کردند.

بزودی در آستانه...
ساخت و ساز همچنان به شدت در آستانه ادامه دارد اما چند پروژه واقعا جالب توجه نیز در آنجا وجود دارد که در ادامه نگاهی گذرا به آن‌ها خواهیم انداخت.

بازارهای مرکزی
 


باز هم طراحی شده بدست نورمن فاستر


برجهای دیوانه (این اسم رسمی پروژه نیست)
 

استادیوم چشم جهان بین (اسم رسمی پروژه نیست)
 

نتیجه‌گیری
نخبگان جهانی در حال آماده‌سازی شرایط برای متحد کردن کل دنیا تحت یک دولت واحد هستند و در تمام دنیا نیز نمادهای قدرت خود را به جای می‌گذارند.

این حقیقت که عموم مردم هیچ ایده‌ای در مورد ساختارها و ساختمان‌هایی که نمایانگر اهداف این نخبگان است،‌ ندارند موجب شده تا طرح‌های نخبگان جهانی نیز بدون هیچ چالش و توجهی به جلو برود. البته این طرح‌ها قرن‌هاست که در جریان هستند.

به بخشی از نوشته مانلی هال در سال 1918 توجه کنید: "وقتی که مردم عادی حکومت کنند، جهل بر بشریت حاکم می‌شود. وقتی کلیسا حکومت کند، خرافه‌پرستی بر بشریت حاکم می‌شود، و وقتی که دولت‌ها حکومت کنند، ترس بر مردم حاکم می‌شود. پیش از آنکه انسان‌ها بتوانند با یکدیگر در هماهنگی و تفاهم زندگی کنند، جهل باید به خرد، خرافه به یک ایمان ایلومینات و ترس به عشق تبدیل شود."

حکومت مردم عادی همان دموکراسی، کلیسا همان دین و دولت همان کشور است. به عبارت دیگرقبل از آنکه انسان‌ها بتوانند در هماهنگی با هم زندگی کنند، می‌بایست دموکراسی ( چون که توده‌ها گنگ هستند)، ادیان (چون خرافه‌پرستی هستند) و حکومت‌ها ( چون فقط به یک دولت جهانی نیاز است) را از بین ببرند.

بررسی نمادهای کفرآمیز و فراماسونری ساختمان دیوان عالی اسرائیل
ساختمان دیوان عالی رژیم‌صهیونیستی توسط خانواده قدرتمند "روچیلد"ها ساخته شده است. نکته جالب توجه در این رابطه این است که روچیلدها در مذاکره با رژیم‌صهیونیستی توافق کردند تا با سه شرط، هزینه‌های مالی ساخت ساختمان دیوان عالی این رژیم را تقبل کنند.این سه شرط عبارت بود از: روچیلدها مکان ساخت ساختمان دیوان عالی را تعیین کنند، آن‌ها از معماری مورد نظر خود استفاده کنند و کسی نیز نمی‌بایست از هزینه ساخت ساختمان مطلع شود.

 پایگاه اینترنتی "کامن دریمز" طی مقاله‌ای با بیان آنکه دلیل طرح سه شرط مذکور آن بوده که ساختمان دیوان عالی رژیم صهیونیستی در حقیقت "معبد آئین اسرارآمیز ماسون" است که توسط نخبگان و برای نخبگان این آئین ساخته شده، به بررسی کامل شواهد موجود بر این امر می‌پرازد.

در ادامه متن کامل این گزارش تحلیلی آمده است. ساختمان دیوان عالی رژیم‌صهیونیستی در سال 1992 در بیت‌المقدس و در مقابل ساختمان "کنست" یا مجلس قانونگذاری رژیم‌صهیونیستی ساخته شد.

اگرچه معماری عجیب این ساختمان با انتقادات فراوانی روبرو شد اما روزنامه‌نگاران و منتقدان هیچ‌گاه به نمادهای واضحی که از رمز و رموز آئین‌های مخفی در این ساختمان دیده می‌شود، اشاره‌ای نکردند. این در حالی است که نمادها و اصول ماسونیک و ایلومیناتی (روشن‌ضمیران) بطور فیزیکی در بسیاری از بخش‌های این ساختمان وجود دارد که بدون هیچ شک و تردیدی از گردانندگان اصلی دیوان عالی خبر می‌دهد.

خانه روچیلدها
خانواده روچیلد از تبار آلمانی‌های یهودی است که یک نظام بانکداری و مالی جهانی را بنا نهاده است. در واقع فرزندان "مایر امشل روچیلد"‌ که در فاصله سال‌های 1744 تا 1812 می‌زیسته‌ است، در سراسر اروپا پخش شده‌اند و تبدیل به یکی از مهم‌ترین بازیگران اجتماعی، سیاسی و اقتصادی این قاره گشته‌اند.

این خانواده با برقراری روابط نزدیکی با نخبگان انگلیس، اتریش، فرانسه و ایتالیا تبدیل به یک نیروی مخفی در اغلب رویدادهای سیاسی چند قرن اخیر شده‌ است. بطوریکه که تاریخ‌نویسان دگراندیش می‌گویند که روچیلدها نیز در کنار "راکفلر"ها و "دیوپنت‌"‌ها بخشی از 13 نژاد بدنام ایلومیناتی هستند.

روچیلدها در حقیقت یکی از موسسان جنبش صهیونیست و فعال‌ترین بازیگران در تشکیل رژیم‌ صهیونیستی نیز بوده‌اند. بطوریکه "جیمز ای.د روچیلد" هزینه ساخت کنست که اصلی‌ترین ساختمان سیاسی اسرائیل است را تامین کرد. و دیوان عالی رژیم‌صهیونیستی نیز توسط یکی دیگر از اعضای دودمان روچیلدها یعنی "دروتی د روچیلد" ساخته شده است.
 

تصویری از ورودی دیوان عالی رژیم‌صهیونیستی – خانواده روچیلدها به همراه شیمون پرز و اسحاق رابین
جالب اینجاست که کمی دورتر از ساختمان‌های دیوان عالی و کنست، "موزه راکفلر" قرار گرفته است که نشان می‌دهد این منطقه در حقیقت به چه کسانی تعلق دارد.

این گزارش با یادآوری آنکه "جری گلدن" نیز چند سال پیش کتابی را در مورد دیوان عالی رژیم صهیونیستی و به مفاهیم پنهانی که در آن وجود دارد پرداخت، می‌نویسد: وقتی در مورد ساختمان‌های این چنینی مطالعه می‌کنیم به موارد مشترکی بر می‌خوریم که عبارتند از: نمادهای ایلومیناتی، هرم، صعود به بالا، عدد 13 یا 33 و نمادهای جنسی؛ که تمامی آن‌ها در ساختمان دیوان عالی اسرائیل نیز دیده می‌شود.

راهی به سوی ایلومیناتی
نویسنده مقاله کامن‌دریمز در توضیح موقعیت نمادین ساختمان دیوان عالی رژیم‌صهیونیستی می‌گوید: سفر و عبور از دیوان عالی در حقیقت حرکتی نمادین به سوی روشنی و روشن‌گرایی (ایلومنیشن) است. در واقع "هدف" نهایی این سفر رسیدن به بالای هرمی است که در سقف دیوان عالی وجود دارد. یعنی بالاتر از جایی که در معابد یهودی "قدس الاقداس" و مقدس‌ترین بخش ساختمان است.
در هر یک از وجوه هرم نیز حفره‌ای وجود دارد که نمایانگر چشم جهان‌بین، "معماری کبیر" ماسونی است.
 


هرم به همراه چشم جهان‌بین در بالای ساختمان دیوان عالی رژیم‌صهیونیستی

پلکان تاریکی به روشنایی
هر کسی که وارد دیوان عالی رژیم‌صهیونیستی می‌شود، خود را در یک محیط تاریک خواهد یافت که در مقابل آن پلکانی وجود دارد که به منبع روشنایی می‌رسد.
 
با بالا رفتن از این پله‌ها، به تدریج از عمق تاریکی کم می‌شود تا آنکه نهایتا به روشنایی باشکوه و با عظمت خورشید می‌رسید. این پلکان از سه پله 10 تایی تشکیل شده است که مجموعا 30 پله می‌شوند. این 30 پله نیز نمایانگر 30 درجه اول فراماسونری هستند. یعنی مراحلی که کفر به تدریح از اعماق زندگی مادی (تاریکی) گرفته شده و به خرد و ایلومیناتی (روشنایی) و نور می‌رسیم.

همانطور که می‌دانید، فراماسونری در محموع از 33 درجه تشکیل شده است که در ادامه این مقاله خواهیم دید که سه درجه آخری در کجای ساختار دیوان عالی اسرائیل قرار دارند.

اما در سمت راست پلکان، تخته سنگ‌های قدیمی وجود دارند که یادآور دیوارهای بیت‌المقدس باستانی هستند. این در حالی است که در سمت چپ پلکان، دیواری مدرن و صاف دیده می‌شود. این نمادسازی نیز نماینگر طبیعت بی‌انتهای آموزه‌های سری و پنهانی است که از دوران باستان تا به امروز انتقال یافته است.

به هر حال، به محض آنکه بازدید کننده از پله‌ها بالا برود، شاهد منظره عظیم و زیبای بیت‌المقدس خواهد بود و آن را تحسین می‌کند. این امر نیز در زبان نمادین این گونه تعبیر می‌ششود که شخص روشن شده، "دیدی روحانی" بدست آورده است.
 


منظره بیت‌المقدس بعد از بالا رفتن از پله‌های ایلومیناتی

در کف زمین نیز طرحی کشیده شده است که فرد را به ورودی کتابخانه هدایت می‌کند. یعنی محلی که دقیقا در زیر هرم قرار گرفته است.

کتابخانه
 

طبقه دوم کتابخانه دیوان عالی رژیم صهیونیستی
کتابخانه به سه طبقه تقسیم شده است که از لحاظ نمادین نمایانگر سه درجه آخر فراماسونری است( یعنی مراتب 31، 32 و 33).
اولین طبقه مخصوص وکلا و حقوق‌دانان است، طبقه دوم برای قضات سات و کتاب‌های موجود در طبقه سوم نیز تنها در دسترس قضات بازنشسته قرار می‌گیرد.

این شیوه عملکرد کتابخانه که دسترسی‌ به اطلاعات را محدود می‌کند، دقیقا منطبق بر دستورات رازآلودی است. که می‌گوید هر درجه تنها وقتی اعطا می‌شود که شخص با موفقیت، مرتبه قبلی را طی کرده باشد.

کتابخانه دیوان عالی رژیم‌صهیونیستی نیز شامل کتاب‌های قانونی، قضایی، فلسفه و معنوی است. هیچ شکی نیز وجود ندارد که کتاب‌های "رزرو شده" شامل سرمایه‌ای از علوم سری و رمزی هستند.

مسئله دیگر در مورد کتابخانه اینکه، در بالای آخرین طبقه از کتابخانه که نمایانگر درجه سی و سوم فراماسونری است، پایه هرم قرار گرفته است. اینجا دقیقا همان جایی است که فراماسونری بطور نمادین به پایان می‌رسد و روند پنهانی ایلومیناتی آغاز می‌شود.
 


نمای هرم از داخل ساختمان

در قسمت زیرین هرم و روی کف ساختمان نیز شاهد یکسری الگوهای خاص هندسی هستیم.
 
جری گلدن در این‌باره همچنین اشاره کرده است که یک کریستال در وسط این الگوی هندسی و دقیقا در زیر چشم هرم قرار گرفته است. آیا این امر هم معنای خاصی دارد؟

قضات روشنایی و ایلومیناتی را اقامه می‌کنند
 
گفته می‌شود، ورودی‌های اتاق‌های دادگاه، شبیه مقابر باستانی یهود هستند و آن‌ها را بازسازی کرده‌اند. حفره‌های بالای درب‌ها نیز به معنای آن است که روح اجازه ترک اتاق را دارد. همچنین می‌بایست به تضاد ایجاد شده بین قدیم و جدید نیز توجه کرد.سلول‌های زندان، اتاق دادگاه و محل استراحت قضات به ترتیب بر روی یکدیگر قرار گرفته است که نماد طبیعت سه گانه جهان است.

زندانیان محبوس در سلول‌ها، نماد زندان دنیای پست مادی هستند. اتاق‌های دادگاه که روی سلول‌ها قرار گرفته‌اند، نماینده "دنیای بالاتر" هستند که الوهیت و خداییت در تماس با بشریت قرار می‌گیرد.
 
اتاق‌های دادگاه
در اتاق‌های دادگاه همچنین، قضات به واسطه منبعی از نور طبیعی، روشن می‌شوند. بنابراین قضات در حالی به دفاع و دعوی توده مردم نشسته در دادگاه گوش می‌دهند که دائما، نوری الهی بر بالای سر آن‌ها می‌درخشد. بعد از اتمام دادگاه، قضات به محل استراحت خود می‌روند که در بالای دادگاه قرار گرفته است. این مسئله نیز نماد "صعود" و بالا رفتن به دنیای الهی است. یعنی وقتی تصمیمی اتخاذ می‌شود، قاضی به بالا صعود می‌کند تا نور را به دنیای پایین‌تر برساند.

نماد باروری
در بیرون اتاق‌های دادگاه، راه پله‌ای قرار گرفته که به طبقه‌ پائین‌تر منتهی می‌شود. در اینجا دو خاصیت وجود دارد که هیچ مقبره سری بدون آن‌ها کامل نمی‌شود.
 
در وسط راه‌پله، شکلی شبیه به مدور و کیسه‌ای قرار گرفته که نمایانگر آلت تناسلی جنث مونث است که یک ستون نیز به نماد آلت جنسی مرد به داخل آن نفوذ کرده است.

این معماری به وضوح نماد باروری است که از اتحاد مذکر و مونث تشکیل شده است. در بسیاری از مقابر سری، یک نماد باروری نیز در پائین‌ترین طبقه آن‌ها قرار گرفته است. که در اینجا نیز احتمالا چنین چیزی در قسمت زیرین و در بخش گنبدی وجود دارد.
 
در برخی ساختمان‌های سری، "ستاره ایشتار" (نماد باروری) در مرکز گنبد زیرین پنهان شده است.

بخش بیرونی
بخش خارجی دیوان عالی رژیم‌صهیونیستی نیز شامل خصوصیت‌های نمادین بسیار زیادی است. تنها کافی است تا مسیری که سنگ "دروتی د روچیلد" نشان می‌دهد را دنبال کنید تا ببینید که شما را به کجا می‌رساند.
 
ستون هرمی سنگی
 
اینجا بیشه دروتی د روچیلد است. این ستون هرمی سنگی یکی از متداول‌ترین و آشکارترین نمادهای سری است که در سراسر دنیا مورد استفاده قرار گرفته است.

در مصر باستان، نماد آلت جنسی جنس مذکر همراه با خدای ازیریس نشان داده می‌شد. بر اساس افسانه‌های مصر باستان، ازیریس توسط شیث درهم شکست و به 13 تکه تقسیم شد. ایزس، الهه حاصلخیزی نیز سفری طولانی انجام داد تا بخش‌های پیکر ازیریس را دوباره بازیابی کند و در نهایت به جز آلت جنسی ازیریس که توسط یک ماهی بلعیده شده بود، موفق شد دیگر بخش‌ها را پیدا کند.

این "آلت گم شده" نماد انرژی جنس مذکر است و در اغلب موارد (مثل دیوان عالی اسرائیل) درون یک دایره قرار داده می‌شود که آن هم نماد آلت جنسی زن و انرژی است.

اما ستون هرمی سنگی در وسط یک ستاره، نمایانگر یک عمل جنسی و اتحاد نیروهای مخالف است. همانطور که می‌دانیم، در دنیای مدرن ما نیز این ستون‌های هرمی سنگی تقریبا در تمامی ساختمان‌های مهم و مادین دیده می‌شوند و بنابراین تبدیل به نماد قدرت نخبگان سری شده‌اند.

محوطه حیاط
 
محوطه حیاط حالت زیبایی شبیه به فرقه زن (Zen) دارد. بطوریکه یک منبع آب دائما در حال جوشیدن است و جریان آب نیز در یک مسیر باریک به سمت یک سنگ عجیب پیش می‌رود.

مستندات رسمی دیوان عالی رژیم‌صهیونیستی می‌گوید که محوطه حیاط بیان فیزیکی آیه‌ای از "مزامیر" (زبور داوود) است. در این آیه آمده است: " چشمه‌های حقیقت از زمین می‌جوشد و عدالت از بهشت به پائین می‌آید."

حال دقت کنید که دفاتر قضات مشرف به محوطه حیاط است بنابراین آن‌ها بطور نمادین "از بهشت به پائین آیند". جریان آب نیز مستقیما به زیر یک سنگ عجیب و مبهم می‌ریزد.
 
اما این سنگ چیست و چرا "حقیقتی که از زمین جوشیده" به این سمت می‌آید؟ سطح صیقلی این سنگ، تصویر شکسته شده‌ای از حیاط را منعکس می‌کند که باید دید این امر نمایانگر چیست؟

صلیب لگدکوب شده
 
در مرکز پارکینگ دیوان عالی رژیم‌صهیونیستی، مسیرهایی وجود دارد که شکل صلیب مسیحیان را تشکیل می‌دهند.جری گلدن می‌گوید که این صلیب از عمد در این مکان قرار گرفته است تا توسط بازدیدکنندگان لگد شود.

احتمالا گلدن درست می‌گوید. زیرا در ساختمانی که نمادگرایی معنوی حاکم است، بسیار بعید است که سازندگان، بدون فکر و نسنجیده چنین مسیرهایی را طراحی کنند. به عبارت دیگر این امر به هیچ وجه تصادفی نیست.

به هر حال،‌بازدیدکنندگان از پله‌ها پائین می‌روند و از دید نمادین، به حوزه پست‌تر نزول می‌کنند تا به صلیب برسند. همانطور که می‌دانید، اهمیت عمل صعود و نزول در این ساختمان بسیار بالاست و این مورد خاص هم استثنا نیست.

در واقع جوامع سری و پنهانی بطور تاریخی با کلیسای مسیحی مخالف بودند. کلیسا نیز بارها آن‌ها را مورد آزار و اذیت قرار داده و آنان را به انواع کفر و ارتداد متهم کرده است.

در قرون وسطی نیز شوالیه‌های معبد (فرقه‌ای از صلیبیون نظامی که اجداد فراماسونری محسوب می‌شوند) توسط اسقف اعظم "کنتربری" متهم به انجام اقدامات ضد مسیحی شدند. که از جمله آن‌ها "لگد کردن صلیب در زیر پا" در ابتدای فعالیت‌هایشان بود.

انار
 
این انارها که روی زمین قرار داده شده‌اند، برای بینندگان عادی کاملا غیرقابل فهم و بی‌معنی هستند. این در حالی است که چنین علائمی، معانی خاصی برای دانش‌جویان فرقه‌های اسرارآمیز و فراماسونری دارند.

"منلی هال" نویسنده آمریکایی در کتاب "آموزه‌های سری تمامی قرون" می‌نویسد: در بین اسرار باستانی، انار نمادی یزدانی بود که معنی عجیبی نیز داشت. که نمی‌بایست معنی آن افشا می‌شد. بطوریکه آن را "راز ممنوعه"‌نیز نامیده‌اند.

هال می‌افزاید: بسیاری از خدایان و الهه‌های یونان در حالی که میوه یا گل انار را در دست دارند به تصویر کشیده شده‌اند. که این امر بدین معناست که آن‌ها اعطا کننده زندگی و نعمت و فراوانی هستند.

به گفته این کتاب، انارها همچنین در قسمت بالایی ستون‌های "یاوخین و باوز" (Jachin and Boaz) نیز قرار داشتند. این دو ستون در دو طرف ورودی معبد موسوم به سلیمان قرار داشتند. بر اساس دستورات یهوه، خدای یهودیان، نیز گل‌های انار می‌بایست به عنوان زینت بخش پائینی جامه مخصوص کاهنان اعظم یهود به کار می‌رفت.

آنطور که هال می‌گوید، انارها بر روی دو ستون مقابل معبد سلیمان قرار داشتند. حال با دانستن حداقلی از آموزه‌های ماسونی خواهید دانست که معبد سلیمان و ستون‌های یاوخین و باوز بیشترین اهمیت را در این آموزه‌ها دارند.

"آلبرت پایک" در کتاب "معنویات و عقاید تعصبی" خود می‌نویسد: سر ستون‌ها شامل انارهای برنزی بودند که با برنز خالص پوشانده شده بود و حلقه گل‌های برنزی نیز آن‌ها را زینت داده بود. به نظر می‌رسد که این طرح‌ها تقلیدی از شکل لوتوس یا سوسن مصری بوده است. نماد مخوفی که مخصوص هندوها و مصریان بود.

به هر حال می‌دانیم که ماسون‌ها صبورانه منتظر روزی هستند که معبد سلیمان را در محلی که خود معتقدند زمانی در آن وجود داشته یعنی بیت‌المقدس بازسازی کنند. اما آیا سیب‌های قرار گرفته در دیوان عالی رژیم‌صهیونیستی نیز منتظرند تا روی ستون‌های معبدی که بعدها ساخته خواهند شد قرار بگیرند؟

نتیجه‌گیری
در این نوشتار، آشکارا به درون نمادگرایی‌های سری دیوان عالی اسرائیل رسوخ کردیم. اگرچه واضح است که معماری این ساختمان نمادهای مهم مرتبط با معنویت و رسیدن به روشنی را در خود جای داده است. دیوان عالی رژیم‌ صهیونیستی نیز مقبره‌ای از اسرار است که آمیخته به شعائر کفرآمیز ترکیب شده با تفاسیر مبهم و سری کتاب‌ مقدس است.

این آموزه‌های سری مخصوص اعضای جوامع مخفی و سری است که روچیلدها نیز به وضوح بخشی از آن هستند. اما معانی مشکوک و رمزی این ساختمان از عموم مردم پنهان شده است.

مشرق نیوز

اکبر گنجی را بیشتر بشناسیم

گروه گزارش ويژه مشرق، در راستاي بصيرت افزايي و تبيين ناگفته‌هايي از تاريخ انقلاب، اقدام به معرفي منحرفين و مدعياني نموده است كه بعد از گذشت سه دهه از انقلاب، نقاب از چهره واقعي خود برداشته و در راه دشمني با جمهوري اسلامي ايران قدم گذاشتند، مشرق در سلسله گزارش‌هايي با عنوان "ياران اصلاحات"، اقدام به معرفي چهره‌هاي اصلي جريان اصلاحات مي‌كند كه سومين گزارش مختص به معرفي " اكبر گنجي" است.


گنجی، اکبر قمپوز دیروز، روشنفکر امروز


آثار و کتب

کتاب‌های نوشته شده توسط اکبر گنجی که به ماجرای قتل‌های سیاسی دهه شصت و هفتاد می‌پردازند:

  • تلقی فاشیستی از دین و حکومت
  • برای تمام فصول
  • تاریکخانه اشباح
  • عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری


مقالات گنجی پس از خروج موقت از کشور

  • ملاحظاتی پیرامون سرکوب زنان
  • جمهوری اسلامی: نظام سلطانی یا فاشیستی؟
  • دولت احمدی و مجلس سلطانی
  • بی­رحمی و عظمت‌طلبی شبه فاوستی سلطان
  • به کام سلطان، به زیان دموکراسی
  • صدای سلطان و صدای آزادی
  • حق بهایی بودن و بهایی صاحب حق بودن
  • هم‌جنس‌گرایی: اقلیتی ناحق؟ و فاقد حقوق!؟
  • گزاره­های غلط و غیر عقلانی در اسلام منبع
  • مجموعه مقالات قرآن محمدی[1]


اکبر گنجی کیست؟

اکبر گنجی در روز ۱۱ بهمن ۱۳۳۸ در کوی «سیزده آبان شهر ری» تهران به دنیا آمد.[2] پدرش که کارگر پمپ بنزين بود در روز اول خرداد 1376 درگذشت. درست در روزي که جسد پدر را دفن مي کردند، انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری برگزار شد. او يک خواهر و دو برادر دارد. همسرش
"معصومه شفيعي" نام دارد و دو دختر به نام هاي «رضوانه» و «کيميا» دارد
.[3]

اکبر گنجي دوران دبستان و راهنمايي را در همان محله 13 آبان گذراند و سپس به "هنرستان صنعتي" شهرري رفت و تا سال 1357 که انقلاب ايران آغاز شد، در هنرستان درس مي­ خواند.



گنجي در كنار آقاي منتظري

هر چند از سوابق انقلابی و مبارزاتی اکبر گنجی اطلاعات دقیقی وجود ندارد اما بسیاری از انقلابیون، گنجی را جزو آن گروه از انقلابیون می ­دانند که در ابتدای پیروزی انقلاب برخوردهایی بسیار تند و افراطی داشتند. محمدحسین صفارهرندی وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی در این باره چنین می­ گوید: "اكبر گنجي كه امروز ادعا مي‌كند آن روزها دنبال دخترهايي مي‌گشت كه چند تار مو از زلف‌شان بيرون زده و به روي آن‌ها اسيد مي‌پاشيد و اين‌كه به او اكبر پونز مي‌گفتند براي اين بود كه به پيشاني دخترهاي جواني كه پوشش متفاوتي داشتند پونز مي‌چسباند".[4]

اکبر گنجي بلافاصله پس از پيروزي انقلاب ايران، در سال 1358 وارد سپاه پاسداران شد و در واحد عقيدتي که در آن روزها با عنوان واحد ايدئولوژي خوانده مي شد به فعالیت پرداخت. او همزمان در مرکز تحقيقات سياسي ايدئولوژيک سپاه پاسداران در قم فعاليت مي­ کرد. اکبر گنجي از جمله افرادی بود که پس از سال 1360 با سیاست­ های حضرت امام(ره) مبنی بر ادامه جنگ مخالفت کرد. وي در سال 1362 در يک سخنراني علني در پادگان ولي عصر به سياست ادامه جنگ اعتراض کرد و آن را بي­ فايده دانست و فرماندهان سپاه را متهم کرد که سپاه را آلت دست سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي کرده اند و خواستار برکناري فرماندهي سپاه شد.

در پی این اقدام، حضرت امام خميني(ره) طي نامه اي براي آيت الله محلاتي که در آن زمان نماينده ایشان در سپاه بود، فرماندهي سپاه و سیاست­های نظام مبنی بر ادامه جنگ را مورد تأیید قرار داد. از سوي ديگر دادستاني سپاه نيز اين برخورد را تمرد در شرايط جنگي دانست و براي گنجي خواستار اشد مجازات يعني حکم اعدام شد. اما با وساطت آيت الله منتظري و شيخ يوسف صانعي اين موضوع منتفي شد. وي در سال 1363 از سپاه استعفا داد.[5]


در اینکه گنجی با اعضای نهاد اطلاعات نخست وزیری مانند سعید حجاریان که بنیان­گذاران اصلی وزارت اطلاعات بودند، ارتباطاتی داشته شکی وجود ندارد اما هرچند افراد بسیاری معتقد به همکاری وی با وزارت اطلاعات می­ باشند، خود وی مدعی است که "من هرگز در هيچ زماني با وزارت اطلاعات کار نکردم".

او پس از بيرون آمدن از سپاه، در سال 1363 به وزارت ارشاد اسلامي که در آن زمان توسط سيد محمد خاتمي اداره مي شد رفت و در کنار کساني مانند سعيد پورعزيزي، مصطفي تاج زاده، کيومرث صابري، محمد علي ابطحي، جواد فريدزاده مشغول به کار شد. او اوايل سال 1366 به عنوان کارمند "خانه فرهنگ ایران" در ترکیه به آنکارا رفت و پس از سه سال در آغاز سال 1369 به ايران بازگشت.[6]

اکبر گنجی در سال 1369 و پس از بازگشت به ایران تحصیلات ناتمام خود را به پایان رساند و لیسانس ارتباطات خود را گرفت و در سال 1371 نیز فوق لیسانس خود را در همان رشته به پایان برد.[7]



حلقه کیان

وی از اوایل دهه هفتاد گنجی به "حلقه کیان" پیوست. این حلقه در آغاز به توصیه شهید حسن شاه‌چراغی (از مدیران ارشد موسسه کیهان) برای ایجاد کانونی فکری و دینی تشکیل شده بود. این افراد به دعوت شهید شاه‌چراغی در مؤسسه‌ کیهان به سرپرستی سید محمد خاتمی دور هم جمع شدند و به انتشار ماه‌نامه "کیهان فرهنگی" تا سال 1369 پرداختند.

سعید حجاريان، محسن آرمين، علوی­‌تبار، عمادالدین باقی، مرتضي مردي‌­ها، اكبر گنجي، آرش نراقي، ابراهيم سلطاني، محسن سازگارا، جواد كاشي، حسين قاضيان، ناصر هاديان، مصطفي تاج‌زاده از جمله افرادی بودند که رابطه نزدیکی با این حلقه داشتند.[8] اینان كه تركيبي از ليبرال‌ها و چپگرايان بودند، هر هفته چهارشنبه‌ها در منزل يكي از اعضا دور هم جمع شده و به بحث‌هاي معرفت‌شناختي و فلسفي مي‌پرداختند. اعضای این حلقه با محوریت فکری عبدالکریم سروش، غرب‌پژوهي را استراتژي مطالعاتي خود قرار داده و به اين نتيجه رسيده بودند كه تلفيقي از تجربيات مثبت تمدن غالب بشري (غرب) و دروني كردن آنها با ارزش‌هاي بومي و محلي، بهترين راهكار است و در همين راستا به تلفيق سه شكاف ملي، اسلامي و غربي تأكيد مي‌ورزند. این نگاه به تدریج منجر به التقاط فکری اعضای حلقه و حرکت خزنده آنان به سوی دگردیسی فکری و اندیش‌ه­ای گردید؛ به گونه‌­ای که این افراد به تدریج با شعار توسعه سياسي و پيوستن به نظام جهاني، به سوي تمدن و تفكر غرب و ليبرالي حركت كردند[9] و برخی از آنان همچون عبدالکریم سروش و اکبر گنجی به انکار بدیهی­‌ترین اعتقادات شیعه و حتی مسلمانان پرداختند.



گنجي در كنار نوآم چامسكي

بعد از بسته شدن کیهان فرهنگی و استعفای خاتمی از مؤسسه کیهان، اعضای حلقه کیان نیز به شکل دسته جمعی از کیهان استعفا داده و «مجله کیان» را از اواخر سال 69 راه اندازی کردند. ماهنامه جدید با مدیر مسئولی "رضا تهرانی" و سردبیری "شمس ­الواعظین" شروع به کار کرده بود و محملی جهت نشر افکار اعضای این حلقه فراهم نموده بود. او از زمان تأسیس کیان همیشه در آن نشریه به عنوان یکی از اعضای شورای سردبیری بود و مقالات تئوریک خود را با نام مستعار "حميد پايدار"[10] در کیان چاپ می­ کرد.[11] وی علاوه بر این، در انتشارات "صراط" درس­ ها و سخنرانی­ های سروش و افراد همفکر خود را در محفل کیان به سرعت چاپ و توزیع می کرد.[12]

وی در دوران شهرداری غلامحسین کرباسچی، به همراه افرادی چون ماشاء الله شمس الواعظين، احمد ستاري، سعيد پورعزيزي، اکبر گنجي، بهروز گرانپايه، سيد ابراهيم نبوي، فريدون عموزاده خليلي، فاطمه راکعي، محسن اشرفي، علي اصغر رمضانپور و بسياري ديگر که بعدها جنبش مطبوعات اصلاح طلب را شکل دادند، در روزنامه "همشهری" شهرداری تهران مشغول به فعالیت شد.

خلاصه اي از تناقضات اكبر قمپوز (دانلود)

ادامه...مشرق نیوز

ادامه نوشته