احمدی نژاد حق دعا برای فرج هم ندارد+صوت

اظهارات رئیس جمهور دولت نهم و دهم و تاکید بر اهمیت انتظار باز هم دستمایه حاشیه سازی کثیف سیاسی و رسانه ای جریانی شد که حیات فکری احمدی نژاد را هم بر نمی تابد...

این بار هجوم به احمدی نژاد نه برای مواضع سیاسی یا افشاگری مافیا و...  بلکه ریشه در تاکید بر امر مهدویت و انتظار داشت. مهدویتی که نقطه تمایز تشیع به حساب می آید حال این بار تبدیل به بهانه تخریب رئیس جمهور سابق کشوری شد که مکتب رسمی آن شیعه اثنی عشری است!

شب گذشته یکی از خبرنگاران افتخاری نکات پرس از رئیس جمهور سابق در رابطه با احتمال حضور وی در 4 سال آینده در انتخابات و شروع فعالیت تبلیغاتی می پرسد؛ رئیس جمهور سابق با خنده از خبرنگار افتخاری نکات پرس می پرسد که چه شود؟
که خبرنگار نکات پرس، تاکید می کند که شما رئیس جمهور شوید.

در این هنگام احمدی نژاد با نگاهی تربیتی و پرسش گرایانه در اعتراض به محور قرار گرفتن شخص خود می گوید؟!
یعنی می گویید تا 4 سال بعد امام زمان نیاد؟!
بلافاصله بعد از این پرسش در تایید حرف احمدی نژاد خبرنگار افتخاری نکات پرس می گوید انشا الله که بیایند و احمدی نژاد بدون لحظه ای درنگ در تکمیل این گفت و گو می گوید: امام زمان بیاید همه دنیا اصلاح شود.

در ادعیه های مختلف تشیع بر اهمیت و حقیقی بودن انتظار فرج تاکید شده است؛ اما بی شک نه عدم فهم دینی بلکه کینه های و بغض های سیاسی باعث می شود تا یک دعا را تبدیل به یک جمله خبری کنند.


آری امام زمان احمدی نژاد زنده است؛ احمدی نژاد نیز به مانند شیعیان اصیل هر روز را به امید ظهور منجی بشریت اغاز می کند.

امام صادق (عليه السلام): «المنتظر للثانى عشر كالشاهر سيفه بين يدى رسول الله صلى الله عليه و آله يذب عنه»."غيبت نعمانى، ص 41."

كسى كه منتظر امام دوازدهم است مانند كسى است كه در كنار رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) و براى دفاع از آن حضرت شمشير مىزند.

در این بین جای تاسف است که رسانه هایی که با بودجه نهادهای انقلابی اداره می شوند به جای تعمیق فرهنگ مهدویت در تلاشند امام زمان را در کتاب ادعیه محصور کنند. همان رسانه ای که چندی پیش خبر از سکته احمدی نژاد داد امروز دعای فرج احمدی نژاد را هم بر نمی تابد.

آموزش ساخت ايميل ياهو پس از حذف ايران!

ياهو در اقدامي عجيب نام ايران را از فهرست کشورهايي که هنگام ثبت نام پست الکترونيک ديده مي شد حذف کرده است. براي ثبت نام و فعال سازي حساب کاربري نيز وارد کردن شماره تلفن همراه الزامي است و اين کار براي کاربران ايراني غير ممکن است. اما اين مساله به معناي خداحافظي ياهو از ايران نيست. ما ايراني ها هميشه راه حلي براي هر مشکل داريم.
براي آشنايي با روش کار به همراه عکس هاي آموزشي با ما همراه باشيد.
1- طبق روال هميشگي، به صفحه اصلي ياهو برويد. گزينه Mail را انتخاب کنيد.


2- در صفحه اي که باز مي شود، روي کادر آبي رنگ در پايين صفحه که نوشته شده است: Creat New Account (ساخت حساب کاربري جديد) کليک کنيد.


3- در صفحه اي که باز مي شود، مشخصات خود را يادداشت و جنسيت خود را وارد کنيد. در اين مرحله بايد روي کد 1+ ايالت متحده کليک راست و گزينه Inspect Element را انتخاب کنيد.


4- در اين مرحله در پايين صفحه پنجره اي باز مي شود که بايد جاي خالي را با واژه «98+» و عدد يک که دو خط بالاتر قرار دارد را با «98» پر کنيد.


5- هر دو کد آمريکا را به روش مذکور به ايران تغيير دهيد.


6- در اين مرحله ايميل شما ساخته شده است.


7- مي توانيد وارد ايميل ياهوي خود بشويد و نامه هاي الکترونيک را با اکانت ياهو ارسال يا دريافت کنيد.


منبع

چرا آل‌سعود به دنبال شهر دیرالزور است؟

گروه های مسلحی که در داخل شهر "دیر الزور"، مرکز استان دیر الزور و ریف آن، در شرق سوریه چه گروه هایی هستند و چه مناطقی از این شهر را در اختیار دارند. این مطلب به تفصیل به این موضوع می پردازد.

گفته شده است، تمام گروه هایی که در شهر دیر الزور درحال مبارزه علیه نظام سوریه هستند، از اهالی ریف دیر الزور و مناطق خارج از شهر هستند و دارای تابعیت های مختلفی می باشند و به شکلی گسترده در مناطق الجبيله، العرفی، الحويقه، الشيخ ياسين، الحميديه، كنامات، الرشديه، العمال، الرصافه، الصناعه، المطار القديم که مناطق مختلف این شهر را تشکیل می دهند، پراکنده  و مستقر هستند و بالطبع تمام این مناطق که ذکر آنها رفت، تحت تصرف و کنترل گروه های مسلحی است که مورد حمایت عربستان سعودی هستند.

یکی از دلایل حمایت عربستان سعودی از این گروه های مسلح نیز روابط عشیره ای و قبیله ای موجود بین برخی از قبایل و عشایر سعودی با قبایل و عشایر سوری و انتشار اندیشه ها و افکار "وهابی" میان اهالی دیر الزور و به خصوص ریف آن است. به گونه ای که کمک های مورد نیاز این گروه های مسلح از طریق ریف دیر الزور به دست گروه های مسلح موجود در شهر می رسد.

یکی دیگر از منابع درآمد گروه های مسلح مستقر در دیر الزور را باید فروش نفت خام چاه هایی است که در شرق سوریه قرار دارند و به تصرف گروه های مسلح درآمده اند. گروه های مسلح نفت این چاه ها را به ترکیه برده و در آنجا به فروش می رسانند، چون درحال حاضر اغلب چاه های نفت و گاز شهر دیر الزور در تصرف گروه های مسلح این مناطق است.

مهمترین گروه های مسلحی که در دیر الزور حضور دارند، گروه های سلفی جهادی تکفیری هستند و بارزترین این گروه ها عبارتند: جنبش طالبان، جبهه النصره، گردان جعفر الطيار، گردان القعقاع که شبیه گردان های الفاروق در شهر حمص است و گردان مته.

تمام مناطق مسکونی که تحت تصرف و کنترل گروه های مسلح قرار دارند، بیش از 80 درصد تخریب و ویران شده اند.

اما مناطق تماس در شهر بین گروه های مسلح و ارتش سوریه عبارتند از: خیابان باشگاه افسران یا (نادي الضباط)، میدان المدلجی، دفاع مدنی، میدان حمود العبد، پل السياسيه، منطقه حويقه، منطقه الرشديه و خیابان سينما فؤاد.

مناطق حضور تک تیراندازان وابسته به گروه های مسلح نیز مناطق زیر را در برمی گیرد: الجبيله، الحويقه، الحميديه، الشيخ ياسين، العرفی، مساكن الحزب، العمال، جسر السياسيه، الرصافه و الانطلاق القديم.

مناطق حضور تک تیراندازان ارتش سوریه نیز عبارتند از: منطقه "الجوره" در استان و در نزدیکی دوایر امنیتی وابسته به ارتش. این درحالی است که تمام موارد هدف گیری های صورت گرفته از سوی تک تیراندازان در شهر دیر الزور در مناطق حضور تک تیراندازان گروه های معارض صورت گرفته است.

مهمترین عملیات های انتحاری که شهر دیر الزور شاهد آن بوده است:

- عملیات انتحاری از طریق منفجر کردن خودرو بمبگذاری شده در منطقه "غازي عياش" که در جریان آن ده ها شهروند سوری کشته و زخمی شدند.
- عملیات انتحاری منفجر کردن یک تانکر حامل 5 تن مواد منفجره در منطقه "الجبيله".
- عملیات انتحاری یک کامیون بزرگ حامل حدود 10 تن مواد منفجره در نزدیکی ساختمان بیمه اجتماعی در منطقه "الحويقه".
- عملیات انتحاری منفجر کردن یک خودرو بمبگذاری شده که کلیسای سریانی های دير الزور را هدف قرار داد.
- عملیات انتحاری منفجر کردن یک خودرو بمبگذاری شده در نزدیکی میدان "غسان عبود" در نزدیکی منطقه پل "السياسيه".
تمام این عملیات ها را گروه های مسلح به ویژه گروه های وابسته به "جبهه النصره" از طریق انتشار اعلامیه هایی در صفحه های اینترنتی خود مسئولیت آن را برعهده گرفته اند.

مهمترین مقرها و مراکز امنیتی و نظامی که ارتش سوریه در استان دیر الزور از آن عقب نشینی کردند، عبارتند از:

- دایره امنیت سياسی منطقه الحويقه.
- یگان توپخانه شهر "الميادين" در ريف شرقی دير الزور.
- فرودگاه "البوكمال" در ريف شرقی دير الزور.
- فرماندهی پلیس شهر منطقه الحويقه دير الزور.
- دایره امنیت نظامی خیابان "سينما فؤاد" ديرالزور.

علاوه بر عقب نشینی تمام عناصر نیروهای حکومتی از قرارگاه‌های امنیتی و پاسگاه‌های پلیس تمام مناطق ریف دیر الزور.

مهمترین عملیات‌های ترور شهر دیر الزور و ریف آن:

- تلاش برای ترور "سمير الشيخ"، استان سابق دیر الزور.
- تلاش برای ترور "رياض الاسعد"، فرمانده "ارتش آزاد سوریه" در شهر المیادین استان دیر الزور که منجر به قطع پای وی شد.
- ترور "فيصل احمد ظاهر"، معاون رئيس دایره امنیت نظامی دير الزور.
- ترور سرگرد "الايهم الحمد"، خواهر زاده سرلشکر "آصف شوكت" در منطقه "الرصافه" دير الزور.
- ترور "شریده العلی"، رئيس سندیکای کشاورزان دير الزور.
- ترور "شهناز محمد"، عضو فدراسیون ورزش‌های عمومی سوریه.

مهمترین مناطقی که در آنها دعوت به جهاد علیه نظام سوریه صورت می‌ گیرد:

- دفتر دعوت و ارشاد اسلامی که مقر آن در ريف شرقی دير الزور است و برای جذب جوانان، نوجوانان و کودکان زیر 18 سال فعالیت می کند و مهمترین مقرهای آن در مناطق "شحيل"، "الميادين" و "البوكمال" است.

- دفتر جریان سلفی جهادی سازمان جهانی القاعده که مقر آن نیز در ریف شرقی دیر الزور است و در حوزه جذب حمایت های نظامی و افراد مسلح غیر سوری و بیگانه از سراسر جهان برای مبارزه با نظام سوریه فعالیت می کند.

- جنبش طالبان سوريه که به صورت مستقیم وابسته به جنبش طالبان در پاكستان و افغانستان است. مقر جنبش طالبان سوريه در ریف ريف دير الزور و همچنین در دو منطقه الشحيل و الميادين است و در حوزه جذب جوانان و مردان در مناطق مختلف ریف دیر الزور و حمایت مالی ونظامی از گروه های مسلح فعالیت می کند.

مهمترین گروه های مسلح فعال در استان دیر الزور:

گردان احرار الشام یا آزادگان شام، گردان غرباء الشام یا غریبان شام، گردان شهداء الفرات یا شهدای فرات، گردان انصار السنه یا یاران اهل سنت، كتيبه الخضرا یا کتیبه سبز، گردان موته، گردان احرار الشحيل یا آزادگان الشحیل، گردان الله اكبر، کتیبه های احفاد محمد یا نوادگان محمد، گردان الاحواز، کتیبه های الحبيب المصطفى، گردان القادسيه، كتيبه معاذ الركاض، گردان احرار الشعيطات یا آزادگان الشعیطات، كتيبه الحجاج بن يوسف الثقفی و گروه های بسیار مسلح دیگر که تعداد آنها به 350 گروه می رسد و بافت و ساختار اغلب آنها سلفی جهادی تکفیری است و این درحالی است که برخی از این گروه ها دارای گروه های ویژه ترور هواداران نظام سوریه هستند.

مهمترین تابعیت های غیر سوری موجود در صفوف گروه های مسلح:
افغانی، لبنانی، تونسی، كويتی، سعودی و چچنی.

مهمترین روستاهای ریف شرقی دیر الزور که گروه های مسلح کنترل آنها را در دست دارند:

البو كمال، الميادين، المو حسن، القوريه، شحيل، مراط، ابو خشب و البصيره.
- در این میان روستای المو حسن به کانون مخالفت علیه نظام سوریه معروف شده و گفته می شود، تحرکات اعتراض آمیز و مسلحانه علیه نظام سوریه از این منطقه آغاز شد و ملقب به "مسکو کوچک" است، چراکه افکار و اندیشه های کمونیستی بر آن غالب است و افسران ارشد نظام سوریه از فرزندان این روستا هستند. المو حسن هم اکنون به مقر گروه های وابسته به جبهة النصره تبدیل شده است.
-  شحیل که بر سر راه المیادین قرار دارد و پناهگاه هیئت شرعی جبهه النصره و مقر مهمترین سران و رهبران سازمان القاعده و مقر اصلی جنبش طالبان در سوریه به شمار می آید. این شهر از جمله شهرهایی است که انتحاری های بسیاری را راهی مناطق و شهرهای مختلف سوریه کرده و اغلب انتحاری های این شهر خود را در این عملیات ها منفجر کردند. همچنین شحیل بسیاری از مردان خود را برای مبارزه با نظام سوریه به میدان های نبرد در مناطق مختلف دمشق و ریف آن و همچنین شهرها و مناطق مختلف رقة و حسكة و قامشلي و حمص و به طور مشخص در شهر القصير کردند.

مهمترین روستاهای ریف غربی دیر الزور که گروه های مسلح کنترل آنها را در دست دارند: حطله، الكسره، معدان، التبنی، محيميده، الخريطه و الشميطيه.

- حطله: حطله از جمله روستاهای حامی نظام سوریه به شمار می آید که اهالی آن اصلا سلاحی حمل نمی کنند. از گذشته های دور اهالی طایفه شیعی این روستا توسط گروه های دیگر قتل عام شده اند که آخرین آن چندی پیش روی داد و یکی از گروه های وابسته به جبهه النصره در ريف شرقی دير الزور از تابعیت های مختلف عربی اقدام به قتل عام شیعیان این روستا کردند.

- محيميده: روستای محيميده زادگاه "نواف لبشیر"، معارض سوری و عضو بیانیه دمشق و پایگاه قبيله "البكاره" و مقر مهم گردان های غربای شام و آزادگان شام به سرکردگی "لورنس نواف البشير".

مهمترین عشایر و قبایل دير الزور عبارتند از: البو سرايا، البكاره، العكيدات، عنزه، طي و جبور.

مهمترین بزرگراه های بین المللی شهر دیر الزور عبارتند از:

- بزرگراه های بین المللی دير الزور - تدمر - دمشق که کنترل کامل آن را ارتش سوریه در دست دارد و در آن تنها مرکز ایست و بازرسی گردان ابو جعفر الطيار در نزدیکی روستای "كباجب" وجود دارد.

- بزرگراه های بین المللی دير الزور - الرقة - حلب که در کنترل گروه های مسلح است و هیچ نیروی دولتی و حکومتی در آن مشاهده نمی شود.

- بزرگراه های بین المللی دير الزور – الحسكه که هم اکنون به دلیل درگیری هایی که شاهد آن بوده مسیرهای آن به سمت الميادين و ريف آن تغییر کرده است.

- بزرگراه های بین المللی دير الزور - عراق که به دلیل قرار گرفتن در مسیر بزرگراه های بین المللی فرودگاه دیر الزور به طور کامل بسته و مسیرهای آن به سمت الميادين و ريف آن تغییر کرده است.

مهمترین شرکت ها، کارخانه ها، موسسات و مراکزی که غارت شده و یا به طور کامل نابود شدند، عبارتند از: کارخانه گاز، شركت نفتی الفرات، شهر صنعتی دیر الزور، مديريت خدمات فنی، شهرداری، شركت کانادایی فرآورده های نفتی شمبر جير، شركت فرانسوی فرآورده های نفتی شل، مركز تحقیقات کشاورزی، کارخانه ستون های بتونی، بیمه های اجتماعی، بانک کشاورزی، مرکز آمارگیری و جمعیت، مرکز آموزش، بیمارستان ملی، بانك خون، بیمارستان قلب الفرات، اداره برق، سازمان آب، حوضچه آب فرات، منابع آب، بانک اعتباری، بانک بیمو، بانک بین المللی سرمایه گذاری، بانک اسلامی، بانک بازگشت، پست بانک، اداره ارتباطات، سينما الكندي، بیمارستان های خصوصی النور و العبود المرزوق، بیمارستان کودکان، سیلوهای گندم، دانشکده های علوم و ادبیات و پتروشیمی و نفت.

مهمترین مراکز حکومتی که از سوی گروه های مسلح به سرقت رفته و پس از غارت اموال آن برای فروش به ترکیه منتقل شدند، عبارتند از: کارخانه نیشکر، کارخانه ریسندگی و بافندگی، شهر صنعتی دیر الزور، کارخانه کاغذ سازی، خطوط آهن ارتباط دهنده دير الزور – حسكه - قامشلي و میان دير الزور – حلب - دمشق.

مهمترین تاسیسات و مراکز عمومی و تاریخی و باستانی که به طور کامل تخریب شده و از بین رفته اند، عبارتند از:

- پل معلق: گروه های مسلح اقدام به بمبگذاری و تخریب آن کردند.

- کلیسای شهدای ارمنی: این کلیسا به طور کامل توسط گروه های مسلح غارت و مجسمه های عظیم و بزرگ آن مخصوص شهدای کشتار ارمنی ها به سرقت و به ترکیه منتقل شد. این کلیسا در منطقه "الرشدیه" قرار دارد و گروه های مسلح بر آن تسلط و کنترل دارند.

- مجسمه شاعر الفراتي: سر مجسمه این شاعر بزرگ سوری از سوی عناصر جبهة النصره به بهانه بت پرستی قطع شد.

- کلیسای سريانی های الفرات: این کلیسا در اولین روز عید قربان گذشته بمبگذاری و منفجر شد. یکی از دلایل بمبگذاری این کلیسا توسط جبهه النصره قرار داشتن آن در نزدیکی یک مقر نظامی بزرگ در شهر دیر الزور است.

این جدای از غارت بسیاری از آثار باستانی و تاریخی نادر برخی اماکن شهر مانند مملكت ماري و آثار الصالحية و قلعه الرحبة و آثار حلبية و زلبية است.

مشرق نیوز

نرگس محمدی (ستایش) را اعدام نکنید

به گزارش مشرق به نقل از 598، «سازمان عفو بین‌الملل» که برخلاف نام خود ، تنها یک سازمان مردم نهاد غیر دولتی و بین المللی یا INGO است و هیچ ارتباطی با سازمان‌های قانونی و رسمی جهان ندارد. یکی از چند ده موسسه ای است که با حمایت دولت های غربی همواره تلاش می کند با ارائه گزارشات کذب، جمهوری اسلامی ایران را به عنوان یکی از کشورهای ناقض حقوق بشر معرفی نماید. این در حالی است که برخورد نهادهای رسمی بین المللی با مقوله حقوق بشر در ایران کاملا متفاوت است؛

مساله حقوق بشر و آنچه نقض حقوق بشر در ایران خوانده می‌شود، موضوعی است که به شدت از سوی مخالفان جمهوری اسلامی ایران پیگیری می‌شود؛ به ویژه در سال‌های اخیر و در جریان حوادث پس از انتخابات، این مساله به یکی از محورهای اصلی و ترجیع‌بند سخنان جریان ضدانقلاب تبدیل شد و از سوی غرب و علی‌الخصوص آمریکا نیز به طور متمرکز پیگیری شد که نهایتا به تعیین گزارشگر ویژه حقوق‌بشر برای ایران منجر شد.

این سازمان عفو بین الملل در اشتباهی فاحش، به جای عکس سکینه محمدی آشتیانی، عکس و نام نرگس محمدی بازیگر نقش ستایش را در بیلبورد تبلیغاتی که برای آزادی سکینه محمدی آشتیانی در شهر وین اتریش نصب کرده بود  درج نمود و در ذیل این بیلبورد از جامعه جهانی درخواست نمود  که با فشار به دستگاه قضایی ایران مانع اعدام نرگس محمدی ! شود .

بیلبورد سازمان عفو بین الملل در خصوص عدم اعدام نرگس محمدی!



سکینه محمدی آشتیانی

گزارشگران ناشی این سازمان به اصطلاح بین المللی که در انتشار اسناد کذب علیه جمهوری اسلامی ایران لحظه ای تامل نمی کنند به جای جستجوی کلمه سکینه محمدی آشتیانی، مجرمی که از سال 1384 به جرم مشارکت در قتل همسرش و زنای محصنه در زندان تبریز محکوم است، نام نرگس محمدی را سرچ نموده اند که نتیجه این جستجو می شود افتضاحی که حتی محمد مصطفایی وکیل خود خوانده و فراری سکینه محمدی آشتیانی هم نتوانست این اشتباه را متوجه مسئولین این سازمان نماید.

فیس بوک محمد مصطفایی وکیل خودخوانده و فراری سکینه محمدی آشتیانی

شاید اگر گزارشگران ناشی این سازمان به جای عکس سکینه محمدی آشتیانی عکس  نایب رییس گروهک غیر قانونی کانون مدافعان حقوق بشر که نام وی هم نرگس محمدی است و چندی پیش از زندان آزاد شده است را می گذاشتند آنقدر افتضاح نبود که عکس و نام یک بازیگر مطرح تلویزیون ایران را به جای یک قاتل گذاشتند.

نرگس محمدی / نایب رییس گروهک غیر قانونی کانون مدافعان حقوق بشر

شایان ذکر است سکینه محمدی آشتیانی در سال 84  با هم دستی پسر عمه شوهرش؛ همسرش را به طرز فجیعی به قتل می رساند. آشتیانی متهم به مشارکت در قتل و زنای محصنه (در زمان حیات و بعد از فوت شوهرش) است و به مجازات مشخص شده در قوانین،  محکوم شده است  و بنا بر آنچه که  شریفی، رئیس دادگستری آذربایجان شرقی درباره این پرونده می گوید: سکینه محمدی آشتیانی با مردی رابطه برقرار کرده و با طراحی از قبل صحنه قتل؛ منزل را خلوت و آماده قتل کرده بودند و آشتیانی با آمپول بیهوشی شوهرش را بی هوش کرده و قاتل اصلی با چسباندن دو شاخه برق به گردن مقتول، او را به قتل رسانده است.

به نظر می‌رسد حمایت غرب از اینگونه نهاد‌های غیر دولتی! با هدف زمینه‌سازی بروز نارضایتی‌های اجتماعی، یکی از ابزارهای مهم در برابر کشورهایی است که قصد سازش با آمریکا را ندارند و منافع این کشور را در سراسر جهان به خطر می‌اندازد.

مشرق نیوز

آیا ازدواج اجباری دختران باکره برای اعدام صحت دارد؟


به گزارش پارسینه در سايت پرسمان دانشجويي وابسته به اداره مشاوره نهاد رهبري در دانشگاه ها در پاسخ به این پرسش که "آیا ازدواج اجباری دختران باکره برای اعدام صحت دارد؟" آمده است: 

گفته می شود بعد از عملیات مرصاد، با فرمان امام خمینی(ره) زندانیان سیاسی که بر سر موضع پیشین خود باقی مانده بودند، اعدام شدند، و وسایل و لوازم شخصی آنها به خانواده هایشان بازگردانده شد. در این جریان حتی اعدام زنان که بسیار در اسلام محدود است، رخ داده بود و ادعا می شود که نظر به ممنوعیت اعدام دوشیزگان دختران باکره را به عقد در می آوردند و بعد از این که باکرگی آنها عزل شد، اعدامشان می کردند. پاسخ شما به این مسائل چیست؟

پاسخ کوتاه:
۱٫به عنوان جمعبندی از سخنان فوق این اعدامها نه برای راحت شدن از شرّ زندانیان، بلکه در پی شورش آنها در زندان همزمان با عملیات مرصاد بوده است. افرادی محاکمه می شدند که پیشتر در عملیات تروریستی شرکت داشتند و فقط کسانی اعدام می شدند که بر سر مواضع خویش باقی مانده بودند. ضمن اینکه این عمل پیش از این هم در مورد تروریستها انجام شد و البته بسیاری از آنان نیز بخاطر نداشتن خط مشی پیشین از اعدام نجات یافتند و بعدها آزاد گشتند.

۲٫یکی از ادعاهای ضدانقلاب این است که از آنجایی که در اسلام اعدام دختران باکره ممنوع است، دختران باکره ای که به اعدام محکوم می شدند را سپاهیان صیغه می کردند و بعد از تجاوز و از بین رفتن باکرگی آنها را اعدام می کردند! گذشته از اینکه اگر مبنای اعدام کنندگان اسلام می بود(که بخاطرش نتوانند دختران باکره را اعدام کنند) بر مبنای همین اسلام نمی توانستند یک دختر را به زور صیغه کنند و باکرگی او را بردارند و روی همین حساب باطل بودن این ادعا ثابت می شود؛ بد نیست بدانید اساس این ادعا از کجا برخاسته است: آیت الله منتظری در کتاب خاطرات خود در بخش مربوط به اعدامهای سال ۶۷، از بحثهای بین خود و امام خمینی توضیحاتی می دهد که آشکار می کند که این داستان چگونه ساخته شده است. به طور خلاصه ایشان اشاره می کند که وقتی بحث اعدامها مطرح شد، من اعتراض کردم که در زندانها زنان نیز اعدام می شوند، اعدام زن در اسلام بسیار محدود است و دختران را نیز اعدام نمیکنند، امام نیز گفت خب به آقایان بگویید دخترها را اعدام نکنند، بعد آمدن اینطرف و آنطرف اینطور وانمود کردند که منتظری گفته دخترها را نکنید، اول آنها را صیغه کنید و بعد اعدام کنید. در خارج از کشور هم منافقین این را دست گرفته بودند.(کتاب خاطرات آیت الله منتظری، اتحادیه ناشران ایرانی در اروپا]نشر باران، نشر خاوران و نشر نیما[، چاپ دوم ۱۳۷۹، فصل دهم، صفحه ۳۴۵-۳۴۴)

پس آشکار است که این شایعه ابتدا در مورد آیت الله منتظری ساخته شده بوده است، و در واقع هم ایشان زمانی که قائم مقام رهبری نظام بودند، بسیار منفور بودند و بسیاری از این حرفها در مورد ایشان ساخته می شد. طبیعی است که بعد از تغییر نگرش ایشان و قرار گرفتن ایشان در برابر طیف اصلی نظام، دیگر نمی شد این سخنان را در مورد او بگویند و به جای اینکه بگویند منتظری گفته، گفتند در زندانها روالشان چنین بود!!

پاسخ تفصیلی:
اعدام زندانیان سیاسی ، ممنوعیت اعدام دوشیزگان و عقد آنها همه شایعات ساخته و پرداخته منافقین برای تطهیر جنایات و خیانت های خود به کشور و تخریب وجهه نظام اسلامی می باشد . در تبیین واقعیات مربوطه گفتنی است :
پس از تهاجم نیروهای سازمان منافقین در سال ۶۷ با پشتیبانی ارتش عراق به داخل ایران حضرت امام (ره)حکمی را درباره بررسی مجدد پرونده منافقین زندانی که همچنان بر سر موضع خود بودند و صدور محکومیت اعدام برای کسانی که برنامه شورش در زندان ، هم‌زمان با برنامه‌های بیرون سازمان داشتند، صادر کردند . در زمینه دلایل صدور این حکم که از مبانی فقهی و حقوقی مستحکمی برخوردار است به اختصار می توان به وضعیت کلی نیروهای نظامی ایران در جبهه ها ، روحیه مردم در داخل کشور به واسطه انعکاس تحولات جبهه ها ، تبلیغات وسیع درباره پیشروی های عراق از سوی رادیوهای بیگانه ، ورود مستقیم آمریکا به صحنه جنگ با ایران از طریق هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری ، پیشروی نیروهای منافقین به داخل خاک ایران و تصرف چند روستا و شهر اسلام آباد غرب ، انتقال اخبار مربوط به تحولات جبهه ها و ورود منافقین به داخل ایران ، بروز تحرکات و تنشهائی در زندان با سردمداری عناصر بر سر موضع منافقین ، آغاز فعالیت برخی هواداران منافقین در سطح جامعه و ایجاد حرکت هائی برای برپائی آشوب و شورش در سطح شهرها ، انتشار پیامهای مستمر سازمان منافقین از طریق رادیو های متعلق به آنها و ترغیب و تحریک مردم به شورش ، اشاره داشت .

در چنین اوضاع و احوالی حضرت امام (ره) بر مبنای دیدگاه فقهی خود ، از مسئولان مربوطه خواستند تا ضمن بررسی مجدد وضعیت منافقین در زندان ، آن دسته از این افراد را که همچنان بر سر موضع تشخیص می دهند ، به عنوان نیروهای داخلی یک سازمان محارب که با استفاده از فرصت ، در صدد آشوبگری و تحریک دیگران به شورش هستند ، اعدام کنند . در حکم حضرت امام (ره) در این باره چنین آمده است : « از آنجا که منافقین خائن به هیچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه می‌گویند از روی حیله و نفاق آنهاست و به اقرار سران آنها از اسلام ارتداد پیدا کرده‌اند، با توجه به محارب بودن آنها و جنگ کلاسیک آنها در شمال و غرب و جنوب کشور با همکاری‌های حزب بعث عراق و نیز جاسوسی آنها برای صدام علیه ملت مسلمان ما ، و با توجه به ارتباط آنان با استکبار جهانی و ضربات ناجوانمردانهٔ آنان از ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی تا کنون، کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند، محارب و محکوم به اعدام می‌باشند .»

همانگونه که ملاحظه می شود حضرت امام (ره) ضمن بیان مبانی فقهی صدور این حکم ، صرفاً آن دسته از منافقین زندانی که « بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می کنند » را « محارب و محکوم به اعدام » برشمرده که لازم است حد محارب در خصوص آنها اجرا شود . و تشخیص این موضوع را نیز به رأی اکثریت قاضی شرع ، دادستان و نماینده وزارت اطلاعات واگذار می کند ، با تأکید بر اینکه « احتیاط در اجماع است. » و منافقین زندانی ای که از عملکرد «سازمان منافقین» برائت جسته و توبه می‌کردند، اعدام نمی‌شوند.

البته بررسی مجدد پرونده منافقین زندانی قبل از این مقطع نیز سابقه داشته و بدون حکم و نظر امام نیز اینکار صورت می گرفته است . به عنوان مثال در سال ۱۳۶۰ نیز همزمان با شورشهای شهری و ترورهای گسترده منافقین ، شورشی نیز در زندان صورت می گیرد و ۱۲ نفر در این ارتباط تیرباران می شوند. در اینجا مناسب است به توصیه اکید حضرت امام (ره) در آن ایام مبنی بر پرهیز از تندروی در رفتار با زندانیان گروهک های ضد انقلاب اشاره شود . ایشان در سخنرانی خود به مناسبت فاجعه انفجار در حزب جمهوری اسلامی به تاریخ ۹/۴/۱۳۶۰ فرمودند : « من یک کلمه به برادران دادگاه و کسانی که رئیس زندان هستند و اشخاصی که زندانبان هستند می‌گویم و آن اینکه اینطور نباشد که یک جنایتی واقع شد، اینها آرامش خودشان را از دست بدهند و خدای ناخواسته با زندانیانی که الان هستند، ولو این زندانیان از همین گروه‌های فاسد باشند، با خشونت غیر انسانی عمل کنند. با آرامش و با احترام عمل کنند. لکن دادگاهها احکام را با دقت بررسی کنند،و پرونده ها را بررسی کنند ، آنها را بر محکمه‌ها بنشانند و ازشان استفسار کنند . با قاطعیت هرچه باید بکنند، عمل کنند، لکن این طور نباشد که حالا از باب اینکه یک دسته از ما به وسیله همین گروه‌ها از بین رفته، حالا ما در حبس با اشخاصی که محبوس هستند خدای ناخواسته به خلاف موازین اسلام رفتار کنند و من می‌دانم نمی‌کنند، گرچه آنهایی که باید به شما تهمت بزنند، تهمت را می‌زنند. »

اما در سال ۱۳۶۷ ، وضعیت متفاوتی با سال ۱۳۶۰ وجود داشت ؛ در سال ۶۰ سازمان منافقین اگر چه از حمایت های سیاسی و تبلیغاتی بیگانه بهره می برد اما به هر حال یک گروه ضد انقلاب داخلی به شمار می آمد که دست به عملیات تروریستی و انفجاری در داخل می زد و البته با عوامل این عملیات نیز برخورد می شد . ولی در سال ۶۷ این گروه در قالب یک « ارتش متجاوز » ظاهر شد که از پشتیبانی کامل نیروهای نظامی بیگانه برخوردار بود . و با اتکاء به همین پشتیبانی ها توانسته بود راه خود را به داخل خاک ایران باز کند و بخشی از آن را به اشغال خود در آورند . و در کنار آن مسائلی نظیر بروز تحرکات و تنشهائی در زندان با سردمداری عناصر بر سر موضع منافقین ، آغاز فعالیت برخی هواداران منافقین در سطح جامعه و ایجاد حرکت هائی برای برپائی آشوب و شورش در سطح شهرها ، انتشار پیام های مستمر سازمان منافقین از طریق رادیو های متعلق به آنها و ترغیب و تحریک مردم به شورش ، همه بیانگر موج تازه توطئه های این گروهک می باشد . از سوی دیگر آمریکا نیز با حضور پرنگ نظامی در خلیج فارس و هدف قرار دادن یک هواپیمای مسافربری و حمله به ناوچه ها و نفت کشهای ایرانی عملاً وارد عرصه جنگ با نظام جمهوری اسلامی شده و طبعاً از نیروهای نظامی معارض نیز حمایت به عمل می آورد . در این شرایط حضرت امام (ره) به منظور خنثی کردن توطئه و تحرکی که در حال شکل گیری بود ، ضمن سفارشهای لازم به منظور تشخیص صحیح «برسر موضع نفاق بودن » دستور برخورد با عوامل داخلی این توطئه را صادر می فرمایند.( ر.ک : پاسداشت حقیقت، مسعود رضایی، و عباس سلیمی نمین، تهران:دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، ۱۳۸۱ )

در ادامه به گوشه هائی از جنایات گروهک تروریستی منافقین اشاره می شود :
سازمان تروریستی منافقینی گروهی است که از سال ۶۱ تا ۶۷، ۱۵ هزار بیگناه را در خیابان‌های تهران و دیگر شهرها ترور می‌کردند. منافقین کسانی بودند که در سال ۵۸ و ۵۹ جنگ‌های تجزیه طلبانه‌ای را در کردستان، آذربایجان، ترکمن صحرا و دیگر شهرها به راه انداختند و اینها همان کسانی بودند که در ماه رمضان یکی از سال‌های اوایل دهه ۶۰ با حمله به خانه یک فرد بسیجی که تنها جرمش حزب اللهی بودن و حضور در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل بود، سر سفره افطار، سر فرزندانش را با تیغ موکت‌بری بریدند. یک بار در عروسی فرزند یکی از فئودال‌های وابسته به منافقین، تعدادی از جهادگران انقلاب که عموماً از دانشجویان مسلمان و انقلابی بودند را در مقابل عروس و داماد، به جای گوسفند سر بریدند.

منافقین ضمن جاسوسی برای صدام در جنگ تحمیلی و نیز برخی دیگر از جنایت‌های ددمنشانه آنها از جمله به گلوله بستن مجروحان در بیمارستان‌ها و نیز به شهادت رساندن ۷۲ تن از بهترین نیروهای انقلاب ، از سال ۶۰ و ۶۱ تا آخر جنگ در خیابان‌ها می‌گشتند و هر دختر و پسر حزب‌اللهی را بدون اینکه حتی بدانند این شخص کیست به مسلسل می‌بستند و حتی در مغازه‌هایی که عکس امام(ره) بر روی دیوار آن نصب بود، نارنجک می‌انداختند.

شکنجه‌هایی که منافقین بر روی نیروهای انقلابی و حزب اللهی انجام می‌دادند، روی ساواک را نیز سفید کرد.
منبع

ماراتن اعتدالیون‌ برای‌ راه‌اندازی‌ سایت +تصاویر

در حالی که کمتر از یک ماه از آغاز به کار دولت مردان کابینه حجت الاسلام حسن روحانی می گذرد در روزهای گذشته شاهد راه اندازی ده ها سایت خبری خلق الساعه به نام های مختلفی در حمایت و تمجید از شخصیت های حاضر در دولت یازدهم و جریان کارگزاران هستیم.

سایت های خبری مذکور در تمامی مطالب خود به حمایت از عناصر اصلاح طلب همسو با جریان اعتدال و کارگزاران می پردازند که نگاهی گذرا به صفحه نخست این سایت ها موید این امر می باشد.

حال ضمن احترام به گردانندگان این رسانه ها، این سوال پیش می آید که راه اندازی ده ها سایت خبری همسو و همفکر آنهم در کمتر از 25 روز توسط چه فرد یا افرادی در حال مدیریت شدن می باشد و آیا این روند تشکیل سایت های اعتدالگرا طبیعی و منطقی به نظر می رسد؟ این در حالی است که در 8 سال گذشته شاید بتوان تعداد رسانه های اصولگرا(چه موافق و چه مخالف دولت را) کمتر از 30 سایت خبری برخط دانست .
اخبار رسیده حکایت از حضور موثر یک مجرم امنیتیِ عضو گروه رسانه ای مهدی هاشمی که سابقه پیمانکاری در متروی تهران را نیز داشته است در تیم رسانه ای دولت یازدهم دارد که در آینده نزدیک بیشتر به آن خواهیم پرداخت.

تصاویر تعدادی از سایت های خبری فوق الذکر در ادامه می آید:






























منبع

ربودن دختران مدرسه ای و اجبار آنها به تماشای تجاوز به پسران و دختران!

download دیکتاتور لیبی
دیلی میل نوشت: براساس کنابی که به تازگی منتشر شده، سرهنگ قذافی دستور ربایش دختربچه های مدرسه ای و نگهداری از آنها به عنوان برده های جنسی را داده بود.
به گزارش جمهوریت  دختری به نام ثریا در 15 سالگی ربوده شده و به مدت 5 سال در زیرزمین دژ قذافی بیرون از طرابلس نگهداری شد.
او می گوید که روزانه با خشونت تمام مورد تجاوز، ضرب وشتم قرار گرفته و شاهد آزار جنسی دختران و پسران دیگر هم بوده است.
داستان ربایش او و دیگر افرادی که توسط قذافی مورد تجاوز قرار گرفتند در کتابی تحت عنوان "حرم قذافی: داستان یک زن جوان و سو استفاده از قدرت در لیبی" منتشر شده است.
ثریا در سال 2004 در شهر ساحلی سرت موفق به اهدا دسته گلی به قذافی شد.
پس از اهدای این گل ها، قذافی که هشت فرزند داشت، دستی به سر ثریا کشید.
ثریا می گوید: این علامتی به دستیارانش بود مبنی بر آنکه مرا می خواست.
روز بعد، ثریا  به دژ قذافی در نزدیک طرابلس احضار شد و پس از حضور در باب العزیزبه مجبور به برهنه شدن، شد.
ثریا می گوید: قذافی لحت مادرزاد بر روی تحت دراز کشیده بود و سعی در تجاوز به من داشت. زمانیکه با او مجادله کردم مرا برای تنبیه به دست رئیس حرمسرای خود سپرد. او دست مرا گرفت و مرا بر روی صندلی نشاند .
وی می افزاید: جرات نگاه کردن در چمشانش را نداشتم. رئیس حرمسرا به من گفت: نترس من پدر، برادر و معشوقه تو هستم. من نقش تمامی این افراد را برای تو ایفا خواهم کرد. تو باید برای همیشه در کنار من بوده و با من زندگی کنی!
به گزارش سرویس بین الملل انتخاب، در بخشی از این کتاب آمده است: ثریا مجبور به تماشای فیلم های مستهجن و تجاوز قذافی به دیگران شد تا قدری آموزش ببیند!
وی ادعا کرده که حتی محافظان پسر و زن توسط قذافی هم از شهوت قذافی در امان نبودند.
ثریا در سال 2009 اجازه خروج از باب العزیزیه و بازگشت به آغوش خانواده اش را دریافت کر.
او می گوید: تنها زمانی احساس راحتی کردم که قذافی کشته شد.
منبع

کوچکترین دشمن اسد، سازنده خمپاره

ه گزارش جمهوریت "حمید خطیب" عکاس خبرگزاری رویترز که وقایع جنگ داخلی سوریه را پوشش تصویری می دهد دو روز قبل تصاویری از کودکی 10 ساله در حلب منتشر کرد که در حال کار در کارگاه ساخت خمپاره بود.

عیسی که صبح به همراه پدرش به این کارگاه می آید بیش از 10 ساعت با مواد منفجره و آهن و دستگاه تراش سر و کار دارد تا مهمات ارتش معارضین را فراهم کند.

 

 

تصاویر عجیب از شکار تمساح توسط پلنگ