تبليغاتX
دلسوخته
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

ما همه از دروغگویی بیزاریم


دروغگو ایمان ندارد



نگارش در تاريخ یکشنبه سوم بهمن 1389 توسط دلسوخته |

ما در روايات متعددي از عزيزان أهل سنت داريم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

إن تؤمروا عليا (رضي الله عنه) و لا أراكم فاعلين، تجدوه هاديا مهديا يأخذ بكم الطريق المستقيم.

اگر بعد از من، علي را امير خودتان قرار بدهيد، گرچه مي‌دانم اين كار را نمي‌كنيد، او را هدايت شده و هدايت كننده خواهيد يافت كه تمام شما أمت اسلامي را به صراط مستقيم خواهد كشاند.

مسند احمد، ج1، ص109 ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج5، ص176 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج11، ص630 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص421 ـ الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج4، ص468 ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج7، ص397

احمد بن حنبل مي‌گويد:

هر روايتي را كه در مسند من نيافتيد، بدانيد كه آن روايت صحيح نيست.

 روايت سوم:آقاي إبن حبان مي‌گويد:

إن تؤمروا عليا و لا أظنكم فاعلين، تجدوه هاديا مهديا يسلك بكم الطريق.

اگر بعد از من، علي را امير خودتان قرار بدهيد، گرچه ظن من اين است كه اين كار را نمي‌كنيد، او را هدايت شده و هدايت كننده خواهيد يافت كه تمام شما را به صراط مستقيم هدايت مي‌كند.

كتاب المجروحين لإبن حبان، ج2، ص210 ـ ميزان الإعتدال للذهبي، ج3، ص363

 

روايت چهارم:آقاي أبو نعيم اصفهاني در كتاب حلية الأولياء مي‌گويد:

إن تستخلفوا عليا و ما أراكم فاعلين، تجدوه هاديا مهديا يحملكم علي المحجة البيضاء.

اگر بعد از من، علي را امير خودتان قرار بدهيد، گرچه مي‌دانم اين كار را نمي‌كنيد، او را هدايت شده و هدايت كننده خواهيد يافت كه شما را به دنياي بدون گناه و معصيت و آن مدينه فاضله هدايت مي‌كند.

حلية الأولياء لأبو نعيم اصفهاني، ج1، ص64 ـ  كنز العمال للمتقي الهندي، ج11، ص630

 روايت پنجم:آقاي حاكم نيشابوري در المستدرك علي الصحيحين روايتي را نقل مي‌كند و مي‌گويد:هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين و لم يخرجاه.

اين روايت، شرايط صحيح بخاري و صحيح مسلم را دارد و صحيح است، ولي آن دو، اين روايت را نياورده‌اند.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج3، ص142

روايت اين است:و إن وليتموها عليا، فهاد مهتد يقيمكم علي صراط مستقيم.

اگر علي را به عنوان ولي أمرتان قرار بدهيد، او هدايت كننده و هدايت شونده است و شما را به صراط مستقيم مي‌رساند.

نگارش در تاريخ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 توسط دلسوخته |

أولاً:

آقاي ذهبي يك شخصيت مقبول در نزد همه أهل سنت است و كتابي دارد به نام الكبائر كه گناهان كبيره را در آنجا آورده است. در صفحه 233 اين كتاب، اين تعبير را دارد:

فمن طعن فيهم أو سبهم فقد خرج من الدين و مرق من ملة المسلمين.

كسي كه كوچك‌ترين اهانتي به صحابه بكند يا آنها را سبّ كند، از دين خارج شده است و از ملت مسلمانان بيرون رفته است.

يعني مرتدّ شده است.

 ثانياً:

آقاي يحيي بن معين كه از استوانه‌هاي رجالي أهل سنت است، مي‌گويد:

كل من شتم عثمان أو طلحة أو أحدا من أصحاب رسول الله صلي الله عليه و سلم دجال لا يكتب عنه و عليه لعنة الله و الملائكة و الناس أجمعين.

هر كسي كه عثمان يا طلحه يا يكي از صحابه رسول الله (صلي الله عليه و سلم) را فحش و ناسزا بدهد، دجال است و هيچ روايتي را نبايد از او نقل كرد و لعنت خدا و ملائكه و تمام مردم بر او باد.

تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج 1، ص 447 ـ تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج 4، ص 322 ـ تحفة الأحوذي للمباركفوري، ج 10، ص 118 ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج 2، ص 86 ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج 7، ص 145

نام حضرت علي (عليه السلام) را نمي‌آورد و فقط نام عثمان و طلحه را مي‌آورد. يعني از حريز بن عبد الله كه اين‌همه از او روايت نقل كرده‌اند و به حضرت علي (عليه السلام) ناسزا مي‌گفت و از عمر بن سعد كه مي‌گويند «ثقة ثقة» و قاتل امام حسين (عليه السلام) هم هست، مي‌توان روايت نقل كرد و اينها إستثناء هستند.

 ثالثاً:

آقاي سرخسي كه از فقهاء بنام احناف است، در كتاب اصول خود كه به اصول سرخسي مشهور است، در جلد 2، صفحه 134 صراحت دارد:

و من طعن فيهم فهو ملحد، منابذ للإسلام، دواؤه السيف إن لم يتب.

هر كسي كه نسبت به صحابه جسارت كند، ملحد و بي‌دين است و با اسلام مي‌جنگد و اگر توبه نكند، درمانش شمشير است.

آيا حاضرند اين را درباره أمير المؤمنين (عليه السلام) و امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) إجراء كنند؟! يا نه، در اينجا معاويه به خاطر فحشي كه داده است، ثوابي هم برده است؛ چون اجتهاد كرده است و خطا كرده است؟!

 رابعاً:

آقاي فاريابي كه علماء بزرگ أهل سنت است، مي‌گويد:

من شتم أبا بكر فهو كافر، لا أصلي عليه. قيل له: فكيف تصنع به و هو يقول لا إله إلا الله؟ قال: لا تمسوه بأيديكم، إرفعوه بالخشب حتي تواروه في حفرته.

هر كسي كه به أبو بكر جسارت كند، كافر است و نماز بر جنازه او خوانده نمي‌شود. به او گفته شد: اگر او به أبو بكر جسارت كرد و مرد، با او چه مي‌كنيد در حالي كه لا إله إلا الله مي‌گويد؟ گفت: به جنازه‌اش دست نزنيد و جنازه‌اش را با چوب حركت بدهيد تا به چاله‌اي بيفتد و سپس دفنش كنيد.

المغني لعبد الله بن قدامه، ج 2، ص 419 ـ الشرح الكبير لعبد الرحمن بن قدامه، ج 2، ص 356 ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج 7، ص 253

ببينيد! اين چيست؟! اگر كسي به حضرت علي (عليه السلام) ناسزا بگويد و جسارت بكند، حضرت مي‌شود، حضرت معاويه مي‌شود؛ اگر كسي با حضرت علي (عليه السلام) بجنگد، حضرت مي‌شود! به حريز بن عبدالله كه هر صبح و شب، 70 مرتبه حضرت علي (عليه السلام) را لعن مي‌كرد، مي‌گويند: «ثقة». عمر بن سعد كه قاتل صحابه و فرزند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) امام حسين (عليه السلام) است، «ثقة» است و مي‌شود از او روايت نقل كرد. ولي كسي كه به أبو بكر جسارت كند، كافر است و حتي بعد از كشتن هم نبايد به جنازه‌اش دست زد!

نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 توسط دلسوخته |
يک جوان شيعه پاکستاني که شاهد فاجعه قتل عام جمعي از شيعيان در شمال اين کشور بوده است مشاهدات تکان‌دهنده خود را از اين حادثه شرح داد: "صدها نفر همچون درندگان شيعيان را کشتند و اجساد آنان را به گونه‌اي مورد ضرب و شتم قرار دادند که قابل شناسايي نباشد.
 


"علي رضا" نوجوان بلتستاني و شاهد عيني تراژدي کشتار شيعيان است که توانسته از اين حادثه جان سالم به در ببرد، با غير قابل وصف خواندن اين جنايت، مشاهدات خود را اين گونه بيان کرد:

"صدها نفر همچون درندگان شيعيان را کشتند و اجساد آنان را به گونه‌اي مورد ضرب و شتم قرار دادند که قابل شناسايي نباشد.

شب دوم آوريل (10 فروردين)، ساعت هشت شب سوار اتوبوس "سکردو" (800کيلومتري اسلام‌آباد) شدم .

قبل از اينکه جاده کوهستاني شروع شود اتوبوس‌ها براي حفظ امنيت بهتر به صورت کارواني حرکت مي‌کردند.

با توجه به فاجعه کشتار شيعيان در "کوهستان" که در همين مسين واقع بوده و در ماه گذشته رخ داد، حرکت به شکل کارواني از نظر امنيتي بهتر بود اما احساسم به من مي‌گفت که واقعه‌اي رخ خواهد داد.

من به خانواده‌ام راجع به سفر اطلاعي نداده بودم تنها يک نفر از خويشاوندان در راولپندي راجع به عزيمت من به اسکردو آگاه بود.

من دعا مي‌کردم که حادثه‌اي رخ ندهد البته فکر مي‌کردم که در صورت حمله به مسافران شيعه خاموش نخواهم نشست و سلاح يکي از تروريست‌ها را چنگ زده و به آنان حمله مي‌کنم و تا نفس آخر مي‌جنگم.

در حالي که اتوبوس به حوالي چلاس رسيده بود، در يک لحظه صدها نفر خشمگين و عصباني "اتوبان قراقرم" را مسدود کرده و مسافران را پياده کردند.

آنها شيعيان را از بين مسافران شناسايي و جدا کردند.

من ترسيدم اما از پنجره اتوبوس بيرون را نگاه کردم مطمئن شدم که مرکز پليس منطقه و حضور هزاران نفر نشان مي دهد که در امنيت هستيم.

صدها نفر گرد اتوبوس ما رسيدند و همراه با پرتاب سنگ درب ورودي را باز کردند. خانم‌هايي که همراه ما بودند با صداي بلند گريه مي‌کردند. چند تروريست دستور دادند که همه مسافران يکي يکي پياده شوند.

همان لحظه که اولين نفر از اتوبوس ما پياده شد صداي عجيبي به گوشم رسيد اما نتوانستم تشخيص دهم چه صدايي بود.

نفر دوم که پياده شد راجع به شناسنامه از وي پرسيدند. صدها نفر شعار "کافر کافر شيعه کافر" را فرياد مي‌زدند.

همه مسافران با گام‌هاي لرزان و با ذکر خداوند متعال به جولانگاه مي‌رفتند.

نوبت من رسيد، بلند شدم و يک کودک خردسال را در دست گرفتم و به مادرش گفتم که انشاءالله هيچ آسيبي نخواهد رسيد. پياده شدم ديدم مردان مسلح با ريش‌هاي بلند در محل حضور داشتند. راجع به کارت شناسايي از من سئوال کردند. من اوراق هويتي نداشتم لذا يک نفر پيراهن مرا بلند کرد و روي کمرم را ديد زد تا ببيند ردي از آثار زنجيرزني دارم يا خير. من تا کنون زنجيرزني نکرده بودم لذا مرا غير شيعه تشخيص داده و رهايم کردند.

من چند قدم جلو رفتم، ديدم بيش از 25 نفر را شهيد کرده و جسد آنان را پايمال مي‌کردند. در اتوبوس ديگري نيز همين جنايت را انجام مي‌دادند. جلوتر رفتم منظره‌اي شبيه قيامت را ديدم. يک زن و يک مرد شايد زن و شوهر يا برادر و خواهر بودند اما از قيافه شان مشخص بود که متعلق به شهر "گلگيت" هستند.

تروريست‌ها آن مرد را به طرف قتل‌گاه مي‌بردند و آن خانم دستش را گرفت و مي‌خواست مانع بردن وي شده و نجاتش دهد. يکي از تروريست‌ها در مقابل چشمان آن زن به سمت آن مرد تيراندازي کرده و وي را به شهادت رساندند.

نمي‌توانم درد و غم آن زن را احساس کنم. دلم مي‌خواست با دست خالي به سمت جنايتکاران حمله کنم اما به تنهائي نتوانستم گامي بردارم.

نتوانستم شاهد آن صحنه باشم لذا راهم را کج کردم و به سمت ديگري رفتم .

چه منظره‌اي بود، يک نفر بلتستاني را با زور پياده کردند و يگ گروهي وي را با چوب و سنگ‌هاي سنگين و با خنجر و شمشير مورد حمله قرار دادند.

چند لحظه شاهد اين صحنه نيز بودم و هنگامي که آن مرد از شدت جراحات با سر و صورتي زخمي و پر خون بر زمين افتاد، ديگر توان نداشتم به آن منظره نگاه کنم.

او در حالي که نفس‌هاي آخر را مي‌کشيد "لبيک يا حسين" را فرياد مي‌زد.

در اين لحظه يکي از جنايت‌کاران با يک سنگ ضربه‌اي به صورتش زد و ضمن اين که صدايش قطع شد، چهره‌اش نيز غيرقابل شناسايي شد.

شاهد فاجعه چلاس بودم و مي‌‌ديدم که چند ظالم اجساد شهدا را به رودخانه "سند" مي‌کشيدند و آنها را از بالاي کوه به عمق رودخانه پرتاب کردند.

شيعيان را به جرم شيعه بودن و عشق و محبت به اهل بيت پيامبر(ص) مي‌کشتند.

کسي که چوب داشت با چوب مي‌زد، کسي که کارد داشت با کارد مي‌زد، کسي که سلاح داشت با آن تيراندازي مي‌کرد و آن کسي که هيچ چيزي نداشت با سنگ سرهاي مظلومان را مي‌شکست در حالي که قربانيان داد و فرياد مي‌کردند و برادر در حضور خواهر شهيد مي‌شد. شوهر در حضور همسرش کشته مي‌شد پسر در حضور پدر جان مي‌داد چه منظره‌اي بود که مي‌توانست کوه‌ها را به لرزه در آورد و انسانيت را شرمنده مي‌کرد.

در آن گير و دار ديدم که يک جوان با دست خالي با تروريست‌ها درگير شده است وي دست خالي چند تن از جنايتکاران را زخمي کرد و تا توان داشت خود را تحويل دشمنان نداد اما لحظه‌اي رسيد که بر زمين افتاد عده‌اي وي را به رودخانه "سند" بردند و ديگر متوجه نشدم چگونه شهيد شد و پيکرش را چطور در رودخانه انداختند.

اين شاهد عيني ادعا کرد که شمار شهداي فاجعه چلاس بيش از 50 نفر است در حاليکه رسانه‌هاي پاکستاني تلفات اين حادثه را تنها 16 تن اعلام کرده‌اند."

در ادامه کشتار شيعيان پاکستان، عوامل گروهک تروريستي "سپاه صحابه" چند روز پيش در محله چلاس شهر گلگيت با کمين بر سر راه کاروان اتوبوس شيعيان، آنها را متوقف کرده و پس از پياده کردن سرنشينان اتوبوس به طرف آنها تيراندازي کردند.

به گفته شاهدان در اين حمله حدود 60 تن از مسافران شيعه به شهادت رسيدند.


فارس

نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 توسط دلسوخته |

روايت اول:

من در بحثي كه در شبكه المستقلة داشتم هم اين را گفتم و حتي خود شيخ عدنان عرعور كه ديوانه زنجيري وهابي‌هاست، در اين جلسه بود و جوابي هم نداشت بگويد. جناب خوارزمي كه از علماء بزرگ أهل سنت است و بزرگان أهل سنت بر وثاقت و اعتبارش صحه گذاشته‌اند، روايتي را نقل مي‌كند از نبي مكرم (صلي الله عليه و‌‌ آله) كه فرمودند:

يا علي! لو أن عبدا عبد الله عز وجل مثل ما قام نوح في قومه و كان له مثل أحد ذهبا فأنفقه في سبيل الله و مد في عمره حتي حج ألف عام علي قدميه، ثم قتل بين الصفا و المروة مظلوما، ثم لم يوالك يا علي، لم يشم رائحة الجنة و لم يدخلها.

يا علي! اگر بنده‌اي عبادت كند خداي عزوجل را به اندازه عمر نوح و به اندازه كوه أحد طلا داشته باشد و در راه خدا انفاق كند و به قدري عمرش طولاني شود كه هزار بار پياده به مكه رود و عمل حج انجام دهد، بعد هم در بين صفا و مروه در راه خدا مظلومانه شهيد شود، ولي ولايت تو را نداشته باشد يا علي، بوي بهشت به مشامش نخواهد رسيد و وارد بهشت هم نخواهد شد.

المناقب للموفق الخوارزمي، ص 68 ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج 2، ص 293

كسي هم در ردّ اين روايت چيزي نگفته است. مگر بعضي از افراد مغرض كه وقتي اين‌طور روايات به مذاق‌شان خوش نمي‌آيد، مانند ذهبي مي‌گويند:

القلب يشهد أنه كاذب.

روايت دوم:

روايت ديگري هم آقاي إبن عساكر در تاريخ مدينة دمشق، جلد 41، صفحه 335 نقل مي‌كند كه مشابه همين روايت قبلي است كه نبي مكرم (صلي الله عليه و‌‌ آله) مي‌فرمايد:

و لو أن عبدا عبد الله عز وجل بين الصفا و المروة ألف عام، ثم ألف عام، ثم ألف عام و لم يدرك محبتنا، لأكبه الله علي منخريه في النار.

اگر بنده‌اي خدا را 3 هزار سال در ميان صفا و مروه عبادت كند، ولي محبت ما أهل بيت را در دلش نداشته باشد، خداوند او را با سرش وارد آتش جهنم مي‌كند.

شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج 2، ص 203

 

روايت سوم:

در روايت ديگري كه در فرائد السمطين جويني ـ كه استاد ذهبي است و ذهبي درباره او مي‌گويد «الإمام الأوحد» ـ آمده، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

اذا جمع الأولين و الآخرين يوم القيامة و نصب الصراط علي جسر جهنم، لم يجز عليه إلا من معه جواز فيه ولاية علي بن أبي طالب و ذلك قوله تعالي: «وقفوهم إنهم مسؤولون» يعني عن ولاية علي بن أبي طالب.

وقتي در روز قيامت، اولين و آخرين انسان در آنجا جمع مي‌شوند و پل صراط بر روي دوزخ نصب مي‌گردد، كسي از آن عبور نمي‌كند مگر اين‌كه نامه ولايت علي إبن أبي طالب را داشته باشد ... .

فرائد السمطين للجويني، ج 1، ص 289 ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج 1، ص 338 ـ الرياض النضرة، ج 3، ص 116

 

روايت چهارم:

روايت ديگري كه در اين مورد هست، اين است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

ألزموا مودتنا أهل البيت، فإنه من لقي الله عز وجل و هو يودنا دخل الجنة بشفاعتنا و الذي نفسي بيده! لا ينفع عبدا عمله إلا بمعرفة حقنا.

مودت ما أهل بيت را شعار خودتان قرار دهيد. هر كس خدا را ملاقات كند و مودت ما أهل بيت در دلش باشد، با شفاعت ما وارد بهشت مي‌شود. قسم به خدايي كه جان من در دست اوست! بدون معرفت حق ما أهل بيت، عملي از أحدي مقبول نيست.

المعجم الأوسط للطبراني، ج 2، ص 360 ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج 9، ص 172 ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج 2، ص 272 ـ إحياء الميت سيوطي شافعي به نقل از الإتحاف بحب الأشراف، ص 111 ـ الصواعق المحرقة لإبن حجر الهيثمي، ص 138

نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391 توسط دلسوخته |
حرف هایی از سر دلتنگی

با سلام وخسته نباشيد به شما مهمان عزيز بياييد همه در ظهور اقا امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف دعا كنيم.اللهم صل علي محمد وآل محمد و عجل فرجهم

پست الکترونیک
موضوعات دلسوخته
آخرين مطالب دلسوخته
آرشيو مطالب دلسوخته
رفقای دلسوخته
safa
سایت های مفید