X
تبلیغات
امان از سیاست
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پنجم بهمن 1391 توسط دلسوخته

رهبر انقلاب حضرت آیت الله خامنه‌ای هم اکنون دارای 6 فرزند هستند. نام دخترانشان بشری و هدی، و نام فرزندان پسرشان سید مصطفی، سید مجتبی، سید مسعود و سید میثم است. دو تن از فرزندان پسر ایشان 8 سال در جبهه‌های جنگ ایران و عراق حضور داشتند.
یکی از دختران ایشان همسر فرزند آیت الله محمدی گلپایگانی است که ضمن آراستگی به لباس شریف روحانیت و علم دین در دانشگاه‌های کشور نیز به تدریس متون حقوقی به زبان فرانسه اشتغال دارند و دختر دیگر ایشان همسر فرزند آیت الله باقری کنی از اساتید دانشگاه امام صادق علیه السلام است.

 سید مصطفی فرزند بزرگ ایشان با دختر آیت‌الله خوشوقت ازدواج کرده ‌است. سید مجتبی داماد دکتر غلامعلی حداد عادل است. سید مسعود نیز با فرزند آیت‌الله خرازی و خواهر صادق خرازی ازدواج کرده ‌است. سید میثم کوچک‌ترین فرزند ایشان نیز به ازدواج دختر آقای لولاچیان از بازاریان متدین در آمده است. در این مقال با توجه به هجمه گسترده ضد انقلاب علیه فرزند دوم رهبر انقلاب به واکاوی شخصیت سید مجتبی خامنه‌ای و سناریوهای ساختگی برای ایشان می‌پردازیم...

وقت ایشان یا به مطالعه فقه و فقاهت می‌گذرد یا به عبادت
غلامعلی حدادعادل، رئیس سابق و نماینده فعلی مجلس – پدرزن مجتبی خامنه‌ای – در سال 1391در مصاحبه با نشریه پاسدار اسلام درباره شخصیت سید مجتبی چنین می‌گوید: «می‌دانم که آقا مجتبی هرگز راضی نیست من درباره او صحبتی بکنم و سخنی بگویم و خودش هم هرگز درباره خودش کمترین سخنی به زبان نمی‌آورد و از خود در برابر تهمت‌ها و اهانت‌ها، دفاعی نمی‌کند. اما می‌دانم که سالهاست در قم درس خارج تدریس می‌کند و اوقات خود را در منزل یا به مطالعه فقه و فقاهت می‌گذارند یا به عبادت. پس از شلوغی‌های بعد از انتخابات سال 88، جوانی بود که من او را می‌شناختم و شنیدم که او هم در این قضایا و در تظاهرات و اعتراضات و کارهای پشت صحنه بسیار فعال است. یک روز با او قرار گذاشتم و به دفتر من آمد و با او صحبت کردم و گفتم: این حرف‌هایی که زده می‌شود و این ادعای تقلب در انتخابات، کلاً دروغ است و من اگر مطمئن نبودم، وارد میدان نمی‌شدم. از میان این حرف‌هایی که در سایت‌ها و خیابان‌ها و تلویزیون‌های خارجی می‌زنند، دروغ بودن یکی را خیلی راحت‌تر می‌توانم به تو اثبات کنم و آن حرف‌هایی است که راجع به آقا مجتبی می‌زنند. می‌خواهی همین الآن و بدون قرار قبلی، دست تو را بگیرم و به منزل دخترم ببرم و بگویم مه‌مان دارم و تو ببینی که آقا مجتبی با 40سال سن چه طوری زندگی می‌کند؟ بیا برویم تا ببینی که زندگی ایشان به مراتب از زندگی یک کارمند متوسط شهرستانی ساده‌تر است و آپارتمانی که ایشان دارد با هیچ یک از خانه‌های این آقایانی که خودشان را وسط انداخته‌ و ادعای تقلب را ساخته‌اند قابل مقایسه نیست. شما حتماً این شایعه را شنیده‌ای که 5. 1میلیون پوندی که بانک‌های انگلیس مسدود کرده‌اند، متعلق به آقا مجتبی است! ‌ یا داستان کامیون پر از شمش طلا را که به ترکیه رفته و گفتند متعلق به ایشان بوده است، حتماً شنیده‌ای. اثباتش کاری ندارد. سرزده و همراه هم می‌رویم و زندگی آقا مجتبی را ببینی. البته آن جوان حرفم را قبول کرد، چون مرا می‌شناخت و گفت: می‌دانم این حرف‌ها دروغ است.
نگاه و بینش ایشان کاملا با رهبری همگون و همسوست
فرید حداد عادل نیز درباره تفکر و دید سیاسی آقا مجتبی در سالنامه مثلث می‌گوید: «ایشان نگاه و بینشش کاملا با رهبری همگون و همسو است. هر جا تکلیف باشد و دستور رهبری، ایشان به وظیفه خود عمل می‌کنند. ایشان به این شکل فعالیت سیاسی ندارند. ایشان خیلی درس می‌خوانند و خارج فقه تدریس می‌کنند و در کار خود نیز موفق هستند و خیلی پیچیده‌تر از دروس متداول درس خارج طرح مطلب می‌کنند.»
نباید از خاطر برد که بسیاری از طلاب حوزه علمیه قم بار‌ها فرزندان مقام معظم رهبری را دیده‌اند که بر خلاف نوه و فرزندان دیگر مسئولین نظام بدون هیچ تشریفاتی، البته‌گاه با یک محافظ در سطح فیضیه یا دیگر مدارس علمیه شهر مقدس قم به درس و بحث و تدریس مشغول هستند و به سادگی و با فروتنی در بین مردم به رفت و آمد می‌پردازند. طلاب گرانقدر که هر یک متعلق به یکی از مناطق دور و نزدیک این کشور هستند همچون رسانه‌ای فراگیر، مشاهدات خدشه ناپذیر خود را به گوش اقوام و دوستان و مریدان خویش در همه نقاط ایران رسانده‌اند.
من نه انگشتر می‌خوام و نه ساعت و نه چیز دیگری!
دکتر غلامعلی حداد عادل پدر همسر سید مجتبی، درباره عروسی آقا مجتبی خامنه‌ای نکات مختلفی را در اشراق اندیشه گفته است ولی آن بخشی از عروسی ایشان که نشان از حساسیت این بزرگوار نسبت به داشتن زندگی ساده همانند پدر دارد این بخش از ماجراست: «قبل از خرید بازار پسر آقا گفت: «من نه انگش‌تر می‌خوام و نه ساعت و نه چیز دیگری.» آقا گفتند: خوب نیست. من هم گفتم: «حداقل یک حلقه بگیرند.» اما آقا فرمودند: «من یک انگش‌تر عقیق دارم که یکی برای من هدیه آورده، اگر دخترتان قبول می‌کند، من آن را به ایشان هدیه می‌دهم و ایشان هم به عنوان حلقه، به مجتبی هدیه دهد.»
قبول کردیم و انگش‌تر را گرفتیم و بعد به آقا مجتبی دادیم. کمی بزرگ بود. به یک انگشترسازی بردیم تا کوچکش کند و خرجش 600تومان شد. خلاصه خرج حلقه­ی داماد 600تومان شد! »
توقعاتشان از یک رزمنده عادی هم کمتر بود
علی فضلی، از فرماندهان ارشد سپاه – فرمانده قرارگاه مرکزی راهیان نور ـ اما روایتش از مجتبی خامنه‌ای در–کتاب خورشید در جبهه این است: «توفیقی بود که مدتی را در لشگر سیدالشهدا محضر برادر بسیار بزرگوارم آقا «سید مجتبی» بودیم. ایشان مقطعی را که در لشگر سیدالشهدا بودند به من توصیه کردند که من را به عنوان آقای حسینی خطاب کنید، چون ما برای ادای تکلیف و برای انجام وظیفه به اینجا آمده‌ایم نه برای نام و عنوان و فخر فروشی. ویژگی‌های زیادی ما از ایشان در آن مدت دیدیم، توقعشان همانند یا کمتر از توقعاتی بود که سایر رزمندگان داشتند، هیچ‌گاه ندیدم چیزی بیشتر از دیگر رزمندگان بخواهد و یا حتی اشاره‌ای بکند، بلکه کمتر از آن را قانع بودند. سعی بر این داشتند که در جاهایی که امکان خطر بیشتری هست حضور داشته باشند و در مکان‌های امن تعیین شده نباشند. رفت و آمد و سرکشی به خط مقدم را همیشه جزو‌ مبنا‌ها و ملاک خودشان قرار می‌دادند، به موقع با بچه‌ها شوخی و مزاح هم می‌کردند، در مورد اقامه نماز یک ویژگی خاصی داشت، سعی داشت هنگامی که جماعت نبود نماز خود را در جاهای خلوت و تاریک که افراد کمتر حضور داشتند به جا آورد. ما آنجا چادرهای زیادی داشتیم، اما ایشان برای نماز و راز و نیاز، چادرهای پرت و دور را انتخاب می‌کرد. این حالت در طول مدتی که ایشان در لشگر بودند تکرار می‌شد و کار یک بار و دو بار نبود. بزرگواری خاصی در ایشان بود.»
شروع اتهامات سیاسی با فرضیه سازی‌های ساده‌ لوحانه
 نام سید مجتی خامنه‌ای را اول بار مهدی کروبی در جریان انتخابات نهم ریاست جمهوری در عرصه سیاسی کشور مطرح نمود. وی در نامه‌ای خطاب به مقام معظم رهبری این گونه نوشت: «در عین حال کماکان خبرهایی در مورد فعالیت ایشان [سید مجتبی خامنه‌ای] به نفع یکی از کاندیدا‌ها – که سه روز قبل از انتخابات ناگهان ستاره بخت او افول کرد و عنایت‌ها به طرف فرد دیگر سرازیر شد – و حتی رفت و آمد به ستاد انتخاباتی آن کاندیدا منتشر شد. حضرتعالی به خوبی واقف هستید که دخالت‌های نسنجیده اطرافیان برخی از مقامات روحانی و سیاسی در سال‌های گذشته تبعات منفی فراوانی برای کشور و نظام داشته است و لذا اینجانب از سر اخلاص، احترام و دلسوزی از جنابعالی تقاضا می‌کنم اجازه ندهید تجربه دیگری به تجربه‌های تلخ گذشته اضافه شود.»
به رغم نگارش چنین نامه‌ای تا چهار سال بعد، آن هم پس از اعلام نتایج انتخابات دهم، بحثی به آن شکل درباره فعالیت‌های سیاسی سید مجتبی در محافل عمومی مطرح نگردید. روند حوادث، البته واهی بودن توهمات کروبی در حصر اطلاعاتی مقام معظم رهبری به دلیل یکنواختی محیط پیرامونی ایشان را به اثبات رسانید. بر فرض صحت خبر حضور و فعالیت سید مجتبی خامنه‌ای در ستاد یکی از کاندیدا‌ها _ که هیچ گونه تصویر یا گزارشی از آن تاکنون منعکس نشده است – صرف وجود نظر شخصی برای فرزندان یک شخصیت سیاسی عیب به حساب نیامده و خلاف قانون تلقی نمی‌شود مانند آنچه که درباره حمایت سید احمد و بیت امام از بنی صدر و میرحسین موسوی نقل می‌شود.
آغاز خط گسترده تخریب در تابستان 88
با آغاز شورش‌های خیابانی حامیان کودتا، موارد دیگری نیز بر ضد سید مجتبی خامنه‌ای در سطح فضای مجازی مطرح گردید مانند دستور برخورد با اوباش توسط او و… که نیازی به بحث و بررسی آن به چشم نمی‌خورد. نکته اینجاست که به رغم طرح اتهامات اقتصادی و سیاسی بر ضد ایشان، شعار خاصی بر سر زبان پیاده نظام فتنه تکرار شد که وجود پشتوانه خاص و تحلیل استراتژیک پشت این نوع ماجرا‌ها را دور از باور نمی‌سازد.
از مالکیت ایرانسل تا فروش نفت قاچاق به انگلیس
بسیاری از مردم تا کنون این موضوع را شنیده‌اند که مقام معظم رهبری بر خلاف برخی شخصیت‌هایی که خود را تالی تلو ایشان می‌دانند فرزندان خویش را از هر نوع فعالیت اقتصادی بر حذر داشته‌اند. آیا این مسئله صحت ندارد؟!
نام برخی از کارخانه‌ها و شرکت‌ها نیز در افواه عموم به اسم این افراد ثبت گردیده و به عنوان مصادیق نفوذ و گستره خیزش‌های اقتصادی آنان بیان می‌گردد. با کشف تقلب! در انتخابات سال هشتاد و هشت، فعالیت‌ها و حتی مفاسد اقتصادی سید مجتبی خامنه‌ای نیز به یک باره کشف گردید و بر سر زبان‌ها افتاد. برای اثبات این اتهامات، دو مصداق بیشتر از همه مطرح شد. یکی امتیاز خطوط ایرانسل بود.
با روی کار آمدن دولت نهم، دعواهای حقوقی بین وزارت ارتباطات با این شرکت نیز همواره در همین راستا تلقی می‌گردید. در جریان فتنه اخیر نیز استفاده گسترده آشوب طلبان از هزاران سیم کارت ارتباطی بی‌نام و نشان این شرکت برای دامن زدن به اغتشاشات، نام ایرانسل را در ردیف مته‌مان کودتای مخملی قرار داد. به منظور احترام به صاحبان این شرکت لازم می‌دانم توضیح دهم که هیچ اتهام اقتصادی یا سیاسی درباره ایرانسل تا کنون به اثبات نرسیده است.
اما اتهام دوم مفاسد اقتصادی سید مجتبی خامنه‌ای، فروش نفت قاچاق به خانواده سلطنتی انگلستان بود. عظمت این اتهام دهان پرکن، توجه بسیاری را به خود جلب نمود. این روابط پر مفسده نیز از فردای اثبات تقلب! در انتخابات در فضای مجازی با آب و تاب روایت گردید. گذشته از منبع این خبر که در جای خود مورد بررسی قرار می‌گیرد، بسیاری از تحلیل گران بر این نکته اتفاق نظر داشتند با آن‌شناختی که از عمق خصومت دشمنان مقام معظم رهبری وجود دارد اگر کوچک‌ترین مدرکی در اثبات این نوع دعاوی در دست مدعیان بود امروز در کوره دهات‌های این مرز و بوم نیز می‌شد نسخه‌ای از آن را پیدا نمود!
حالا نوبت زندگی خانوادگی سید مجتبی است
شایعات درباره ایشان از هر جنس و نوعی که باشد دیگر خیلی متعجبمان نمی‌کند. شاید شنیده باشید که مجتبی خامنه‌ای به دلیل بدرفتاری با همسرش طلاق گرفته است. فرید حداد برادر همسر آقا مجتبی خامنه‌ای درباره خلق و خوی ایشان با همسرشان چنین می‌گوید: «ایشان اخلاقی‌ترین فردی است که من در طول عمرم دیده‌ام. در این13ـ12سالی که با ایشان هستم هیچ وقت صدای بلند یا کلمه‌ای خلاف ادب از وی نشنیده‌ام. هیچ وقت نشد که خواهرم از ایشان نزد ما گله کنند. هیچ زمان هم منزل آن‌ها خشک، تلخ و بی‌روح نبوده است. همانطور که می‌گوید و می‌خندد و با بچه‌ها و جوانان معاشرت می‌کند به‌‌ همان اندازه جدی، پر‌کار و پر‌تلاش و درسخوان است. معمولا تا دو سه نیمه شب مطالعه می‌کند. بسیار اهل مطالعات مذهبی و اخلاقی است. در به‌ کار بردن الفاظ و اظهار‌نظر در مورد اقوال و اعمال افراد بسیار دقیق است. در مورد بد‌ترین دشمنانش هم منصفانه حرف می‌زند.»
سفر از کشور صاحب دانش ناباروری به کشور بی‌دانش!
حداد عادل در ویژه برنامه همیشه بیدار در اصفهان به بخشی از شایعات پیرامون زندگی و شخصیت سید مجتبی خامنه‌ای، اشاره کرد: «در فتنه 88 گفتند یک کامیون حاوی شمش طلا متعلق به آقا مجتبی خامنه‌ای از کشور خارج شده است و در گمرک ترکیه متوقف شده، باید از خود بپرسیم چرا این حرف مطرح می‌شود؟ آن‌ها می‌خواهند بگویند ولایت فقیه هم مانند دیگران است و هدفشان جدایی ملت از ولایت است. گفته شد برای این‌که آقا مجتبی خامنه‌ای صاحب فرزند شود او و همسرش در یکی از بیمارستان‌های لندن یک میلیون پوند خرج کرده‌اند، ولی من به آن‌ها می‌گویم بچه آقا مجتبی، نوه بنده هم است و برای به دنیا آمدن نوه من نه کسی به خارج رفته نه پول زیادی خرج کرده است، نوه من در یکی از بیمارستان‌های تهران با مبلغ 500 هزار تومان به دنیا آمده و دکتر او هم همین خانم مرضیه وحید دستجردی بوده و پرونده این عمل هم در بیمارستان موجود است.»
درباره این خبر که سید مجتبی برای عمل به خارج از کشور سفر کرده باید بیشتر صحبت کرد. در کشوری که یکی از ۵کشور درمان نازایی در دنیا بوده است چگونه عقل سلیم به خود اجازه می‌دهد که اینگونه فکر کند رهبری فرزندش را برای معالجه به انگلستان فرستاده است. همچنین ذکر این نکته ضروری است که کشور انگلستان در درمان ناباروری هیچ تکنولوژی و دانش توسعه یافته‌ای ندارد و بسیاری و از کشورهای دیگر اروپایی در این مساله از انگلیس پیش‌تازترند این نکته این فرضیه را ذهن یقینی‌تر می‌کند که خالق این خبر اصلا به خود زحمت تحقیق درباره کشوری که می‌خواهد شایعه‌اش را بسازد نداده است یا اصلا به خود زحمت تحقیق درباره خبر را نداده است.
داستان طراحی شده دیگری که در کتاب خاطرات تازه منتشر شده پرویز ثابتی نفر دوم ساواک و بسیاری از رسانه های معارض جمهوری اسلامی نیز به آن پرداخته شده؛ ماجرای کانتینر طلایی است که توسط ترانزیت ترکیه کشف و مالکیت آن را با سید مجتبی خامنه­ای می­دانند. ثابتی و دیگر دوستان رسانه­ای­اش بدون توجه به فیلمی که دولت ترکیه مدعی است از کامیون حامل طلا و دلار متعلق به سید مجتبی در خاک ترکیه گرفته؛ مالکیت این طلاها را به عهده سید مجتبی می­داند در حالی که خود تلویزیون ترکیه صاحب اصلی این ثروت باد آورده را فردی به نام اسماعیل صفاریان معرفی می­کند، و اسناد و مدارک آن را هم در تلویزیون ملی ترکیه رو می­کند. حالا تلویزیون ترکیه از این کار چه نیتی را دنبال می­کند جای بحث در این مقال نیست ولی مساله جالب توجه جایی است که رسانه های غربی با عنایت به عدم دسترسی مردم عزیز کشورمان به اطلاعات صحیح اقدام به انتشار چنین اخباری می­کنند و می­دانند که با انتشار حجم وسیعی از اطلاعات نادرست و ناصواب بلاخره اگر نتوانند ذهنیت مردم را نسبت به رهبری و خانوادشان عوض کنند ولی می ­توانند آنها را دچار سوالات و شبهات ناجواب فراوان کنند که این خود مقدمه تغییر نگرش در افکار عمومی محسوب می­شود.
البته باید توجه داشت که برای انتقال میزان طلای ادعایی- 18٫5 میلیارد دلار طلا – حداقل به 6 کامیون از نوعی که در عکس موجود است احتیاج است. ولی چرا در فیلم تلویزیونی فقط یک کامیون دیده می­شود و خود دولت ترکیه و پرویز ثابتی هم ادعای کشف یک کامیون را دارند جای تعجب دارد.
-        تصویر تنها کامیون تحت تعقیب نیروهای امنیتی ترکیه
وقتی سناریوی امیر فرشاد ابراهیمی باز هم سوراخ است
مساله آقا مجتبی خامنه‌ای آنقدر اهمیت دارد که ضد انقلاب دست به کار شده و یکی از عناصر فریب خورده داخلی را که به ثمن بخسی دل به معاندین نظام اسلامی داده را مامور سناریو سازی علیه این بزرگوار می‌کند. امیر فرشاد ابراهیمی که در یک پروژه امنیتی در دهه 70 و با تحریک برخی از آقایان اصلاح طلب اقدام به پر کردن یک نوار ساختگی علیه نظام جمهوری اسلامی و برخی از مسئولین کشور کرده بود با ادعای دوستی با آقا مجتبی شروع به داستان سرایی‌های جدید علیه ایشان می‌کند. او با انتشار یک عکس در فضای مجازی مدعی می‌شود فردی که او را در این عکس همراهی می‌-کند کسی نیست جز فرزند مقام معظم رهبری و او با سید مجتبی ارتباط دارد و از بسیاری از خط و ربط‌ها و برنامه‌های سیاسی و اقتصادی ایشان با خبر است. غافل از اینکه صاحب اصلی عکس پیدا می‌شود و پنبه سناریو ساختگیشان را می‌زند. ابوالفضل محمدی صاحب اصلی عکس در وبلاگ آینه جادو می‌نویسد: «سال گذشته چند نفر از دوستانم زنگ زدند و گفتند که عکسی از من را در اینترنت گذاشته‌اند و بنده را مجتبی خامنه‌ای فرزند رهبر انقلاب نامیده‌اند!!! وقتی این عکس رادیدم کلی خندیدم! چراکه این عکس را در سفری که به همراه این3 نفر (که درکنارم ایستاده‌اند) به یکی ازشهرهای مازندران داشتیم گرفته بودیم و خودم هم این عکس را نداشتم. کسانی که در تصویر هستند به ترتیب از راست: 1-مجید ده‌نمکی 2-امیر فرشاد ابراهیمی 3-ابوالفضل محمدی (خودم) 4 -سهیل کریمی
و اما کل ماجرا سال 1376 امیر فرشاد ابراهیمی به واسطه رفت و آمدی که به محل کار ما داشت با ما آشنا شده بود و از قضا روزی که ما قصد مسافرت به شمال را داشتیم در آنجا بود و با اصرار و التماس فراوان و بعنوان جایگزین یکی از دوستانی که قرار بود در این سفر همراه ما باشد ولی نیامده بود، علیرغم میل باطنی‌ام بنده را متقاعد کرد که او را به همراه خود ببریم…
حالا نمی‌دانم چرا و باچه انگیزه احمقانه‌ای بنده را بعنوان مجتبی خامنه‌ای معرفی کرده؟ یعنی اینقدر احمق است که با خود فکر نمی‌کند که نکند دروغش درآید؟»
گاردین نگران جانشین رهبری در ایران
واقعیت آن است که تنها نشریه گاردین وابسته به انگلیس بود که ده‌ها اتهام را با تکیه بر منابع موثق اما نا‌شناس! بر ضد وی مطرح ساخت و خود مورد استناد صد‌ها سایت و نشریه و رسانه دیگر قرار گرفت: «علی انصاری، تحلیل‌گر ایران در دانشگاه سنت‌اندروز انگلیس، به گاردین گفته است: «اخیرا صحبت این بوده است که تمام این مسائل به مجتبی و جانشین شدن او مربوط است. او احتمالا در پی آن است که این مقام را در درازمدت برای خود به دست آورد و حفظ کند.»
گاردین می‌نویسد: «این نوع جانشینی خانوادگی تحت شرایط فعلی خیلی دشوار خواهد بود زیرا مجلس خبرگان رهبر را بر اساس موقعیت مذهبی انتخابت می‌کند. مجتبی لباس روحانیون را به تن می‌کند اما به هیچ وجه از درجات مذهبی لازم برای رفتن به صدر حکومت برخوردار نیست. برای این کار لازم است تشکیلات روحانی دستخوش ترمیم‌های عمده شود.»
خبر مسدود شدن یک میلیارد و 600 میلیون دلار از دارا یی‌های ایران در بریتانیا تا حدی در میان خبرهای داغ این روز‌ها توجه زیادی به آن نشد، حال آنچه در زیر می‌خوانید پشت پرده این خبر و علت اصلی‌ عصبانیت آیت الله خامنه‌ای از دولت انگلیس و احضار سفیر ایران به وزارت خارجه دولت بریتانیا می‌باشد: «حساب بانکی‌ به نام مجتبی خامنه‌ای پسر رهبر انقلاب، در یکی‌ از بانک‌های لندن به مبلغ یک میلیارد و ششصد میلیون دلار وجود داشت که با پیگیر‌یهای تعدادی از ایرانیان و فشار اتحادیه اروپا به دولت انگلیس توقیف شد. دولت انگلیس بخاطر روابط اقتصادی با خانواده آیت الله خامنه‌ای تمایل به توقیف این پول را نداشت که عده‌ای موفق شدند با اقدام‌های قانونی کار را روز 23 خرداد به اتمام برسانند. این پول هم اکنون به نام ملت ایران بلوکه شده است. گفتنی‌ست تلاش‌ها برای توقیف کل این پول‌ها که توسط فروش نفت و دریافت حق کمیسیون به دست آمده است ادامه دارد و در حال پیگیری است.»
سیاوش کاوه یکی از روزنامه نگاران و فعالان فضای مجازی ضد انقلاب در صفحه یکی از شبکه‌های اجتماعی فارسی زبان می‌نویسد: «یک منبع حوزوی در قم درباره میل به رهبر شدن در سید مجتبی خامنه‌ای می‌گوید هر چند این‌ها امروز شایعه است اما ممکن است بعد‌ها به واقعیت برسند. اینکه سید مجتبی بتواند پس از رهبری از سوی خبرگان منصوب شود فعلا به یک جوک شبیه است، چرا که بسیاری از اعضای خبرگان به این مقام نزدیکترند… رسانه‌ها عادت دارند برخی افراد را بزرگ کنند آنقدر که بعد خودشان هم از آن‌ها می‌ترسند، نمونه‌اش [آیت الله] مصباح یزدی و امروز هم سید مجتبی؛ «به اعتقاد من خیز سید مجتبی برای رهبری امروز تنها شایعه است.»
این جملات تقریبا جزء با انصاف‌ترین جملاتی است که درباره ایشان نگاشته شده است و علی رغم نگاه سیاسی مغرضانه نویسنده را مجبور به اعتراف به شوخی بودن میل سید مجتبی به رهبر شدن می‌کند.
خامنه‌ای جوان با وجود لباس روحانیت، روحانی واقعی نیست!
مجتبی خامنه‌ای از تبلیغات گسترده‌ای که علیه پدر بزرگوارش می‌شود بی‌نصیب نمانده است و تقریبا علیه ایشان به هر زبانی و هر سلیقه‌ای مطالب خلاف واقع فراوان می‌توان یافت سایت خبری انگلیسی زبان newser درباره ایشان می‌ نویسد: «آیت الله علی خامنه‌ای به ندرت در انظار عمومی ظاهر می‌شود اما پسرش بیشتر در چشم عموم دیده شده است، پسر او به یکی از مردان قدرتمند در ایران تبدیل شده است. مجتبی خامنه‌ای یک روحانی محافظه کاراست که حدود ۵۰سال سن دارد، ارتباط او با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی شبه نظامی بسیج در سراسر ایران وجود دارد. همانطور که در گزارش لس آنجلس تایمز، آمده است او به محافظ قدرت پدرش و یار او در سرکوب تبدیل شده است.
خامنه‌ای جوان با وجود لباس روحانیت، روحانی واقعی نیست؛ او یکی از چهره‌های بعد از انقلاب بود که در خانه‌ای احاطه شده توسط سرویس‌های اطلاعاتی زندگی کرده است. او می‌خواهد به موفقیت پدر خود به عنوان رهبر عالی کشور دست پیدا کند، اگر چه اختلافات میان نخبگان مذهبی ممکن است زیاد باشد با این حال، قدرت او بلامنازع است. کار‌شناسان می‌گویند که او مورد اعتماد‌ترین مشاور آیت الله خامنه‌ای است؛ اگرچه، برخی روزنامه نگاران می‌گوید: هیچ کس چیز زیادی درباره او نمی‌داند.»
مطب فوق اوج بی‌اطلاعی رسانه‌های غربی از فرزند رهبر انقلاب را تصویر می‌کند ولی با توجه به این فضای وهم آلود رسانه‌ای دست از تخریب ایشان بر نداشته‌اند. روحانی جوان ۵۰ساله که با وجود لباس روحانیت، روحانی واقعی نیست اوج این نادانی رسانه‌ای را به تصویر می‌کشد.
سید مجتبی با سپاه رابطه جدی دارد؛ ببخشید ندارد!
نکته قابل توجه دیگر داستان آنجاست که رسانه‌های غربی بر سر تعامل سید مجتبی با سپاه دچار اختلاف نظرهای شدیدی هستند از یک سو نشریه آمریکایی لس آنجلس اعتقاد دارد که سید مجتبی با تمام فرماندهان ارشد سپاه و بسیج ارتباط دارد از این طرف گاردین ادعا می‌کند: «شکاف‌هایی در داخل سپاه پاسداران وجود دارد و علی جعفری فرمانده کل سپاه و علی فضلی فرمانده سپاه در استان تهران با قدرت گرفتن مجتبی مخالفند.»
حالا به غلط ملایی گرفتن از روزنامه معتبر گاردین کاری نداریم وگرنه فرمانده سپاه پاسداران عزیز جعفری است و سردار علی فضلی قائم مقام سازمان بسیج مستضعفین است.
جالب‌تر اینکه فضای رسانه‌ای در داخل کشور نیز با رقیب خارجی‌اش خیلی تفاوت چشم‌گیری نمی‌کند. تصاویر بسیاری از دیگر فرزندان رهبری در اینترنت منتشر شده است که کاربران به دلیل عدم اطلاع کافی از شخصیت و چهره مجتبی خامنه‌ای به ایشان نسبت داده‌اند که نشان از شناخت اندک از ایشان دارد.
یکی از آن دویست هزار سند را رو کنید!
روزنامه لیبراسیون چاپ پاریس نیز به خیل هزیان گویان درباره فرزند دوم رهبر انقلاب اضافه می‌شود لیبراسیون در خبری می‌گوید: «در گزارشی از دویست هزار سند موجود در وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی که برخی از آن‌ها به خارج کردن پول و سپرده‌های مجتبی خامنه‌ای از بانک‌های خارجی مربوط می‌شود، خبر داده است. سوال نگارنده از این روزنامه و خیل عظیم سایت‌های پوشش دهنده آن این است که چرا یک سند رسمی از این دویست هزار سندی که برای اطمینان خاطر به مخاطبشان می‌گویند را همراه خبر فوق منتشر نکرده‌اند. اگر امکان دسترسی به چنین اسنادی برای ایشان وجود نداشته است چگونه از تعداد و محتوای این اسناد علیه سید مجتبی خبر دار شده‌اند.»
موافق، همراه یا گوینده؟!
علیرضا نوری‌زاده، روزنامه نگار و فعال سیاسی در لندن هم در سپتامبر 2010 چنین نوشت: «او [خامنه‌ای] مأموریت الهی دارد که اگر به سهولت تحقق آن می‌سّر نشد، آقازاده نجیب و لایق و صاحب کرامتش سید مجتبی و پس از او نوادگان و نتیجه‌ها و نبیره‌ها و ندیده‌ها… ولایت امر را در دست خواهند گرفت. در باب این مشکل که اگر قرار بود ولایت موروثی باشد که شاه را داشتیم و ولیعهدش اتفاقاً در بین مردم محبوبیت داشت و حداقل ریخت و قیافه و رفتار و منش و افکارش با انتظارات و خواستهای نسل جوان ایران هماهنگی دارد. در عین حال حسن آقای خمینی نیز هست که هم از سید مجتبی باهوش‌تر و درس خوانده‌تر است و اهالی ولایت اصلاحات نیز روابط بسیار نزدیکی با او دارند و هم قد و قامت و بر و روئی دارد که او را سر و گردنی از سید مجتبی بالا‌تر قرار می‌دهد.»
نگارنده به هیچ وجه قصد نسبت دادن این گونه حملات به فرزند رهبری را، به هیچ یک از جریانات سیاسی مخالف و بد سلیقه داخلی را ندارد ولی چرا آقای نوریزاده برای بالا بردن جایگاه و شانیت جریانی خاص در جبهه اصلاحات متوسل به تخریب چهره سید مجتبی می‌کند؟ آیا نمی‌توان برخی رگه‌های ترس و وهم خود ساخته را در این جریان دید. این احتمال شکل گرفته در ذهن نویسنده این سطور از اخبار عجیب و غریبی است که در این‌باره از بانیان جبهه داخلی معارضه با جمهوری اسلامی دریافت کرده است. در روزهای گرم تابستان 88 جناب محمد هاشمی در اقدامی عجیب در حرم امام رضا و در صحن گوهرشاد اقدام به صحبت خود جوش درباره اتفاقات پس از انتخابات کرده و عامل اصلی چنین پیشامدی را متوجه شخص سید مجتبی خامنه‌ای معرفی می‌کند. این اقدان عجیب در حالی صورت می‌گیرد که ایشان بدون ارائه هیچ سند مدرک و استدلال منطقی و عقلانی چنین حرکتی را به فرزند رهبری منصوب می‌داند.
مصطفی تاجزاده، معاون سیاسی وزارت کشور در دولت موسوم به اصلاحات و عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ـ زندانی سیاسی ـ هم در دی ماه1390 می‌نویسد: «مجتبی خامنه‌ای شخصا پیگیر پرونده من و همسرم است و قوه قضاییه و دیگران نقشی در این پرونده ندارند و تمامی فشارهای وارده به خانواده‌ ما خواست مستقیم مجتبی خامنه‌ای است.»
محسن مخملباف از فیلم سازان دهه 60 و70 سینمای ایران که الان به کمپ معاندین انقلاب اسلامی پیوسته در یک داستان‌پردازی خیالی دیگر درباره سید مجتبی خامنه‌ای می‌نویسد: «او متولد 1348  [است]. علاقه شخصی دومین فرزند [آیت‌لله] خامنه‌ای غیر از سیاست و اقتصاد به اسب سواری است. طوری که برای سوار شدن بر اسب مورد علاقه‌اش برای زمان‌هایی که در وکیل آباد مشهد است، اسب او را با هواپیما 330به مشهد می‌برند… وصلت با فرزندان [آیت‌لله] خامنه-ای، نوعی مشارکت در قدرت ایران است. به همین سبب ازدواج ناشی از عشق اولیه، تقریبا در خانواده [آیت‌لله] خامنه‌ای منتفی است. مجتبی مدتی با همسرش بر سر بچه دار نشدن دچار اختلاف بود و حتی علاقمند بود تا زن دیگری را اختیار کند تا اینکه راه چاره معالجه در لندن تشخیص داده شد.»
فروزانفر یکی از نوه‌های خواهر رهبری که با افتخار خود را از براندازان نظام اسلامی معرفی می‌کند در مصاحبه با نیک آهنگ کوثر یکی دیگر از فراریان مقیم خارج درباره نوشته‌های مخملباف می‌گوید: «چیزهایی که اعلام کرده بودند، تعداد اسب‌ها و دارایی‌هایی که گفته بودند، هیچ ارجاعی نداده بودند. من می‌توانم با تخیل خودم چیزهایی را در مورد آقای هاشمی رفسنجانی بنویسم. خود من در طول بیست سال، این ابعاد را ندیده بودم. انتقادم هم در آن مقطع به گزارش آقای مخملباف این بود که چنین گزارش‌هایی به پتانسیل جنبش سبز آسیب وارد می‌کنند. …آن شکل بچه‌گانه‌ای که اقای مخملباف لیست کرده بود دانه دانه… لیست عصاهای آقای خامنه‌ای را گذاشتند و یکی یکی قیمت‌گذاری کردند. فضا را به این سمت بردن ما را به جایی نمی‌برد.»
سکوت رسانه‌ای در مقابل هجمه توپ‌خانه‌ای
حجت الاسلام بجانی در جلسه هم اندیشی جوانان حزب اللهی در پاسخ به سئوالی در مورد فرزند دوم مقام معظم رهبری، با انتقاد از کوتاهی خواص گفت: هجمه به آقا مجتبی فقط برای ضربه زدن به ولایت است. دشمنان برای از پای در آوردن خیالی خود می‌خواهند ایشان (سید مجتبی) را در زیر خمپاره‌های جنگ نرم قطعه قطعه کنند.
جریان انحرافی نیز آغاز گر این مرحله از فتنه است. سال 88نام سید مجتبی در بخشی از فتنه‌ها برای هجمه مورد تخریب قرار می‌گرفت اما در این فتنه که از بهارش پیداست در تیررس هجمه‌های ناجوانمردانه قرار داده‌اند.
من نمی‌دانم چرا برخی از بزرگان ساکتند؟ این خود بخشی از فتنه 92 است اول فتنه با این همه از ساکتین فتنه؟ آیا باید حضرت آقا چیزی بگویند؟ دشمن توپخانه خود را دقیقا متوجه سید مجتبی خامنه‌ای کرده است. صدای آمریکا، بی‌بی سی، من و تو، منافقین و ده‌ها شبکه ماهواره‌ای دیگر خمپاره انداز‌ها و توپخانه‌هایشان ایشان را می‌زنند و ما نظاره گریم؟ آنان آنقدر حرفه‌ای عمل کرده‌اند که برخی‌ها نیز تحت تاثیر قرار گرفته‌اند.
هشدار به دوست‌داران رهبر انقلاب

در این بین نباید از نقش برخی جاهلین و غافلین خودی غافل شد. در تعدادی از سایت‌ها و وبلاگ‌های برخی از ارادتمندان و دوست داران رهبر انقلاب واژه‌هایی در وصف ایشان و سید مجتبی خامنه‌ای آورده شده است که این داستان پردازی‌های قدرت در ایران را ناخواسته تائید می‌کند. استفاده از واژه خلف صالح برای سید مجتبی خامنه‌ای از جمله این واژگان است که متاسفانه در حال رواج و گسترده شدن است. لازم است که ارادتمندان نظام اسلامی و رهبر انقلاب از هرگونه استفاده، ترویج و اشاعه این کلمات و مشابه آن در یادداشت‌ها و مقالاتشان بشدت پرهیز و اجتناب کنند و بدانند که چیزی جز تنور ضد انقلاب با این الفاظ گرم نمی‌شود

منبع




نوشته شده در تاريخ جمعه سوم آبان 1392 توسط دلسوخته



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یکم آبان 1392 توسط دلسوخته

جواب سردار جعفری به سؤال یک خبرنگار

 

 

 

خبرنگار خارجی:

اگه هواپیمای اسرائیلی وارد خاک ایران بشه و 5 تا موشک بندازه، ایران چکار میکنه؟

سر لشکر جعفری:

مهم نیست چند تا موشک میندازه ... یا کجا میندازه ...

مهم اینه که موقع برگشت این هواپیما، دیگه اسرائیلی وجواد  نخواهد داشت که در آن فرود بیاد!

منبع


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یکم آبان 1392 توسط دلسوخته

شرق
حمید انصاری بازخوانی کرد/ دستور امام: حذف مرگ بر آمریکا و شوروی

موسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی(ره)، درباره اظهارات آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی درباره «رابطه با آمریکا» و حذف شعار «مرگ بر آمریکا» از نگاه امام‌خمینی، اعلام موضع کرد. چند روز پیش آیت‌الله هاشمی بخشی از خاطرات خود مربوط به مذاکراتش با امام(ره) و موافقت ایشان با حذف شعار مرگ بر آمریکا و بررسی موضوع رابطه با آمریکا را روی سایت شخصی خود منتشر کرد که همین امر واکنش مدیرمسوول روزنامه کیهان را به‌دنبال داشت. حسین شریعتمداری، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام را متهم به تحریف بیانات و دیدگاه‌های بنیانگذار انقلاب کرد. مدیرمسوول کیهان نوشت: «بعد از رحلت حضرت امام(ره) تاکنون نمونه‌هایی از تحریف بیانات و رهنمودهای صریح آن حضرت دیده شده که تحریف نظرات ایشان از سوی آیت‌الله هاشمی و آیت‌الله صانعی از جمله آنهاست ولی متاسفانه «موسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی(ره)» که وظیفه قانونی حفظ آثار امام(ره) و پیشگیری از تحریف آن را برعهده دارد، در مقابل تحریف‌های یادشده سکوت محض کرده است.» پس از حمله کیهان به آیت‌الله هاشمی و موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) پایگاه اطلاع‌رسانی و خبری جماران گفت‌وگویی با قائم‌مقام موسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی(ره) انجام داد.
حمید انصاری با بیان اینکه بسیار خرسندم که همچنان اندیشه و مواضع رهبر انقلاب اسلامی با حساسیت فراوانی مورد توجه جامعه و فعالان سیاسی و اجتماعی قرار دارد، گفت: «اخیرا دو اظهار‌نظر از آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی که به‌نوعی مربوط به حضرت‌امام می‌شود منتشر شد و نقدها و مخالفت‌هایی را نیز برانگیخت، یکی - نقل مضمون - فرازی کوتاه از نامه‌ای است که ایشان گفته‌اند آن را در سال‌های آخر برای امام نوشته‌اند و دیگری مطلبی است که از قول ایشان تحت عنوان موافقت امام با حذف شعار «مرگ بر آمریکا» مطرح شده است. اولا تاریخ هر دو اظهارنظر آقای هاشمی مربوط به الان نیست. اظهارات آقای هاشمی درباره حذف شعار، در گفت‌وگو با ماهنامه مدیریت ارتباطات ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۹ (سه‌سال پیش) و مطلب مربوط به رابطه با آمریکا در گفت‌وگوی ایشان با فصلنامه موسسه مطالعات بین‌المللی در پایان سال ۱۳۹۰ بیان شده است و بعدا این مطالب (چندین ماه قبل) در کتاب صراحتنامه انتشار یافته است. البته در این ایام –‌که افکار عمومی متوجه رویکرد دولت تدبیر و امید در موضوع هسته‌ای و بررسی نوع تعامل با غرب و آمریکا و سفر ریاست محترم جمهوری به آمریکا بوده است‌– پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله هاشمی بازگویی خلاصه‌ای از گفت‌وگوی قبلی ایشان را به نحوی تنظیم و تیترگذاری کرده است که حساسیت‌ها را برانگیخته و باعث طرح دوباره موضوع شده است.»وی با تاکید بر این موضوع که آیت‌الله هاشمی هیچ مطلبی را به امام نسبت نداده و موضوع را به نوشته دیگری ارجاع داده است، افزود: «آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی مطالبی را مبنی بر نپسندیدن شعار مرگ گفتن نسبت به دولت‌ها و اشخاص بیان کرده است اما نه‌تنها تصریحی به اینکه این نظر امام است ندارد، بلکه تاکید کرده‌اند که این نظر خودشان است. همه آنچه که آقای هاشمی در خاطرات خود در این‌باره گفته‌اند به چهارفراز مربوط می‌شود که عینا از کتاب خاطرات ایشان نقل می‌کنم: ۱ – در ذیل خاطرات روز ۱۶ فروردین ۱۳۶۲ «... احمدآقا تلفن‌ کرد و اطلاع‌ داد، امام‌ با پیشنهاد قطع‌ شعار «مرگ‌ بر آمریکا و مرگ‌ بر شوروی‌» از رسانه‌های‌ دولتی‌ موافقت‌ کرده‌اند و پذیرفته‌اند که‌ بگویند به‌ امر امام‌ قطع‌ شده‌ است.»۲ - ۲۰ فروردین ۶۲ «... ظهر احمدآقا آمد. اعترافات توده‌ای‌ها را به ایشان دادم که بخوانند و به اطلاع امام برسانند. قرار شد از طرف امام رسما به صداوسیما ابلاغ کنند که [شعار] مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوروی را که در شعارهای مردم می‌آید، حذف کنند و دوستان دیگر هم موافق‌اند.»۳ - اول اردیبهشت ۶۲ «...جلسه شورای مرکزی حزب [جمهوری اسلامی] داشتیم‌. درباره دستور امام برای حذف شعارهای مرگ بر آمریکا و «مرگ بر شوروی» بحث داشتیم که شیوه حذف آن ـ‌ به صورتی‌که عکس‌العمل بدی نداشته باشد ـ انتخاب شود.»۴ - ۱۴ تیر ۶۳ «... [آقای امام موسوی‌] نماینده شوشتر هم آمد و پیشنهاد قطع شعار مرگ بر آمریکا و شوروی را می‌داد. گفتم به‌طور اصولی تصمیم گرفته‌ایم‌، امام هم موافقت کرده‌اند ولی منتظر فرصت هستیم.» موضوع هر چهار خاطره، قطع و حذف شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر شوروی» (که به‌صورت توأمان در شعارهای سراسری مردم گفته می‌شد) است نه فقط شعار مرگ بر آمریکا، آن‌هم قطع این شعار مرکب از رسانه‌های دولتی و رادیو تلویزیون نه حذف آن از ادبیات سیاسی مردم در تظاهرات و راهپیمایی‌ها و مناسبت‌ها.»قائم‌مقام موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) گفت: «خاطره‌ای که آقای هاشمی‌رفسنجانی در موضوع حذف شعار نسبت به امام ذکر کرده است مربوط به موافقت و دستور امام بر قطع این شعار از رسانه‌های دولتی است. مطلبی که در سال ۶۲ روی میز بررسی و تصمیم‌گیری مسوولان نظام و رهبری انقلاب قرار داشت همین بود و بحث بر سر دستور یا توصیه به مردم برای حذف این شعار نبود. در عبارات خاطرات آقای هاشمی هم که بر اساس یادداشت‌های ثبت‌شده روزانه می‌باشد به صورت دقیق تصریح شده است که موضوع موافقت و دستور امام حذف شعار «مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوروی» از رسانه‌های دولتی بوده است و نفی و نهی از این شعار نبوده است. بر اساس مدارک و اطلاعات موجود در اینکه این مساله یعنی پیشنهاد حذف شعار مرگ بر شوروی به‌طور اخص و کل شعار (مرگ بر آمریکا و شوروی) از صداوسیما در آن زمان با توجیهات منطقی فراوان و از کانال‌های مختلف به دفتر امام و به حضرت امام منعکس شده است تردیدی نیست. مطمئنم که بر طبق دستور حضرت امام از مقطعی شعار مرگ بر شوروی در پخش برنامه‌های رسمی از صداوسیما حذف شد.»انصاری در رابطه با موضوع اظهارات آیت‌الله هاشمی درباره پیشنهاد حل مساله رابطه با آمریکا به امام(ره) افزود: «آیت‌الله هاشمی گفته‌اند این پیشنهاد یکی از پیشنهادهایی است که طی نامه‌ای در سال‌های آخر برای امام فرستاده‌اند. اصل دستخط این نامه خصوصی چهار صفحه‌ای که به تاریخ ۴فروردین۱۳۶۶ می‌باشد در آرشیو اسناد موسسه نگهداری می‌شود. موضوع این نامه درخواست آقای هاشمی از امام برای حل چهار مشکلی است که نوشته‌اند اگر حل نشود در آینده مشکلات بزرگی برای انقلاب خواهد داشت: اول‌، دوگانگی نیروهای نظامی و چندگانگی نیروهای انتظامی. دوم، مشخص‌نبودن مرز سنت‌های شرعی با سنت‌ها و عادات عرفی. سوم، ابهامات در سیاست خارجی و رابطه با دولت‌های بزرگ خصوصا آمریکا. چهارم، نواقص و ابهامات موجود در قانون اساسی. در ادامه همین مساله چهارم، ایشان ۱۰ موضوع را به‌عنوان مشکلاتی که تجدید نظر درباره آنها در قانون اساسی را پیشنهاد دارند بر شمرده‌اند.»وی با بیان اینکه در مورد نامه مذکور امام(ره) پاسخ کتبی به آن نداده‌اند، گفت: « عدم پاسخ امام نه به‌معنای رد پیشنهادات است و نه تایید. برخی از موضوعات و پیشنهاداتی که آقای هاشمی در این نامه ذکر کرده‌اند که بعضی موارد آن در نامه‌های دیگران نیز به چشم می‌خورد بعدا به موجب حکم حضرت امام برای تشکیل شورای بازنگری قانون اساسی یا در مقاطعی دیگر مورد توجه و موافقت قرار گرفته و برخی نیز مسکوت گذارده شده که دلیل آن ممکن است مخالفت امام با آن نظر و پیشنهاد باشد یا مناسب‌ندیدن زمان برای طرح و اقدام ایشان در این مصاحبه از پیشنهادی که طی نامه‌ای به حضرت امام داده‌اند سخن گفته و از محتوای این پیشنهادشان دفاع کرده‌اند.» قائم‌مقام موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) با اشاره به اینکه آیت‌الله هاشمی در اظهارات‌شان در مورد رابطه با آمریکا هیچ مطلبی را به امام نسبت نداده‌اند که جای استعلام نظر از موسسه یا موضع‌گیری موسسه باشد؛ عنوان کرد: « توضیحا عرض می‌کنم آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در همان مصاحبه‌ای که دوسال پیش با فصلنامه مطالعات بین‌المللی داشته‌اند می‌گویند: «من در سال‌های آخر حیات امام (س) نامه‌ای را خدمت‌شان نوشتم، تایپ هم نکردم. برای اینکه نمی‌خواستم کسی بخواند و خودم به امام دادم. در آن نامه هفت موضوع را با امام مطرح کردم و نوشتم که... .» بیان آقای هاشمی و ادبیاتی که در ادامه به کار برده‌اند حاکی از آن است که ایشان کپی نامه را نگه نداشته‌اند یا در مصاحبه همراه نداشته‌اند. عین مطلبی که آقای هاشمی در نامه ۴/۱/۱۳۶۶ به امام در این موضوع نوشته‌اند چنین است: «... در سیاست خارجی و روابط با دولت‌های بزرگ و بخصوص آمریکا ابهاماتی وجود دارد که اگر شما رفع نفرمایید معلوم نیست کسی دیگر بتواند به آسانی رفع کند. می‌بینید که دولت‌هایی مثل سوریه، لیبی، چین و خود شوروی روابط عادی دارند؛ ولی در جامعه ما حرف‌زدن معمولی و تجارت با آنها مشکل‌آفرین است.» در باب این پیشنهاد می‌توان گفت از مجموع مواضع حضرت امام که بعد از تاریخ نگارش این نامه داشته‌اند و شواهد و حتی تعابیری که در فرمایشات و پیام‌های ایشان آمده است چنین استنباط می‌شود که در آن شرایط سال ۶۶ و ۶۷ که اوج حمایت علنی آمریکا از صدام و گسیل ناوگان نظامی دریایی به حمایت از صدام به خلیج‌فارس و مشارکت رسمی آمریکا در جنگ موسوم به جنگ نفت‌کش‌ها علیه ایران و اسقاط جنایتکارانه هواپیمای مسافربری ایران به‌وسیله موشک‌های ناو آمریکایی و مخالفت‌های آشکار آمریکا در شورای امنیت با پیشنهادات منطقی ایران برای صلح عادلانه، می‌باشد از نظر امام خمینی شرایط آن زمان مناسب طرح این پیشنهاد و اقدام عملی برای آن نبوده است.انصاری در پایان تاکید کرد: «این‌که به طور کلی و به‌عنوان یک سیاست راهبردی، نظر امام خمینی در موضوع مذاکره یا رابطه جمهوری اسلامی ایران با آمریکا چیست و اینکه بر اساس مبانی فقهی و سیاسی حضرت امام در باب سیاست خارجی آنچه که در فرمایشات ایشان در موضوع نفی مذاکره و رابطه با آمریکا در آن ایام آمده است بیانگر یک اصل بنیادین و همیشگی و خط قرمز نظام است یا اینکه معطوف به شرایط زمانی و مکانی است و اگر چنین است این شرایط کدامند؛ چون موضوع به تحلیل و تفسیر دیدگاه امام و برداشت از مواضع و سخنان امام باز می‌گردد، همه افراد ذی‌صلاح می‌توانند به صورت مستدل و مستند برداشت خود را منتشر کنند و بنده هم اگر توفیق بیابم به‌عنوان تحلیل شخصی و نه موضع رسمی موسسه مقاله‌ای را منتشر خواهم کرد، انشاءالله.»

بهار
انتصاب استانداران زیر فشار اصولگرایان عنوان گزارشی در بهار است:
اپیزود اول، وزیر کشوری از جنس اصولگرای میانه‌رو: هشت سال پیش بود که دولت اصولگرا سکان هدایت کشور را به دست گرفت. اصولگرایان خرسند از انتخاب‌شان سربلندانه از‌دستاوردها و وعده‌هایشان برای سال‌های آینده خبر می‌دادند. اما اوضاع زیاد بر وفق مراد دولتی‌های اصولمند نبود. رییس دولت و شیوه انتخاب استانداران که به گفته منتقدان «شیوه آزمون‌وخطا» بود کم‌کم صدای معترضان و منتقدان را بلند کرد. انتخاب استانداران غیربومی و به‌کارگیری دوستان و رفقا یکی از مهم‌ترین سمت‌ها را در دولت با چالشی جدی روبه‌رو کرد. چالشی که درنهایت منجر به بیشترین جابه‌جایی بین استانداران دولت احمدی‌نژاد شد.
اپیزود دوم، وزیر کشوری در دولت اعتدال: دولت روحانی با شعار اعتدال پیروز میدان شد. روحانی می‌گوید اعتدال پیشه کرده و برای ثابت کردن اعتدالش وزیر کشوری اصولگرا را بر سمت وزارتخانه خیابان فاطمی انتخاب می‌کند. دولت جدید می‌خواهد با تجربه همه آزمون و خطاهای دولت پیشین راه درست را انتخاب کند. راهی که انتخاب استانداران را طولانی کرده است. دو ماه از نشستن رحمانی فضلی بر صندلی وزارت کشور می‌گذرد اما تاکنون استاندار خیلی از استان‌ها مشخص نشده است. طولانی شدن روند انتخابی که رحمانی فضلی آن را عادی می‌داند و دیگران غیرعادی. وزیر کشور می‌گوید: «انتصاب تمام استانداران جدید تا دو ماه آینده تمام می‌شود.» او حتی تاکید می‌کند که «برای انتخاب استانداران محدودیت زمانی نداریم.» رحمانی فضلی می‌خواهد انتخاب استانداران را که یکی از حساس‌ترین انتخابات به حساب می‌آید تا آنجا که می‌تواند به تاخیر بیندازد. تاخیری که خودش آن را «دقت در انتخاب استانداران» می‌نامد و معتقد است که این «دقت» را فدای «سرعت» نخواهد کرد. اما پشت پرده گویا اوضاع طور دیگری است.
اپیزود سوم، ورود سهم خواهان: همان زمان که حسن روحانی عنوان رییس‌جمهوری بر نامش اضافه شد، سهم‌خواهان که منتقدان آن‌ها را «مجاهدین روز شنبه» خواندند. اصطلاحي كه روز پس از انتخابات به سهام‌خواران اطلاق مي‌شد و با صف کشیدن در محوطه جلوی مرکز تحقیقات استراتژیک سهم خود را از دولت طلب کردند. مجاهدین روز شنبه می‌خواستند استاندار با میل و نظر آن‌ها انتخاب شود. میل و نظری که هشت سال امتحان خود را پس داده است. میل‌ونظرهایی که انتخاب استانداران را در این دوره به پروسه‌ای طولانی‌مدت تبدیل کرد. وزیر کشور می‌گوید که هیچ فشاری در کار نیست، بلکه «دقت» است که این پروسه را طولانی کرده است. حتی حسین علی امیری، قائم‌مقام وزیر کشور با تکذیب فشارها گفته بود: «ما برای انتخاب استانداران تحت‌تاثیر فشاری از بیرون قرار نمی‌گیریم و فشار سیاسی نیز به وزارت کشور تحمیل نشده است.» او هم دلیل طولانی شدن این پروسه را دقت بالا در انتخاب استانداران می‌داند. اما موضوع به همین جا ختم نمی‌شود.
اپیزود چهارم، شروع چالش‌ها: پروسه انتخاب استاندار هرچه طولانی‌تر، چالشش هم بیشتر. مجاهدین روز شنبه خود را سهامدار دولت می‌دانند و سهم‌شان را می‌خواهند. وزیر کشور می‌خواهد «دقت» عمل داشته باشد. مردمی که به دولت اعتدال رای داده‌اندو تجربه دولت‌داری احمدی‌نژاد را چشیده‌اند، چشم‌شان به وزارت کشور دوخته شده است. دولت روحانی که به واسطه حمایت روسای جمهوری اصلاحات و کارگزاران قدم به میدان رقابت گذاشته و پیروز میدان شد حال باید مطابق با آنچه مردم انتخاب کرده‌اند راه برود و تصمیم بگیرد. چالش‌ها تمامی ندارد. منتقدان دولت را متهم به تغییرات اتوبوسی می‌کنند. دولت می‌گوید آن‌ها که بدون بلیت سوار شده‌اند باید دیر یا زود پیاده شوند.
اپیزود پنجم، شروع فشارها: آغاز چالش‌ها، کم‌کم به فشار تبدیل شده است. فشاری که پروسه انتخاب استانداران را طولانی‌مدت کرده است. دولت می‌گوید فشاری از سوی هیچ گروهی در انتخاب استانداران بر او نیست. اما طولانی شدن روند انتخاب استانداران و نارضایتی نمایندگان چیز دیگری می‌گوید. پشت پرده خبرهایی است. فشارها و لابی‌ها تا آنجا پیش رفت که حتی کمال‌الدین پیرموذن از تشکیل معاونت سیاسی- امنیتی ریاست‌جمهوری درراستای کاهش سهم‌خواهی‌ها و فشارها روی وزارت کشور خبر داد. معاونتی که به فاصله چند ساعت از انتشار خبر، تکذیب و دولت گفت چنین معاونتی وجود ندارد. تکذیب معاونت و عدم تشکیل آن در دولت شاید به این دلیل بود که دولت می‌خواست ثابت کند که هیچ فشاری از هیچ جهت در انتخاب استانداران بر او وارد نیست.
اپیزود ششم، انتخاب استانداران تا دو ماه دیگر: وزیر کشور می‌خواهد تا دوماه دیگر قصه استانداران را جمع کند. قصه‌ای که به مهم‌ترین چالش دولت روحانی تبدیل شده است؛ چالشی که هر طرف آن را گروهی به دست گرفته است. درست یا نادرست هر گروه می‌خواهد در این موضوع پیش‌دستی کند. حال باید منتظر ماند و دید که فشارها و سهم‌خواهی انتخاب استانداران در دولت روحانی به کجا می‌رساند.
کیهان
قهوه یا شیرکاکائو؟!
تیتر یادداشت روز کیهان است به قلم حسین شریعتمداری:
تیتر و خبر کیهان سه‌شنبه ۱۶ مهرماه جاری که به اظهارات آقای ظریف در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس اختصاص داشت در فاصله کوتاهی پس از انتشار با تهاجم سازمان‌یافته و گسترده‌ای در داخل و خارج کشور روبرو شد. حجم انبوه این تهاجم با توجه به ظاهر ماجرا عجیب و غیرمنتظره به نظر می‌رسید و از پشت صحنه دیگری حکایت می‌کرد که به آن خواهیم پرداخت. در این هجوم کم سابقه که هنوز هم ادامه دارد، تمامی روزنامه‌های زنجیره‌ای، سایت‌های وابسته به فتنه ۸۸، بسیاری از خبرگزاری‌های خارجی و شماری از مطبوعات و شبکه‌های تلویزیونی آمریکایی و اروپایی به میدان آمده بودند... و در این باره گفتنی‌هایی هست؛
۱- یکی از نکات درخور توجه آن که رسانه‌های یاد شده به اصل ماجرا و متن خبر کیهان کمترین اشاره‌ای نمی‌کردند به گونه‌ای که انگار فقط برای دیکته‌نویسی علیه کیهان مأموریت یافته‌اند و گرنه، نقل بی‌کم و کاست اظهارات ظریف نمی‌توانست توجیه قابل قبولی برای آنهمه عصبانیت و آشفتگی باشد.
آقای ظریف نیز بدون هیچ توضیحی درباره این که کدام بخش از خبر کیهان را نفی می‌کند، با کلی‌گویی به تکذیب آن پرداخته و در صفحه فیس‌بوک خود آورده بود، با دیدن تیتر و خبر کیهان به اندازه‌ای تحت‌فشار عصبی قرار گرفته که راهی بیمارستان شده است! رسانه‌های داخلی و خارجی نیز همین بخش از اظهارات آقای ظریف را نقل کرده و با استناد به آن انبوهی از ناسزا و تهمت‌های ناروا را روانه کیهان کرده بودند.
و اما، به وضوح قابل درک بود که اینهمه واکنش داخلی و خارجی در مقابل تیتر و خبر کیهان نمی‌توانست منطقی و قابل توجیه باشد و همه شواهد حاکی از آن بود که این سکه روی دیگری نیز داشته است و دشمنان بیرونی و دنباله‌های فتنه‌گر داخلی آنها در پوشش حمایت از دولت محترم و دلسوزی برای وزیر محترم امور خارجه کشورمان، پروژه دیگری را دنبال می‌کرده‌اند و تیتر و خبر کیهان این پروژه- و یا دستکم مقدمات آن- را درهم ریخته است. این پروژه چه بود که دشمن به آن دل بسته و تیتر و خبر کیهان تیرک آن را کشیده بود؟!
۲- در میان رسانه‌های یاد شده صرفنظر از برخی سایت‌های اجاره‌ای و تعدادی از روزنامه‌های زنجیره‌ای که بارها نشان داده‌اند، چشم و گوش بسته و برده‌وار در خدمت اصحاب فتنه ۸۸ هستند، شمار دیگری از این رسانه‌ها با تلویحی نزدیک به تصریح از پروژه مورد نظر یاد کرده و به آن اشاره داشته‌اند پروژه‌ای که می‌دانیم روح جناب آقای ظریف هم از آن خبر ندارد و اگر داشت با آن لحن دور از انتظار به کیهان نمی‌تاخت و از تأکید کیهان بر صداقت ایشان تقدیر هم می‌کرد که جا داشت و نکرد! و اما صریح‌ترین اشاره به پروژه مزبور در یکی از سایت‌های چند زبانه- و از جمله فارسی زبان- وابسته به مراکز اطلاعاتی آمریکا آمده است. سایت «گویانیوز» که از آمریکا به روز می‌شود و نه فقط ارتباط خود با سازمان سیا را انکار نمی‌کند بلکه در پاسخ به اعتراض برخی از گروه‌های اپوزیسیون که چرا برای استخدام ایرانیان در سازمان «سیا» آگهی منتشر می‌کند؟ ابتدا سکوت کرده و سرانجام بهانه آورده بود که سازمان سیا یک سازمان اطلاعاتی برای گسترش دموکراسی است! و از این روی در میان اپوزیسیون به سایت «سیانیوز» شهرت دارد.
این سایت روز چهارشنبه ۱۷ مهرماه با نقل-البته ناقص- ماجرا، طی تحلیلی که عصبانیت در آن موج می‌زد، ضمن فحاشی به کیهان آورده بود؛ کیهان با تیتر و خبر روز سه‌شنبه خود، به جام زهری که برای رهبری تدارک دیده شده بود لگد زد و محتویات آن را به زمین ریخت! سایت مورد اشاره از گفت‌وگوی تلفنی آقای روحانی با رئیس جمهور آمریکا به عنوان تغییر جدی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران یاد کرده و به همین علت از خبر کیهان به نقل از ظریف در جلسه کمیسیون امنیت ملی، که گفته بود «مکالمه روحانی با اوباما و دیدار طولانی من با جان کری نابجا بود» به شدت برآشفته و از این اقدام کیهان با عنوان پنبه کردن همه رشته‌ها یاد کرده بود! و در همان حال بی‌آن که به دولت محترم و وزیر امور خارجه کشورمان کمترین ارادتی داشته باشد به حمایت موذیانه از دکتر ظریف پرداخته و با استناد به تکذیب خبر کیهان از سوی ایشان، دو حرکت نابجای مکالمه روحانی با اوباما و ملاقات طولانی ظریف با جان‌کری را ستوده بود! حرکت موذیانه‌ای که تمامی رسانه‌های مورد اشاره در صدر این یادداشت به گونه‌ای مشترک و هماهنگ تکرار کرده بودند.
۳- اکنون سخنی با آقای ظریف در میان است و آن انتظار پیشگیری ایشان از سوء استفاده دشمنان بیرونی است. وزیر محترم امور خارجه به‌خوبی می‌دانند در صحت آنچه کیهان به نقل از ایشان آورده و به تیتر اول خود تبدیل کرده بود کمترین تردیدی نیست و تکذیب آن به گونه‌ای که اشاره شد فقط به نفع دشمنان بیرونی و دنباله‌های داخلی آنهاست که متأسفانه برخی از آنان در حلقه‌های نزدیک به مرکزیت دولت محترم حضور دارند و برخی نیز در تغییر و تحولات پیش ‌روی برای نفوذ در این مجموعه خیز برداشته‌اند. تیتر و خبر کیهان پروژه دشمنان بیرونی را که برای اجرای آن به همکاری حلقه‌های نفوذی دل بسته بودند، درهم ریخته است و از این روی شایسته تقدیر است- که انتظاری نداشته و نداریم- و نه درخور تکذیب که شایسته نبوده و نیست...
۴- و اما درباره تکذیب تیتر و خبر کیهان از سوی ظریف و رسانه‌های زنجیره‌ای اشاره به نکاتی ضروری است.
الف: اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و برخی از اعضای کمیسیون‌های دیگر که در نشست روز یکشنبه حضور داشته‌اند، تیتر و خبر کیهان را تأیید کرده و تأکید می‌کنند که آقای ظریف در جلسه مزبور با صراحت گفته بود؛ گفت‌وگوی روحانی با اوباما و ملاقات طولانی من با جان‌کری از اقدامات نابجایی بود که در سفر نیویورک اتفاق افتاد و بعد از انتشار این خبر در کیهان، گلایه کرده بود که قرار نبود این خبر منتشر شود. بنابراین در صحت خبر کیهان تردیدی نیست و آقای ظریف هم خبر کیهان را با کلی‌گویی و تأکید به آن که نباید منتشر شود به اصطلاح تکذیب کرده بود.
ب: آقای ظریف مدعی است آنچه درباره دو حرکت نابجا گفته است محرمانه بوده و نباید منتشر می‌شد! و افزوده است؛ اگر رهبری مصلحت می‌دیدند، خودشان مصادیق حرکت‌هایی که «بجا نبوده است» را روشن می‌فرمودند. در این خصوص باید گفت؛ اولاً به گفته سخنگوی کمیسیون امنیت ملی، جلسه آن روز محرمانه نبوده است. ثانیاً؛ رهبر معظم انقلاب طی سخنانی که عموم مردم مخاطب آن بودند از حرکت‌های «نابجا» در سفر نیویورک یاد کرده‌اند، بنابراین به طور طبیعی و منطقی می‌توان نتیجه گرفت که حضرت ایشان ضمن تقدیر از تحرک دیپلماتیک هیئت ایرانی در سفر نیویورک، گوشزد برخی اقدامات نابجا در این سفر را نیز ضروری می‌دانسته‌اند و نه محرمانه و غیر قابل گفتن.
ج: بعد از بیانات رهبر معظم انقلاب، تلاش افکار عمومی برای یافتن اقدامات نابجای سفر طبیعی و منطقی بود و می‌توان گفت که در پی بیانات حضرت آقا، بازگو کردن این حرکت‌های نابجا برای مردم برعهده مسئولان محترم بوده است. مخصوصاً آن که اگر اقدامات نابجای سفر برای مردم بازگو نشود، این احتمال وجود خواهد داشت که برخی دیگر از اقدامات هیئت کشورمان که مورد تأیید رهبر معظم انقلاب بوده است با تردید درباره نابجا بودن آن روبرو شود!
د: بدیهی است که تأکید رهبر معظم انقلاب درباره نابجا بودن برخی از اقدامات سفر آنهم برای عموم مردم از اهمیت این اقدامات نابجا حکایت دارد و به آسانی می‌توان حدس زد که حضرت ایشان اولاً؛ اصرار داشته‌اند دولت از تکرار خطاهایی که مرتکب شده است خودداری کند و ثانیاً؛ مردم بدانند که این اقدامات نابجا مورد تأیید نظام نیست و دشمنان بیرونی و دنباله‌های داخلی آنها نیز به اینگونه حرکت‌ها دلخوش نبوده و دندان طمع خویش را علیه نظام و دولت محترم تیز نکنند.
۵- جناب ظریف و همه مردم شاهد بوده‌اند که مقامات آمریکایی و اروپایی و متحدان منطقه‌ای آنها از گفت‌وگوی تلفنی آقای روحانی و اوباما، با عنوان تسلیم ایران در برابر فشارها و تن دادن به خواسته‌های آمریکا یاد کرده‌اند و جریانات بدنام و بدسابقه داخلی با استناد به این مکالمه تلفنی نابجا آرزوهای برباد رفته خود در جریان فتنه آمریکایی- اسرائیلی ۸۸ را نزدیک به تحقق ارزیابی کرده بودند. بنابراین، آیا اعلام صریح این واقعیت که گفت‌وگوی آقای روحانی و اوباما، اقدامی نابجا بوده است، برای تصحیح حرکت دولت و ناامید کردن دشمنان بیرونی و دنباله‌های داخلی آنها ضرورت نداشت؟! ماجرا با اهمیت‌تر از آن بود که از دید مردم خون داده و خون‌دل‌خورده این مرز و بوم پنهان بماند و نابجا بودن آن به دشمنان طمع کرده و در توهم افتاده، ‌تفهیم نشود. سخن از نوشیدن قهوه به جای شیرکاکائو نبود که اهمیت بازگویی نداشته باشد! پای عزت و اقتدار یک ملت در میان بود که نباید با اینگونه اقدامات نابجا به بازی گرفته شود.
۶- و بالاخره باید گفت؛ اضطراب آمیخته به عصبانیت دشمنان بیرونی و اصحاب فتنه از افشای اقدامات نابجای هیئت کشورمان در سفر نیویورک قابل درک است ولی تکذیب آن از سوی جناب ظریف کمترین توجیهی ندارد. چرا اصرار دارید آنچه برای دشمنان آشکار است از نگاه مردم پنهان بماند؟!...
دنیای اقتصاد
پیشنهاد سه مرحله‌ای به ۱+۵ تیتر گزارشی در دنیای اقتصاد امروز است که در ابتدای آن می خوانیم:
در حالی که تنها یک روز تا شروع مذاکرات هسته‌ای موسوم به ژنو ۳ باقی مانده، گفته می‌شود که ایران پیشنهادی سه مرحله‌ای و متفاوت از پیشنهادهای قبلی را روی میز می‌گذارد، به گونه‌ای که امکان رد آن از سوی ۱+۵ وجود نداشته باشد و اگر مورد پذیرش قرار نگیرد، مقصر آنها هستند. به گزارش «ایسنا»، در بسته جدید، مرحله اول و آخر یک جا دیده شده است، به این معنا که ۱+۵ باید در مرحله اول، این مساله را متعهد شود که در مرحله آخر مذاکرات و توافق احتمالی، حق غنی‌سازی ایران به رسمیت شناخته شود. در مراحل بعدی این پیشنهاد، گام‌های متقابل معرفی شده‌اند. مقامات ایرانی بر این نظرند که بدون توافق روی مرحله اول، امکان ادامه مذاکرات بسیار سخت خواهد بود. یکی از نکات پیشنهادي ایران که به رسمیت شناختن حق غنی‌سازی در خاک ایران است، هدف و به نوعی نتیجه مذاکرات در نظر گرفته شده است، نه آغاز آن؛ اما این به معنای عبور ایران از خواست اساسی خود یعنی شناسایی (سیاسی) حق غنی‌سازی نیست. دیپلمات‌ها معتقدند، چنانچه دو طرف روی مرحله اول این پیشنهاد به توافق برسند، در عمل فضای جدید و مثبتی در بحث هسته‌ای ایجاد خواهد شد که امیدها را برای موفقیت در مذاکرات افزایش می‌دهد.

اعتماد

تیتر یک اعتماد امروز این است: موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(س) اظهارات هاشمي‌رفسنجاني را تاييد كرد/ اسناد موافقت امام با حذف مرگ بر امريكا
خاتمي ۷۰ ساله شد تیتر دیگری در صفحه اول این روزنامه است.
در صفحه اقتصادی هم این خبر به چشم می خورد:مديرعامل شركت ملي مس خبر داد/ بازگشت پول‌هاي شركت مس به كشور
احمد مرادعليزاده، مديرعامل شركت ملي صنايع مس با اشاره به اينكه اين شركت هم‌اكنون در ثبات كامل به سر مي‌برد، گفت: در شش ماه نخست امسال توانستيم برنامه توليد سالانه خود را محقق كنيم. وي در پاسخ به اين سوال كه شرايط شركت ملي صنايع مس پس از بازداشت مديرعامل سابق اين شركت و اتفاقات رخ داده هم‌اكنون چگونه است، توضيح داد: همه مسائل حل شده و هم‌اكنون شركت در ثبات كامل به سر مي‌برد و كارهاي روزمره نيز در شركت در حال انجام است. او در پاسخ به اين سوال كه عملكرد توليد شركت در شش ماه نخست امسال چگونه بوده است؟ اظهار كرد: در اين مدت توليد طبق برنامه پيش رفت. طبق كنترلي كه خودم انجام دادم توليد شركت طبق برنامه سالانه انجام شده و تا پايان سال نيز تلاش مي‌كنيم برنامه توليد را محقق كنيم. مديرعامل شركت ملي صنايع مس همچنين در پاسخ به سوال ديگري درباره آخرين وضعيت پول‌هاي اين شركت در امارات و وضعيت بازگشت اين پول‌ها به كشور نيز گفت: تقريبا تمام پول‌هاي شركت ملي صنايع مس از امارات برگشته است و فقط بخشي از پول‌ها باقي مانده كه در اين زمينه منتظر نظر قاضي پرونده هستيم.

منبع



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1392 توسط دلسوخته
    

اسلایدر